فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

ذخیره

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   محمد رضا طلوع در وبلاگ گفتگوی دوستانه نوشت: فقیه مقدس، میرزاى تبریزى(قدس سره) مقید بودند که دستمال سیاهى را که مخصوص گریه بر اهل بیت(علیهم السلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و به ندرت این کار را فراموش مى کردند. گاهى اتفاق مى افتاد که… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   چقدر سخت است حال عاشقی که نمیداند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه؟ دی 1345 دیده به جهان گشود، 11دی 1364زخم عشق و جانبازی به تن نشاند، دی ماه 1370 لباس دامادی به تن کرد، دی ماه 1371 با تولد سیده زهرا، پدر شد، و 11دی 1375 به قافله همرزمان… بیشتر »
 نظر دهید »

خدایا...

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   خدایا هدایتم کن ، زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است. خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم ، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است. خدایا نگذار دروغ بگویم ، زیرا دروغ ظلم کثیفی است. خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم ، زیرا تهمت خیانت… بیشتر »
 نظر دهید »

پاکسازی

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   ه جای فشنگ ژ-3 برایمان فشنگ برنو فرستادند بعد از چهار پنج روز جنگ به جای فشنگ ژ-3، فشنگ ام یک و فشنگ برنو فرستادند. این را مسئولین تا حال هیچ پیگیری نکردند. نیامدند از برادران پاسدار که توی اون جریان بودند، بپرسند، کی باعث این جریان بوده که… بیشتر »
 نظر دهید »

امام

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا غلام علی در کمیته استقبال از امام کمر همت بست تا گزندی به امام وارد نیاید، اوست که مأمور می‌شود تا مین‌های کارگذاشته شده توسط نظامیان سرسپرده دولت بختیار در بهشت‌زهرا در روز ورود امام (ره) را خنثی و جمع‌آوری کند. غلام علی در کمیته استقبال از… بیشتر »
 نظر دهید »

راز ...

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا راز انگشت و انگشتری که سالم مانده بود خبرگزاری فارس: در منطقه عملیاتی «والفجر4» پیکر شهیدی را پیدا کردیم که تمام بدنش اسکلت شده بود اما یکی از انگشتانش که در آن انگشتر بود، کاملاً سالم مانده بود، وقتی خاک‌های روى عقیق انگشتر او را پاک کردیم،… بیشتر »
 نظر دهید »

چهل و هشت

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهید علیرضا خاکپور از سرداران شهید «لشکر پنج نصر خراسان» از خطه گلستان، روستای پیرواش، متولد سال 1345، از خانواده ائی روستائی و کشاورز، متاهل، وقتی «سمانه» تنها دخترش، «هشت ماهه» بود؛ علیرضا در ششم اسفند سال «1365»در عملیات «کربلای پنج»… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   آن گاه که امام بزرگوارمان در استناد به آیه ی شریفه ی: « عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» فرمودند: جنگ برای ما نعمت است، آن گاه که امام بزرگوارمان در استناد به آیه ی شریفه ی: « عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» فرمودند: جنگ برای ما نعمت است،… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا 12 مرداد سال 1306 زمانی که هنوز بیش از دو سال از روی کار آمدن رضا خان نگذشته بود ، در شهر کوچک نهاوند پسری در خانواده ای روحانی متولد شد . وی را که آخرین فرزند خانواده بود علی نامیدند . پدرش یکی از روحانیون برجسته ، صاحب علم و اجتهاد و تقوا… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهيد موسي كلانتري در سال 1327 در مرند تولد يافت ، وي تحصيلات ابتدايي و مقداري از متوسطه را در همان شهر به پايان رسانيد و ديپلم خود را از دبيرستان خوارزمي تهران گرفت وي در سال 1345 وارد دانشگاه پلي تكنيك تهران شد و به اخذ درجه فوق ليسانس در… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   به نام خالق هستي هنر آن است كه بميري پيش از آن كه بميرانندت و مبدأ و منشأ حيات آنانند كه چنين مرده اند بنده در شهريور سال 1326 در شهر ري شاه عبدالعظيم به دنيا آمدم و در خانه اي بزرگ شدم كه به غير از خانواده خودم چندين خانواده ديگر در آن… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهيد محمود قندي در سال 1323 در خانواده اي مذهبي در تهران متولد شد ، تحصيلات ابتدايي را در دبستان محمدي و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان علوي در سال 1341 به پايان رسانيد او يكي از بهترين شاگردان اين دبيرستان به شمار مي رفت استاد روزبه يكي از… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بسم الله الرحمن الرحيم شهيد كشوري ، اسطوره مقاومت در روزهاي خون وخطر مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد امام خميني اين مختصري است از زندگي نامه شهيد سرگرد خلبان احمد كشوري مردي كه افتخار اسلام و هوانيروز بود و به وسيله سپاه پاسداران انقلاب… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   محمد جواد تند گويان در روز دوشنبه 26 خرداد ماه 1329 در خاني آباد تهران ديده به جهان گشود تحصيلات مقدماتي و علوم قرآني را نزد پدر فرا گرفت و سپس وارد مدرسه شد ، دوره‌هاي ابتدايي و دبيرستان را با موفقيت پشت سر گذاشت پس از دريافت ديپلم رياضي و… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهيد جواد فكوري مشاور جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش شهيد سرتيپ جواد فكوري در سال 1317 در تبريز به دنيا آمد و پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده خلباني شد و اين دوره را به موفقيت به پايان رساند او همچنين دوره هاي تكميلي خلباني مقدماتي… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   سخن از افسري بلند قدر وشهيدي پرتلاش و نستوه و آزاده اي است كه اسوه و نمونة ايمان و اهليت همه دانشجويان غيور دانشكده افسري ميهن اسلامي ماست واستاد و مدرس آنان ، سخن از شهيد نامجوي است هموكه در دل سالهاي تار و خفقان آور اولين عضو نظامي… بیشتر »
 نظر دهید »

تقسیم کار

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   عصر روز 21بهمن سال 1363 جلسه ای در سنگر بچه های شناسایی تشکیل شد و حاج جواد مأموریت جدید را به صورت کامل برای حاضران تشریح کرد وگفت:عزیزان،تمام هماهنگی ها با واحدهای مختلف انجام شده است وما در این جلسه نفرات تیم را مشخص می کنیم تا ان… بیشتر »
 نظر دهید »

پرچم

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بهمن سال 1363 از راه رسیده بود ودر سنگر فرماندهی تیپ الغدیر ،جلسه ای تشکیل شد تا آخرین هماهنگی ها در خصوص اجرای برنامه های دهه مبارکه فجر انجام پذیرد،حالا بحث براین بودکه به مناسبت سالگرد پیروزی اسلامی وهمچنین جهت بالا بردن روحیه رزمندگان… بیشتر »
 نظر دهید »

زخمی

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   که ببینم در قمقمه ام آب هست یا نه؟نتوانستم.بعدظهر که هوا خیلی گرم بود به هوش آمدم متوجه شدم که بالای سرم،سنگر عراقی هاست ودوعراقی در آن هستند.حالا گرسنه شده بودم،ولی چیزی برای خوردن نداشتن،با خود فکر کردم که چه طور بچه های ما برای شناسایی… بیشتر »
 نظر دهید »

آب حیات از دست شهید

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شبی از شبهای ماه محرم که همه اعضاء خانواده به روضه رفته بودند دل درد شدیدی گرفته بودم آنچنان که مثل مار حلقه می زدم وبه خاک می غلطیدم ناگهان چشمم به عکس قاسم افتاد شبی از شبهای ماه محرم که همه اعضاء خانواده به روضه رفته بودند دل درد شدیدی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در وصیت نامه یکی از شهیدان راه قرآن وفضیلت به نکته ای اشاره شده است که بسیارجالب وچشم گیر است.دراین نامه نورانی که به یادگار مانده،به دشمن دیرینه ملّت ایران همان عدوّی که هیزم برافروخته شدن این جنگ هشت ساله وتجاوز صدام به ایران عزیز را فراهم… بیشتر »
 نظر دهید »

اعزام

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   ....اکنون که این تامه را می نویسم ساعت 4بعدازظهر روز جمعه 14/08/1365می باشدکه در اینجا مختصری از برنامه یک هفته ای که گذشت را می نویسم. ....اکنون که این تامه را می نویسم ساعت 4بعدازظهر روز جمعه 14/08/1365می باشدکه در اینجا مختصری از برنامه… بیشتر »
 نظر دهید »

اسارت

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   یا شروع ماه محرم ،اردوگاه حال وهوای خاصی به خود می گرفت ،تا آنجایی که عراقی ها هم این مسأله را درک می کردند وطبعاً تدابیری هم برای مقابله با این مسأله در نظر می گرفاتد.از جمله این تدابیر تزریق واکسن به بچه ها بود.واکسنی که هیچگاه متوجه… بیشتر »
 نظر دهید »

والفجر

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا 1- این عملیات که بعنوان پیچیده ترین عملیات آبی وخاکی قرن بیستم در دانشگاههای نظامی دنیا تدریس می شود.نهایتاًبعد از 78شبانه روز و مقابله با پاتک های سنگین دشمن به پیروزی قاطع دست یافت 1- این عملیات که بعنوان پیچیده ترین عملیات آبی وخاکی قرن… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   1- خاطره مسئول محور اطلاعات وفرمانده نیروهایی که یک شب قبل از عملیات خود را به جزیره ام الرصاص رسانده بودند: 1- خاطره مسئول محور اطلاعات وفرمانده نیروهایی که یک شب قبل از عملیات خود را به جزیره ام الرصاص رسانده بودند: «هنگام شروع عملیات… بیشتر »
 نظر دهید »

فرشته

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   هر وقت آن عکس را می بینم یاد خاطره ی شیرینی می افتم؛مثل یک پدر مهربان دستهاش را انداخته بود دور گردن دو تا پسر بچه ی کرد.با یکی شان دارد صحبت می کند . دور و برشان یک گله گوسفند است.سردی هوای کردستان هم انگار توی عکس حس می شود..خاطره اش را… بیشتر »
 نظر دهید »

دهلاویه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   دشمن برای تنگ ترکردن حلقه ی محاصره ی شهر سوسنگرد همه راه های قابل دسترس به شهر راپیش بینی ومودنظر قرارداده بود ویکی ازراه ها ،عبور ازدهلاویه بود.دهلاویه روستایی کوچک درشمال غربی سوسنگرد ودر کنارجاده ی بستان بود.عراقی پس ازتصرف پل سابله… بیشتر »
 نظر دهید »

عرفان

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   یه روز که برامون میوه آورده بودن و دور هم میخوردیم یه روز که برامون میوه آورده بودن و دور هم میخوردیم ، از دوست کناریم ، یه قاچ ، کش رفتم اما دیدم او جا خورد و نمیخواست من بخورم، تعجب کردم، طوری که اصلا از او انتظار چنین حرکتی نداشتم به محض… بیشتر »
 نظر دهید »

شوش

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا نخستين سفر به جبهه شوش بود بي آن كه از فضای جبهه چیزی داشته باشم به همراه دیگر نیروهای اعزامی سوار ميني بوس شدم و حركت كرديم تا اينكه به شوش رسيديم. وقتی رو به جنوب می ایستادیم در سمت راست قبر دانیال مدرسة راهنمایی بود که نیروها در آن مستقر… بیشتر »
 نظر دهید »

شوش

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   چون تازه جنگ آغاز شده بود براي جهت يابي و تعيين مسير، هيچ امكاناتي نداشتيم تنها ابزار ما در شب، ماه بود كه با توجه به آن جهت برگشت را تشخيص مي‏داديم. خيلي ترسناك بود چون تازه جنگ آغاز شده بود براي جهت يابي و تعيين مسير، هيچ امكاناتي نداشتيم… بیشتر »
 نظر دهید »

احساسات

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   روحیة جوان، لطيف و سرشار از احساسات است و البته هر چه به سن او اضافه مي‏شود، چراغ عقل در وی فزوني مي‏يابد. از وظايف مهم رهبران و دانشمندان اين است كه عقل جوان را بارور كنند و اجازه ندهند جوان در احساسات باقي بماند. روحیة جوان، لطيف و سرشار… بیشتر »
 نظر دهید »

خاک

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در جبهة شوش، فردي بود كه ادعا مي‏كرد خاك را بو مي‏كشد و از اين طريق، منطقه را شناسايي مي‏كند. البته صحت و سقم اين كار براي ‏ما روشن نبود، ولي او چنين ادعايي داشت. يك شب که قرار شد به سمت دشمن برويم در جبهة شوش، فردي بود كه ادعا مي‏كرد خاك را… بیشتر »
 نظر دهید »

نگهبانی

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شبی که نگهبان بودم يكي از رزمندگان كه سابقه بيشتري داشت و تقريبا مسؤول ما به حساب مي‏آمد و در كنار ما بود گفت: امشب مي‏خواهم براي شما قصّه‏اي را تعريف كنم تا واهمه شما قوت نگيرد. چون اگر واهمه شما هنگام نگهباني تقويت شود ترس شما را از پا در… بیشتر »
 نظر دهید »

شوش

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   يك روز ايشان را به جبهه شوش آوردند و از رودخانه عبور دادند و تقريبا نزديك به يك سوم مسيري كه تا خط مقدم فاصله داشت را نشانشان دادند. ديدار ايشان ثمربخش بود يك روز ايشان را به جبهه شوش آوردند و از رودخانه عبور دادند و تقريبا نزديك به يك سوم… بیشتر »
 نظر دهید »

بچه گربه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در بين رزمندگان، رزمنده‏اي به نام ابراهيم بود. او مي‏توانست چشم‏بسته اسلحه ژ3 را باز و بست كند. قطعات آن را به ترتيب باز مي‏كرد و كنار هم قرار مي‏داد و پس از آن دو باره آنها را كنار هم مي‏چيد. در بين رزمندگان، رزمنده‏اي به نام ابراهيم بود.… بیشتر »
 نظر دهید »

خط مقدم

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   براي رفتن به خط مقدم جبهه شوش ‏بايد از رودخانه عبور مي‏كرديم. عبور از رودخانه بدون هيچ امكاناتي كار سختي بود. اما نوبت به ما كه رسيد خوشبختانه قايقي فراهم كرده بودند تا نيروها را منتقل كنند. براي رفتن به خط مقدم جبهه شوش ‏بايد از رودخانه… بیشتر »
 نظر دهید »

کاوه و یمانی

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   با اصرار زياد از آقاي حسناتي كه آن روز مسؤول سپاه نجف آباد بود، نامه‏اي گرفتيم تا به جبهه برويم. بليط اتوبوس تهيه كرديم و به كرمانشاه رفتيم. وقتی به آنجا رسیدیم هوا تاريك شده بود. در خيابانهاي كرمانشاه مي‏گشتیم تا ستاد اعزام به جبهه را پيدا… بیشتر »
 نظر دهید »

خروشان

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   قبل از اين كه ديده بان شوم مانند ساير رزمندگان، يك هفته در مقر حاج بابا، و يك هفته در خط مقدم زير قلّه بازي دراز در سنگري كه به جبهه خورشان معروف بود حضور داشتم. در آنجا هيچ گونه امكاناتي وجود نداشت. تنها امکانات، مقداري كنسرو با نان بود که… بیشتر »
 نظر دهید »

خرافه

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   سر پل ذهاب كه رفتم، جلوی مقر حاج بابا که چند كيلومتري پادگان ابوذر بود، چند نفر سبیل در رفته به دژباني مشغول بودند اما مي‏ترسيدند به خط مقدم بروند، نهايت كارشان دژباني بود. از عقايدشان پرس و جو كردم.گفته شد: اهل حق يا شيطان پرست هستند.… بیشتر »
 نظر دهید »

باغ وحش

11 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شبی که نگهبان بودم يكي از رزمندگان كه سابقه بيشتري داشت و تقريبا مسؤول ما به حساب مي‏آمد و در كنار ما بود گفت: امشب مي‏خواهم براي شما قصّه‏اي را تعريف كنم تا واهمه شما قوت نگيرد. چون اگر واهمه شما هنگام نگهباني تقويت شود ترس شما را از پا در… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < آبان 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • نورفشان

آمار

  • امروز: 95
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • دلیل امروز و فردای ما ... ( زندگینامه شهید علی چیت سازیان ) (5.00)
  • پوتین ( از خاطرات شهید زین الدین ) (5.00)
  • بخشداری که کارگر خوبی بود (5.00)
  • ماجرای نظافت حرم اباعبدالله الحسین(ع) به دست اسرای ایرانی (5.00)
  • شهید است مسافر هفت اقلیم عشق (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس