فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات ام الحسنین (ع) عمليات ام الحسنين در جنوب كرخه نور در منطقه حميديه و با هدف انجام عملیات انحرافی برای اجرای طرح عملیات فتح المبین و تجزیه قدرت فرماندهی دشمن آغاز شد. عمليات ام الحسنين (س) ، يك عمليات انحرافي موفق براي اين كه عراق باز نتواند با… بیشتر »
 1 نظر

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات امام علي(ع) اين عمليات در تاریخ 31 اردیبهشت 1360 در شمال كرخه وغرب سوسنگرد توسط سپاه پاسداران وستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران انجام شد. آزاد سازي تپه هاي الله اكبر روز 31 ارديبهشت ماه 1360 يك روز بزرگ در تاريخ جنگ بود . نيروهاي سپاه پاسداران و… بیشتر »
 1 نظر

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات امام مهدي (عج) اين عمليات در تاریخ 26 اسفند 1359 با هدف عقب راندن دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد انجام شد. اين عمليات به منظور انهدام دشمن در غرب سوسنگرد تا روستاي احيمر طراحي شد سپاه و بسيج با پشتيباني ارتش حمله را آغاز كردند. دو ساعت بعد يعني در… بیشتر »
 2 نظر

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات بازی دراز عملیات بازی دراز در محور سر پل ذهاب - ارتفاعات بازی دراز به صورت نیمه گسترده در تاریخ ۱/۲/۱۳۶۰ به فرماندهی مشترک انجام شد. پیشینه ارتفاعات سخت‌گذر بازی دراز با قله‌های بلند و شیب‌های تند و بریدگی‌های ممتد از اهمیت ویژه‌ای در منطقه مرزی… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات بدر +موسیقی عملیات بدر بعد از عملیات خیبر، دشمن علاوه بر سازماندهی سپاه های اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشکیل فرماندهی شرق دجله و رده های مواضع پدافندی در سراسر منطقه جنوب کرد و در مسیر آب راه ها و در داخل نیزارها کمین هایی قرار داد تا در… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات الی بیت المقدس + نماهنگ عملیات در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات بیت المقدس2 عملیات بیت المقدس ۲ با رمز یا زهرا (س) در محور ارتفاع قمیش - سلیمانیه به صورت گسترده در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۶۶ به فرماندهی سپاه انجام شد. اين عمليات که تا دوم بهمن همان سال به طول انجاميد درمنطقه عمومي ارتفاعات قميش و سليمانيه آغازشده بود .… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات بیت‌المقدس 3 عملیّات بیت‌‌المقدس 3 در ساعت یک بامداد تاریخ 24/12/66 با رمز مقدس «یاموسی‌بن‌جعفر(ع)» و با هدف آزادسازی ارتفاعات شمال سلیمانیه و پاسخ به شرارت‌های عراق در بمباران مناطق مسکونی، در منطقة عمومی استان سلیمانیه عراق آغاز می‌شود.… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات بيت المقدس 5 عمليات بيت المقدس 5 ، با رمز مبارك يا اباعبداللّه الحسين (ع) و با هدف وارد كردن ضربه به سازمان رزمي دشمن در منطقه عمومي پنجوين به مرحله ي اجرا گذاشته شد . در اين عمليات ، خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات بيت المقدس 6 عملیات بیت المقدس6 در تاریخ 27/2/67 با رمز «یا امیرالمومنین(ع)» در منطقه عمومی سلیمانیه عراق برای پاسخ به شرارتهای دشمن در خلیج فارس و روستاهای مرزی کشور و با هدف خارج کردن نیروها ی خودی از تیررس دشمن و اشراف بر سّد دوکان آغاز شد. در… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات بيت المقدس 7 عملیات بیت المقدس ۷ در پاسخ به یکه تازیها و تعدیهای دد منشانه ارتش بعث عراق در نخستین ساعات بامداد ۲۳/۳/۱۳۶۷ با رمز مبارک (یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام)و با هدف انهدام مواضع دشمن در منطقه شلمچه آغاز شد . این عملیات در حالی انجام… بیشتر »
 نظر دهید »

جنگ

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
درسی سنگین برای آینده جنگ در نخستین روزهای هجوم سراسری ارتش عراق به خطوط مرزی ایران ، عملیات پل نادری صورت گرفت . طی این حمله محدود كه در روز 23 مهرماه سال 59 به منظور رویارویی و عقب راندن دشمن تا پشت خط مرزی آغاز شد ، سه تیپ پیاده و یك گروهان زرهی از… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات1

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات تحریرالقدس عملیات تحریرالقدس در 21 بهمن ماه 1362 با رمز لبیك یا خمینی در جنوب غربی مریوان و مناطق كوهستانی دربندیخان عراق و به منظور انهدام ماشین جنگی ارتش عراق، پاسخ قاطع به حملات موشكی دشمن به شهر مظلوم و بی‏دفاع دزفول، گمراه كردن عراقی‏ها از… بیشتر »
 نظر دهید »

جامانده

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان در راستای آغاز بکار طرح شهید شوشتری در روستای میدان مظفرخان با مردم این روستا دیدار و گفتگو کرد. به گزارش خبرنگار بیجار بام ایران،سردار محمد حسین رجبی روز گذشته در راستای آغاز بکار طرح شهید شوشتری در روستای میدان مظفرخان… بیشتر »
 نظر دهید »

زیبا

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هيچ وقت براي رفتن به جبهه مانعش نشدم، اما اخلاقم را مي دانست که چقدر زود دلواپس مي شوم. به همين دليل بعد از هر عمليات به من زنگ مي زد و خبر سلامتي اش را مي داد . هيچ وقت براي رفتن به جبهه مانعش نشدم، اما اخلاقم را مي دانست که چقدر زود دلواپس مي شوم. به… بیشتر »
 نظر دهید »

عیسی

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عیسی، نوجوانی متدین و متعهد بود. همیشه قرآن کوچکی در جیب بغلش بود. هر جا فرصتی به دست می آورد، مشغول خواندن قرآن می شد و به دیگران نیز قرآن خواندن را آموزش می داد عیسی، نوجوانی متدین و متعهد بود. همیشه قرآن کوچکی در جیب بغلش بود. هر جا فرصتی به دست می… بیشتر »
 نظر دهید »

انتخاب

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شبى ديدم صداى گريه‏ى بلند «حاج جعفر» مى‏آيد. داخل اتاق شدم و وقتى پرسيدم چه شده؟ گفت: «الآن امام در تلويزيون گفتند: اى كاش من هم يك پاسدار بودم!». شبى ديدم صداى گريه‏ى بلند «حاج جعفر» مى‏آيد. داخل اتاق شدم و وقتى پرسيدم چه شده؟ گفت: «الآن امام در… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در يك كانال پناه گرفته، عراقى‏ها ما را محاصره كرده بودند. فاصله‏ى ما با دشمن كمتر از صد متر بود. شهيد «فرهاد آزاد» بالاى كانال ايستاده و يك بى‏سيم نيز به كمر بسته بود. صدا زدم: «فرهاد! بيا پايين داخل كانال، اين جا امن‏تر است؛ تو را مى‏زنند». در يك كانال… بیشتر »
 نظر دهید »

وضو

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهيد على جاويدپور: ساعت پنج صبح بيدار شديم. در آن روز، يك اعزام سراسرى بود كه حدود دو هزار نفر از رزمندگان اسلام روانه‏ى جبهه شدند. آنها را از مقابل مجلس شوراى اسلامى تا راه آهن بدرقه كرديم. در سرماى شديد و در زير برف و باران، از رزمندگان خداحافظى… بیشتر »
 نظر دهید »

مرد

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خيلي با محمدجواد شوخي مي کرد. در حالي که مي خنديد به من گفت: «خانم! پسرم مرد شده، ببين هر کاري که من مي کنم او هم به خوبي همون کار رو مي کنه !» خيلي با محمدجواد شوخي مي کرد. در حالي که مي خنديد به من گفت: «خانم! پسرم مرد شده، ببين هر کاري که من مي کنم… بیشتر »
 نظر دهید »

نابرابر

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
با چند تن از برادران تصميم گرفتيم براي شناسايي به اطراف كارخانه شير پاستوريزه آبادان برويم. صبح روز بعد ده نفر شده و حركت كرديم. از ميان جنگل و از داخل نهرها پيش رفتيم. در جمع ده‌ نفري ما تنها يك نفر آرپي‌جي 7 با 5 عدد موشك داشت و بقيه مسلح به ژ – 3… بیشتر »
 نظر دهید »

قورباغه

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فروردین سال ۶۴ در گردان ثارالله لشکر ۲۳المهدی( عج) بودیم . در منطقه "شمریه" کنار رود کارون، گردان، اروگاهی صحرایی داشت. چادر ما متاسفانه یا خوشبختانه کنار چادر تبلیغات بود که به دست چند نفر از برادران روحانی اداره می شد فروردین سال ۶۴ در گردان ثارالله… بیشتر »
 نظر دهید »

یاس سفید

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پيرزن بغض كرده، پاي ديوار بود، آرام از جا بلند شد و رفت پاي تاقچه. حاشيه‌هاي جلد قرآن و شمعداني‌هايي مرصع روي تاقچه مي‌درخشيدند. پيرزن دستش را كشيد روي قرآن و بعد صلواتي بلند، هواي خشك اتاق را پر كرد. ناگاه در باز شد و صداي غژ غژ لولاهاي خشك شده، طنين… بیشتر »
 نظر دهید »

مجروهیت

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دو روز از عمليات بزرگ والفجر 8 مي گذشت . در شهرک ولي عصر خرمشهر داخل خانه اي مستقر بوديم و هراز گاهي يک گروه معبر زن يا جمع آوري مين و يا انفجارات ، جهت ما موريتي به خط مقدم که فاصله اش تا مقر ما کمتر از 1000 متر بود حرکت مي کردند و بعد از اجراي ماموريت… بیشتر »
 نظر دهید »

صبح

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در هنگام پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، من در بازداشت بودم درست در آستانه پيروزي انقلاب دستگير شدم آن روزها در دانشكده توپخانه پادگان اصفهان تدريس مي كردم چون مدتي در آمريكا بودم و دوره هاي مختلفي براي تخصص ديده بودم ، در خارج از پادگان هم زبان انگليسي… بیشتر »
 نظر دهید »

سی و دونفر

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ساعت هاي 1 و 2 نيمه شب بود که در ميان همهمه و شليک توپ و تانک و مسلسل و آرپي جي و غرش هواپيماهاي دشمن در عمليات بزرگ کربلاي 5 ، فرمانده تخريب بعد از چندين بار صدا زدن اسم من ، بالاخره پيدايم کرد و گفت : حميد هرچه سريعتر اين اسرا را به عقب ببر و تحويل… بیشتر »
 نظر دهید »

پاسگاه

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
درست چند روز پس از پيروزي انقلاب ، در كردستان و آذربايجان غربي حوادثي رخ داد كه توجه همه مردم ايران را به خود جلب كرد گروهك هايي كه در پيروزي انقلاب با غارت پادگان ها مسلح شده بودند ، با ادعاي خودمختاري از ناآگاهي مردم سوءاستفاده كردند و گوشه اي از… بیشتر »
 نظر دهید »

سفید

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عمليات ما در منطقه مريوان خيلي جالب بود آن زمان از وانت تويوتا كه كارآيي خوبي دارد ، خبري نبود بهترين ماشين ما در عمليات پاكسازي وانت سيمرغ بود كه روي آن اسلحه كاليبر پنجاه سوار مي كرديم آن زمان از دوشكا هم كه در اين طور مواقع كارآيي خوبي دارد ، خبري… بیشتر »
 نظر دهید »

کردستان

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به اصفهان برگشتم و براي مدتي نتوانستم به كردستان بروم متأسفانه سياست غلط دولت موقت باعث شد كردستان به تدريج از دست جمهوري اسلامي خارج شده و در سلطه ضد انقلاب قرار بگيرد هر روز خبرهاي ناراحت كننده اي از آنجا مي رسيد شهرها يكي پس از ديگري سقوط كرده بودند… بیشتر »
 نظر دهید »

آربابا

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خيلي راحت به سقز رسيديم اطراف جاده آنجا صاف است و كمتر امكان كمين زدن وجود دارد در مدت بيست و چهار ساعت آن شهر بزرگ را پاكسازي كرديم و تحويل سپاه داديم خيلي راحت به سقز رسيديم اطراف جاده آنجا صاف است و كمتر امكان كمين زدن وجود دارد در مدت بيست و چهار… بیشتر »
 نظر دهید »

نگاه

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سردشت در دست ضد انقلاب بود تنها ، پادگان در دست نيروهاي ما بود كه يك گردان نيرو در آنجا مستقر بود هر وقت كه قرار بود آن گردان تعويض شود ، هلي كوپترها بايد از سقز نيروهاي جديد را به آنجا مي بردند و نيروهاي آنجا را به سقز مي آوردند اين كار مشكل بود و كلي… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در كردستان شاهد لشگركشي عراق در مرز بوديم اردوگاهها و كمپ نظامي ارتش عراق در مرز به صورت آشكار برپا مي شد مانورهاي مختلفي انجام مي دادند كم كم در بعضي پاسگاه ها درگيري مرزي پيش آمد از شواهد و قرائن اين گونه مي شد فهميد كه عراق قصد يك لشگركشي بزرگ را… بیشتر »
 نظر دهید »

پاداش

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
چند روز بعد به همراه تعدادي از فرماندهان و همرزمانم رفتم تهران يكي دو روزي در آنجا منتظر مانديم خبري نشد ناراحت شدم فريادم درآمد و گفتم ما در جبهه كار داريم ، عمليات داريم اگر كاري نداريد ، وقت ما را بي خودي تلف نكنيد سرانجام موفق شديم با داد و فرياد… بیشتر »
 نظر دهید »

فصل

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در گرماگرم نبرد براي آزادسازي بوكان بوديم كه خبر سقوط هواپيما و شهادت جمعي از فرماندهان را شنيديم و غم و اندوه وجودمان را فرا گرفت در گرماگرم نبرد براي آزادسازي بوكان بوديم كه خبر سقوط هواپيما و شهادت جمعي از فرماندهان را شنيديم و غم و اندوه وجودمان را… بیشتر »
 نظر دهید »

سنگر

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سرانجام جايي را كه براي كار به دنبالش بودم ، يافتم واحد طرح و عمليات سپاه محل كار جديدم شد البته آنجا هنوز راه نيفتاده بود طرحي به شوراي عالي سپاه دادم مبني بر اين كه حاضرم واحد طرح و عمليات را راه اندازي كنم قرارم بر اين بود كه با آقاي رحيم صفوي كه در… بیشتر »
 نظر دهید »

تنهایی

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
احساس مسئوليتي كه مي كردم ، نمي گذاشت راحت بنشينم با صندلي چرخدار راه مي رفتم و كارها را به انجام مي رساندم مدت ها بود كه نگران شهر بوكان بودم براي آزادسازي آن طرحي ريختم در حال تدارك مقدمات اجراي اين طرح بودم كه نامه اي از نيروي زميني آمد دستور داده… بیشتر »
 نظر دهید »

حادثه

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هر روز كه مي گذشت ، همراهان بني صدر اوضاع را بر من بدتر مي كردند ولي من همچنان مقاومت مي كردم يك روز به شهر سر پل ذهاب رفتم تا به آقاي آذربان كه تازه از بيمارستان مرخص شده بود و با سپاه همكاري مي كرد ، سر بزنم و درباره طرحي كه براي سازماندهي سپاه ريخته… بیشتر »
 نظر دهید »

چاره

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سه ماه براي عملياتي كه در نظر داشتيم ، تلاش كرديم با فرماندهان سپاه جلسات فراوان گذاشتيم و روي طرح عمليات كار كرديم اصلي ترين هدف ما آزادسازي خرمشهر بود ، اما توانش را نداشتيم در مقابل ارتش مجهز عراق تنها مي توانستيم چهار تيپ نيرو براي عمليات آماده كنيم… بیشتر »
 نظر دهید »

لشگر

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
براي شناسايي عمليات فتح المبين آقاي مرتضي صفار از سپاه و سرتيپ دو معين وزيري از ارتش مأمور شدند منطقه اي به وسعت 2000 كيلومتر مربع براي آزادسازي اين عمليات در نظر گرفته شده بود اين منطقه از شمال به ارتفاعات سپتون ، عين خوش و يكي از ارتفاعات مهم منطقه به… بیشتر »
 نظر دهید »

خرمشهر

17 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پس از عمليات فتح المبين روحيه خوبي بر رزمندگان ما حاكم شده بود برعكس ، عراقي ها حال و روز خوبي نداشتند و از نظر روحي و رواني ضعيف و شكست پذير شده بودند همين مسئله يكي از دلايل ما براي انجام عمليات جديدي شد كه بعدها به بيت المقدس مشهور شد پس از عمليات… بیشتر »
 نظر دهید »

خانه

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا بیاد شهيد على پاشايى: چيزى به موسم حج نمانده بود و موقعى كه قرار شده بود رزمندگان نمونه‏ى گردان را براى زيارت خانه خدا ببرند، ديگر دل توى دل نيروهاى منتخب نبود. بیاد شهيد على پاشايى: چيزى به موسم حج نمانده بود و موقعى كه قرار شده بود رزمندگان… بیشتر »
 نظر دهید »

عمل نکردن

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   پشت تپه: پس از پايان عمليات والفجر هشت [20/11/64- فاو] باخبر شديم كه يكى از دوستان ما با آرپى جى موفق شده يك فروند از هليكوپترهاى دشمن را ساقط كند. از آنجا كه اين برادر كله بزرگى داشت، بچه ها به شوخى مى گفتند: بيچاره خلبان به خيال اينكه تپه… بیشتر »
 نظر دهید »

تشنه

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا بیاد شهيد عباس حسن: پس از مدتي مرخصي، دوباره عازم جبهه شده بودم. سوار ماشين كه شدم براي يك لحظه مسافران را برانداز كردم كه ناگاه چشمم به او افتاد كه روي صندليهاي رديف آخر نشسته بود. آشنايي مختصري با او داشتم. طلبه‏اي بسيجي كه بسيار مؤدب و… بیشتر »
 نظر دهید »

زن

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در منزل جلسه داشتند؛ با چند نفر از فرماندهان. شب بود و من هنوز فرصت خريد نان را نکرده بودم. به مهدي گفتم: «خودت بخر بياور.» در منزل جلسه داشتند؛ با چند نفر از فرماندهان. شب بود و من هنوز فرصت خريد نان را نکرده بودم. به مهدي گفتم: «خودت بخر… بیشتر »
 نظر دهید »

لب تشنه

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهيد محمدرضا امراللهى: مى‏خواهم بنويسم؛ ولى ديگر قلم توان نوشتن را ندارد و مركبم ديگر آن رنگ ديروز را به خود نمى‏گيرد و دستم ديگر قدرت نوشتن اين مطالب را ندارد. مى‏نويسم براى كسانى كه رنگ و بوى جهاد را به خود نگرفته‏اند و اين محفل چند… بیشتر »
 نظر دهید »

زیارت عاشورا

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا سردار شهيد «على اثناعشرى» روحيات بسيار معنوى داشت و بسيار خوش‏اخلاق و شوخ طبع بود به طورى كه دوستان، مجذوب ايشان بودند. از خصوصيات ديگر على آقا اين بود كه در اكثر مجالس عزادارى ابى عبدالله عليه‏السلام شركت مى‏كرد و صفاى خاصى هم در اين مجالس… بیشتر »
 نظر دهید »

دشمن

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   درخواست اذان هنگام شهادت بیاد شهيد على رفيعا به همراه گروهى از نيروهاى زبده، راهى منطقه شديم. درخواست اذان هنگام شهادت بیاد شهيد على رفيعا به همراه گروهى از نيروهاى زبده، راهى منطقه شديم. اگرچه زياد به منطقه توجيه نبوديم؛ اما مصمم بوديم راه… بیشتر »
 نظر دهید »

شوق

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا سجده اي ديگر قدم که به شهر گذاشت از هيجان به پرواز درآمد . در پرواز بود و نبود . روي زمين مي رفت و نمي رفت . ًبا عبور از کنار هر ديوار شکسته اي يا از مقابل در هر خانه نيمه ويراني وگذر از کوچه اي و يا عرض خياباني جسورتر وبا اراده تر مي شد .… بیشتر »
 نظر دهید »

حبیب

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا حبيب ديگر حرف نمي زند دوران خدمت سربازي را در منطقه جنگي گذراندم و پس از آن وارد جهاد شدم . از طريق جهاد براي مرحله دوم به جبهه اعزام شدم ، اما اين بار جزء نيروهاي پشتيباني بودم و در اولين مأموريت با ماشين ، گوشت خام از ماهشهر به چوبده مي… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا شهادت بی وضو ؟ پنج روز مانده بود به آخر اسفند - سال 65- يك شب چند نفر داوطلب خواستند كه ببرند خط مقدم؛ براى آوردن جنازه شهدايى كه جلو بودند. من هم در بين داوطلبين بودم. به رفيقم 'محمد بكتاش' كه پسر بسيار مؤدب و باصفايى بود گفتم: چرا داوطلب… بیشتر »
 نظر دهید »

نماز صبح

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   ميهمان يونس ( خاطره ای درباره شهید حسن کارآمد) چند روزي بود كه از عمليات كربلاي هشت برگشته بوديم روز نيمه‏ي شعبان؛ روز ولادت امام عصر (عج) فرمانده نيروهاي محور در جمع نيروهاي گردان ما و گردان‏هاي ديگر، طي يك سخنراني كوتاه اعلام كرد كه… بیشتر »
 نظر دهید »

وقت رفتن

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   زيباترين رفتن پنج ، شش روزي قبل از شهادتش بود كه برايم نامه فرستاد . نوشته بود : ‹‹ سعي كن خودت را به خدا نزديك كني ؛ تا به حال امتحان كرده اي؟ وقتي به او نزديك شوي تمام غم ها را فراموش مي كني و همه غصه ها از ياد مي رود . زيباترين رفتن پنج… بیشتر »
 نظر دهید »

آماده

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از رزمندگان شهيد و مجروح شده بودند. من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از رزمندگان شهيد و مجروح شده بودند. من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از… بیشتر »
 نظر دهید »

منتظر

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   منتظر بندهاي پوتينش را كه يك هوا گشادتر از پايش بود ، با حوصله بست . منتظر بندهاي پوتينش را كه يك هوا گشادتر از پايش بود ، با حوصله بست . مهدي را روي دستش نشاند و همين طور كه از پله ها مي رفتيم گفت : ‹‹بابايي ! تو روز به روز داري تپل تر مي… بیشتر »
 نظر دهید »

یک ربع

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا يك ربع به شهادت با بيست نفر از دوستان جيرفتي در بستان همكار بودم . هر جا كه مي رفتيم ، با هم بوديم . بين ما دوستي و صميميت زيادي پديد آمده بود . يك ربع به شهادت با بيست نفر از دوستان جيرفتي در بستان همكار بودم . هر جا كه مي رفتيم ، با هم… بیشتر »
 نظر دهید »

جنگ نارنجک

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   از ابتدای جنگ وارد سپاه شد. زندگی اش در جبهه ها بود و بعد از جنگ هم مدام در واحدهای عملیاتی و رزمی بوده است. شاید به همین دلیل است که روحیه جهادی اش همچنان باقی است و هنوز بوی خاک سرزمین های نور را می دهد. پس از جنگ سال ها در سپاه استان… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا بچه ها در اسرات پس از گذشت سال ها و ماه ها با شرایط آنجا خو گرفتند و برای اینکه با ایجاد تنوعی، یکنواختی کسالت بار روزهای اسارت را از بین ببرند، در صدد تدارک سرگرمی هایی برآمدند که از آن جمله برنامه تئاتر بود. یادم می آید تئاتری داشتیم طنز و… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید چیت

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   اوایل مهر ماه سال 63 ماموریتی را به واحد اطلاعات و عملیات تیپ انصارالحسین (ع) محول کردند. منطقه میمک دارای عوارض و پستی و بلندی زیاد با ارتفاعاتی کوچک و متوسط و شیارهایی عمیق بود. فاصله خط خودی با دشمن به بیش از 6 – 5 کیلومتر می رسید. البته… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید رضا

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر اختلاف سلیقه بود. یک دفعه شنیدم شکری پور مجروح شده و اعزامش کرده اند کرمانشاه. با خودم گفتم من مقصر بودم باید بروم حلالیت بطلبم. بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید سید حسین

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد ، سنگ ها خرد می شدند و به… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید اکبر

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا روهک ضد انقلاب « شیخ هادی» در قلعه هایی مستقر شده بودند و به خرابکاری و توطئه و آزار نیروهای انقلابی و کردهای مسلمان منطقه می پرداختند. برادر یار محمدی ماموریت پیدا کرد تا شرارت این گروه را در منطقه خنثی کند. در نزدیکی قلعه یکی از افراد گروهک… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید صمد

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما بود . زبان عربی را خوب می فهمید و به منطقه هم آشنایی کامل داشت. قبل از گشت و قبل از تاریک شدن هوا قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید رضا

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر اختلاف سلیقه بود. یک دفعه شنیدم شکری پور مجروح شده و اعزامش کرده اند کرمانشاه. با خودم گفتم من مقصر بودم باید بروم حلالیت بطلبم. بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید سید حسین

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد ، سنگ ها خرد می شدند و به… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید اکبر

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا روهک ضد انقلاب « شیخ هادی» در قلعه هایی مستقر شده بودند و به خرابکاری و توطئه و آزار نیروهای انقلابی و کردهای مسلمان منطقه می پرداختند. برادر یار محمدی ماموریت پیدا کرد تا شرارت این گروه را در منطقه خنثی کند. در نزدیکی قلعه یکی از افراد گروهک… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما بود . زبان عربی را خوب می فهمید و به منطقه هم آشنایی کامل داشت. قبل از گشت و قبل از تاریک شدن هوا قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما… بیشتر »
 نظر دهید »

یگان

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   دوستانش مي گفتند : شب قبل از شهادت تا صبح نماز و دعا مي خواند ، مناجات با خدا داشته . بچّه ها سر به سرش مي گذاشتند و مي گفتند : چرا اينقدر تو امشب مناجات مي كني ؟ مي خنديده و چيزي نمي گفته است . بعد صبح كه صبحانه مي آورند و مي گويند : بيا… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید باکری

14 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   این نوشته ها آخرین گفتگو هایی است كه لحظاتی قبل از شهادت مهدی باكری از پشت بی سیم بین شهید احمد كاظمی و شهید مهدی باكری صورت گرفته،در شرایطی كه مهدی باكری در جزایر مجنون در محاطره و زیر آتش شدید دشمن است و علی رغم اصرار شدید قرار گاه این… بیشتر »
 نظر دهید »

رفتن

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   سال 60 در اشنويه مسئول پايگاه بودم. بسيجى سيزده ساله اى داشتيم به نام فاطمى كه نماز شبش ترك نمى شد. من رفتني هستم سال 60 در اشنويه مسئول پايگاه بودم. بسيجى سيزده ساله اى داشتيم به نام فاطمى كه نماز شبش ترك نمى شد. شبى او را كشيدم كنار و… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از رزمندگان شهيد و مجروح شده بودند. من براي شهيد شدن آمده بودم در بمباران سال 62-61 'پادگان ابوذر' واقع در 'سرپل ذهاب'، تعداد قابل توجهى از… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   منتظر بندهاي پوتينش را كه يك هوا گشادتر از پايش بود ، با حوصله بست . منتظر بندهاي پوتينش را كه يك هوا گشادتر از پايش بود ، با حوصله بست . مهدي را روي دستش نشاند و همين طور كه از پله ها مي رفتيم گفت : ‹‹بابايي ! تو روز به روز داري تپل تر مي… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا يك ربع به شهادت با بيست نفر از دوستان جيرفتي در بستان همكار بودم . هر جا كه مي رفتيم ، با هم بوديم . بين ما دوستي و صميميت زيادي پديد آمده بود . يك ربع به شهادت با بيست نفر از دوستان جيرفتي در بستان همكار بودم . هر جا كه مي رفتيم ، با هم… بیشتر »
 نظر دهید »

نارنجک

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا از ابتدای جنگ وارد سپاه شد. زندگی اش در جبهه ها بود و بعد از جنگ هم مدام در واحدهای عملیاتی و رزمی بوده است. شاید به همین دلیل است که روحیه جهادی اش همچنان باقی است و هنوز بوی خاک سرزمین های نور را می دهد. پس از جنگ سال ها در سپاه استان… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا بچه ها در اسرات پس از گذشت سال ها و ماه ها با شرایط آنجا خو گرفتند و برای اینکه با ایجاد تنوعی، یکنواختی کسالت بار روزهای اسارت را از بین ببرند، در صدد تدارک سرگرمی هایی برآمدند که از آن جمله برنامه تئاتر بود. یادم می آید تئاتری داشتیم طنز و… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   اوایل مهر ماه سال 63 ماموریتی را به واحد اطلاعات و عملیات تیپ انصارالحسین (ع) محول کردند. منطقه میمک دارای عوارض و پستی و بلندی زیاد با ارتفاعاتی کوچک و متوسط و شیارهایی عمیق بود. فاصله خط خودی با دشمن به بیش از 6 – 5 کیلومتر می رسید. البته… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر اختلاف سلیقه بود. یک دفعه شنیدم شکری پور مجروح شده و اعزامش کرده اند کرمانشاه. با خودم گفتم من مقصر بودم باید بروم حلالیت بطلبم. بین من و شکری پور شکر آب شده بود. چیز مهمی نبود. بیشتر… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید حسین

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد عملیات تنگ کورک بود و عراقی ها به ما پاتک زده بودند. وقتی توپ در آن ارتفاعات بلند به صخره ای اصابت می کرد ، سنگ ها خرد می شدند و به… بیشتر »
 نظر دهید »

شیخ هادی

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   روهک ضد انقلاب « شیخ هادی» در قلعه هایی مستقر شده بودند و به خرابکاری و توطئه و آزار نیروهای انقلابی و کردهای مسلمان منطقه می پرداختند. برادر یار محمدی ماموریت پیدا کرد تا شرارت این گروه را در منطقه خنثی کند. در نزدیکی قلعه یکی از افراد… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما بود . زبان عربی را خوب می فهمید و به منطقه هم آشنایی کامل داشت. قبل از گشت و قبل از تاریک شدن هوا قبل از عملیات بیت المقدس صمد مسئول قایق و بلد چی تیم شناسایی 5 نفری ما… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید خادم

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   دوستانش مي گفتند : شب قبل از شهادت تا صبح نماز و دعا مي خواند ، مناجات با خدا داشته . بچّه ها سر به سرش مي گذاشتند و مي گفتند : چرا اينقدر تو امشب مناجات مي كني ؟ مي خنديده و چيزي نمي گفته است . بعد صبح كه صبحانه مي آورند و مي گويند : بيا… بیشتر »
 نظر دهید »

مهدی

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا این نوشته ها آخرین گفتگو هایی است كه لحظاتی قبل از شهادت مهدی باكری از پشت بی سیم بین شهید احمد كاظمی و شهید مهدی باكری صورت گرفته،در شرایطی كه مهدی باكری در جزایر مجنون در محاطره و زیر آتش شدید دشمن است و علی رغم اصرار شدید قرار گاه این… بیشتر »
 نظر دهید »

عید قربان

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   یکی از شهدا عاشق حضرت زهرا سلام الله علیها بود کسی جرأت نمی کرد روضه فاطمه رو کنارش بخونه ، دیوانه ی فاطمه ،اینقدر خودش رو میزد یکی از شهدا عاشق حضرت زهرا سلام الله علیها بود کسی جرأت نمی کرد روضه فاطمه رو کنارش بخونه ، دیوانه ی فاطمه… بیشتر »
 نظر دهید »

عاشق

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   یکی از شهدا عاشق حضرت زهرا سلام الله علیها بود کسی جرأت نمی کرد روضه فاطمه رو کنارش بخونه ، دیوانه ی فاطمه ،اینقدر خودش رو میزد یکی از شهدا عاشق حضرت زهرا سلام الله علیها بود کسی جرأت نمی کرد روضه فاطمه رو کنارش بخونه ، دیوانه ی فاطمه… بیشتر »
 نظر دهید »

گروهان

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   مسئول گروهانمان بود. مداحی هم می کرد. روضه های حضرت علی أصغرش علیه السلام عجیب بود. مسئول گروهانمان بود. مداحی هم می کرد. روضه های حضرت علی أصغرش علیه السلام عجیب بود. بار آخرهم توی حسینیه ی سنندج از حضرت علی أصغر علیه السلام خواند: سوختم… بیشتر »
 نظر دهید »

امام ...

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   باهم قرار گذاشته بودیم هرکسی شهید شد، از اون طرف خبر بیاره. شهید که شد خوابشو دیدم. داشت می رفت، با قسم حضرت زهرا سلام الله علیها نگهش داشتم. باهم قرار گذاشته بودیم هرکسی شهید شد، از اون طرف خبر بیاره. شهید که شد خوابشو دیدم. داشت می رفت،… بیشتر »
 نظر دهید »

دشمن

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در سال 1331 در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات شش ساله دوره ابتدائی را در دبستان مهران گذراند و وارد دبیرستان ششم بهمن (شهید مطهری) گردید. در سال 1331 در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات شش ساله دوره ابتدائی را در… بیشتر »
 نظر دهید »

مادر

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   همین طور یک چشم به ستاره‌‌‌های آسمان و یک چشم به جلو، رفتیم تا رسیدیم به تک گذرگاه منطقه که پر بود از پروانه و خمپاره‌‌‌ها و پاکت‌‌‌های خالی سیگار‌‌‌های سرمه‌‌‌ای رنگ عراقی که حق نداشتیم به آنها دست بزنیم تا دشمن به منطقه حساس نشه. همین طور… بیشتر »
 نظر دهید »

محسن

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   تنها شش نفر توانستند خود را به بالای ارتفاع 1050 «بازی‌دراز» برسانند. برادر «علی موحد‌دانش» و برادر «محسن وزوایی» كه فرمانده‌ی محور چپ عملیات بود از جمله افراد فتح‌كننده‌ی ارتفاع 1050 بودند. «محسن وزوایی» كه از دانشجویان پیرو خط امام در… بیشتر »
 نظر دهید »

زخیره

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا روایتی از مادر شهید فرشید روشن از گردان علی بن ابیطالب لشکر ۲۵ کربلا مادر شهید روشن می گوید: وقتی که فرشید را وضع حمل می کردم پدرش اصرار کرد که ما بچه نمی خواهیم و دیگر بچه کافی است. مرا راضی کرد و به دکتر رفتیم تا آمپولی بزنم و بچه را سقط… بیشتر »
 نظر دهید »

باکری

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   حمید گفت: از سوریه که سوار اتوبوس شدم، چشمم به یک مرد جوان لاغر و چشم درشت افتاد که بهم خیره شده بود. یکریز مرا می‏ پایید. اول توجهی بهش نکردم؛ اما نزدیکی مرز ایران دیدم این‌طور نمی‏ شود. فکری شدم که نکند ساواکی باشد. حمید گفت: از سوریه که… بیشتر »
 نظر دهید »

مربی

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهید اربابیان در عملیات بدر یاری کننده بچه های تخریب در انهدام دژهای جزیره مجنون بود. در عملیات عاشورای 3 با همکاری شهید سید امین صدر نژاد تله های انفجاری فراوانی را برای استفاده در عملیات آماده کرد که در عملیات از آن استفاده شد و از دشمن… بیشتر »
 نظر دهید »

جانباز

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   جانباز است آن هم از نوع شیمیایی که بیش از 50 درصدش را بنیاد شهید تایید کرده است، با دو فرزند دلبند و همسر مهربانش که عوارض شیمیایی آنها را هم در برگرفته است، نمی‏داند به درد خودش برسد با فرزندانش؛ با یاد دوستان شهیدش و تصویر امام و آقا که… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   لحظات شهادت و برزخ عشق که میعادگاه رزمندگان اسلام و ایثارگران دوران دفاع مقدس است همواره جذاب و خواندنی است. مسعود محمدی از رزمندگان و ایثارگران دوران دفاع مقدس همزمان با روز جانباز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در کرمانشاه اظهار کرد: ما از… بیشتر »
 نظر دهید »

عرب

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا یاسر عرب» علاوه بر اینکه نویسنده قابلی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است، او را با مستندهایی می‌شناسیم که در حوزه هنر متعهد و به خصوص دفاع مقدس، قابل توجه و تامل است. «یاسر عرب» علاوه بر اینکه نویسنده قابلی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است،… بیشتر »
 نظر دهید »

محمد جهان آرا

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   همزمان با آغاز اردوهای بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس (راهیان نور)، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در ویژه‌نامه‌ای با عنوان «پلاك»، به مرور رهنمودهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره روایتگری سیره‌ی شهدا، خاطرات و روایت… بیشتر »
 نظر دهید »

نماز

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   1- شهيد آخوند رجبي علي: - و بدانيد، نماز خوب انسان را از فحشاء و منكر دور مي‌كند، نماز را با حضور قلب اقامه كنيد... 2- شهيد احمدي، علي: شما را در بر پاداشتن نماز و احكام الهي و روزه سفارش مي‌كنم زيرا آنچه ما را موفق و پيروز مي‌دارد، اسلام… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا شهيد محمد باقر مؤمني راد-لشكر32 انصار الحسين عليه السلام- نام پدر: عبدالله-تولد:25/3/1344- همدان- شهادت: 9/2/1365- والفجر8 فاو- محل دفن گلزار شهداي همدان شهيد محمد باقر مؤمني راد-لشكر32 انصار الحسين عليه السلام- نام پدر:… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   صداي زنگ خانه بلند شد. چادرم را سر كشيدم و رفتم دم در. چشمم افتاد به دو، سه تا از بچه هاي سپاه. چند باري با عبدالحسين آمده بودند خانه. سلام كردند. گفتم:« سلام، بفرمايين، امري بود؟» گفتند: « ببخشين حاج خانم، لطفا شناسنامه آقاي برونسي رو… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید آوینی

12 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا شهید آوینی برای ما سخن دارد یاران شتاب کنید. گویند قافله ای در راه است که گنهکاران را درآن راهی نیست اما پشیمانان را می پذیرند. شهید آوینی برای ما سخن دارد یاران شتاب کنید. گویند قافله ای در راه است که گنهکاران را درآن راهی نیست اما پشیمانان… بیشتر »
 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
 << < آبان 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

آمار

  • امروز: 32
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 865
  • 1 ماه قبل: 11791
  • کل بازدیدها: 357955

مطالب با رتبه بالا

  • چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ ( از خاطرات شهید عبدالهی ) (5.00)
  • وصيت نامه شهيد عبدالله غلامي (5.00)
  • دهشت‌زده و تعجب‌زده (5.00)
  • وصیتنامه شهید محمد رضا قوس (5.00)
  • وصیت نامه شهید قاسم میر حسینی (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس