فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

حاج علی فرزند خوزستان بود،

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا محسن رضایی از شهید هاشمی می گوید : حاج علی فرزند خوزستان بود، همان خاکی که به قول امام دینش را به اسلام ادا کرد و فرزندانش هم. کسی چه می داند از این راز سر به مهر؛ آنها که دینشان را ادا کنند گرد فراموشی گمنام شان می کند. قسمت اول حاج علی… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات سفر به مناطق عملیاتی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   برخلاف خیلی از ما که فکر می کنیم یاد کردن از شهدا و بازدید از مناطق جنگی هشت سال دفاع مقدس و سرزمین هایی که روزها شاهد رشادت و شب ها ناظر عبادت بزرگ مردان و دلیران این قرن بوده، فقط مخصوص بهار و نسیم روح بخش آن است ، عده ای حتی در گرمای… بیشتر »
 نظر دهید »

آرزو دارم که خداوند مرا شهید کند

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   خاطراتی از روزهای دفاع مقدس از زبان یک رزمنده آخرین ساعات دهم تیرماه سال 1366چند ارتفاع مهم در حوالی روستای «میرگه نقشینه» سقّـز به تصرّف یک گروهان از نیروهای ضد انقلاب وابسته به شاخه نظامی حزب دموکرات در آمده بود. گردان‌های ضربت جندالله و… بیشتر »
 نظر دهید »

هیچگاه از مرگ نترسیدم

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   احمد سوداگر دوازده بار تا شهادت رفت و با تنی که ستاره باران زخم ها بود بار ها از جبهه بازگشت و دیگر بار عاشقانه تر و شورانگیز تر ، جان مجروح خویش را به صحنه کشاند. او پیش از خویش پایش را به بهشت فرستاده بود. نام احمد سوداگر با ایمان و ولایت… بیشتر »
 نظر دهید »

زخمهای جنگ همچنان باقی است

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   روزگاری گمان می كردیم خرمشهر را خاك نامیدن اهانت به ایمان است و سرزمین تصور كردن جسارت به ایثار ، روزگاری خرمشهر عصاره وحدت كشورمان بود و آزادیش احیای غرور جوانانمان ، اما حال از خرمشهر 1360 و صدای خنده جوانانش چیزی جز نخلهای سربریده و… بیشتر »
 نظر دهید »

مقر سوسنگرد

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   خاطرات دفاع مقدس از زبان استاد عابدینی . بعد از عملیات فتح المبین كه سوسنگرد فتح شد، چند روزی به همراه تعدادی از دانشجوها و طلبه‏ها به مقر سوسنگرد رفتم. البته من هنوز معمم نشده بودم. در آن منطقه، جهاد نجف‏آباد، مقری داشت. آن زمان هنوز لشكر… بیشتر »
 نظر دهید »

دیر آمد و زود رفت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   نوشته زیر خاطرات دفاع مقدس است از زبان استاد عابدینی. خاطراتی که از روزهای تلخ و شیرین حکایت دارند. در عملیاتهای مختلفی شركت كردم. اسم و رسم بسیاری از آنها را نمی دانم، اما دو عملیات خیبر و بدر را به خوبی به یاد دارم. هر دو در جزیره مجنون… بیشتر »
 نظر دهید »

شب های سرد و گرمای شهادت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   مطلبی که در ادامه می خوانید خاطره ای است از روزهای سرد و سخت منطقه عملیاتی کربلای 10 . زبان روایت ساده است اما عمق توصیفش به خوبی گویای ایثار رزمندگان و شهدای هشت سال دفاع مقدس است. کردستان بودیم، منطقه عملیاتی کربلای 10، زمین از برف سفید… بیشتر »
 نظر دهید »

یک وانت‌ پر از جنازه

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور گسترده از گلوله‌های شیمیایی در عملیات‌های مختلف استفاده کرد و مردم نظامی و غیرنظامی را در شهرهای مختلف مرزی ناجوانمردانه آماج حملات وحشیانه خود کرد. حلبچه نقطه ثقل اصابت‌ بمب‌های شیمیایی ارتش عراق در حملات… بیشتر »
 نظر دهید »

حقوق بشر در حمله عراق به بستان کجا بود؟!

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در تاریخ 7/2/1982 صدام فرمان حمله صادر کرد. این فرمان برای باز پس گرفتن شهر بستان بود. او برای دست یافتن به این هدف بیشترین و بزرگترین نیرو را بسیج کرد. از جمله لشکر زرهی 12 و لشکرهای 1 و5 و18 پیاده و چندین لشکر بزرگ دیگر به همراه تجهیزات… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید همت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   نوشته زیر شامل خاطراتی کوتاه است از شهید محمد ابراهیم همت . كنار نكش حاجی بسم الله را گفته و نگفته شروع كردم به خوردن . حاجی داشت حرف می زد و سبزی پلو را با تن ماهی قاطی می كرد. هنوز قاشق اول را نخورده ، رو به عبادیان كرد و پرسید : عبادی !… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید همت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   نوشته زیر شامل خاطراتی کوتاه است از شهید محمد ابراهیم همت . كنار نكش حاجی بسم الله را گفته و نگفته شروع كردم به خوردن . حاجی داشت حرف می زد و سبزی پلو را با تن ماهی قاطی می كرد. هنوز قاشق اول را نخورده ، رو به عبادیان كرد و پرسید : عبادی !… بیشتر »
 نظر دهید »

ترکش

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا دفاع مقدس پراست از خاطرات تلخ وشیرین. بسیاری ازاین خاطرات روایت شده اما برخی نخواسته اند نام شان دز ذیل روایت ذکر شود. مطلب حاضر نمونه ای از صدها خاطرات بی نام است. روز سوم، بی سیم چی خبر داد كه ژاندارمری ها دارند تماس می گیرند . نمی فهمید چه… بیشتر »
 نظر دهید »

تو باید بمونی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   آنچه که می خوانید قسمتی از خاطرات شهید داداش پور است به روایت حاج مفیدی. داشتیم توی محوطه گردان حمزه لشکر25، فوتبال بازی می کردیم. از دور مرتضی را دیدم داره میاد. با یک چهره برافروخته و نورانی. نزدیک تر که شد، دیدم خیلی حالش گرفته ست. من… بیشتر »
 نظر دهید »

فلفل نبین چه ریزه

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دفاع مقدس فقط یک جنگ و دفاع نبود مدرسه ای بود که عشق و ایثار می آموختند بزرگ می شند و بالی برای پرواز در می آورند حتی اگر نوجوان بودند، هرکس که لیاقت پرواز داشت پر کشید . فلفل نبین چه ریزه بین بچه ها یک نوجوان سیه چرده بود که به شوخی بهش می گفتیم بلال… بیشتر »
 نظر دهید »

مدافعین شهر

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
از آن روزی که حاج حسین خرازی با آن لهجه شیرین اصفهانی اعلام کرد که با هفتاد و چند نیروی تحت امرش می تواند وارد خرمشهر شود و این شهر را از رژیم غاصب صدام پس گیرد ، بیست و سه سال گذشته است . چه زود می گذر ایام و انسان فراموش کار است . در زمان سلطنت محمد… بیشتر »
 نظر دهید »

لباسم 72 وصله داشت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خاطراتی از روهای تلخ واسارت از زبان آزادهای سرفراز . اولین نماز در اسارت اولین روزی كه اسیر شدیم. یك لیوان آب دادند به هر نفر. نمی دانستیم آن را بخوریم یا بگذاریم برای گرفتن وضو. من ترجیح دادم با آن آب وضو بگیرم. همین كه آماده شدم برای خواندن نماز، سوزش… بیشتر »
 نظر دهید »

عملیات بدون بازگشت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پس از عملیات «مطلع الفجر» من مسئول شناسایی ارتفاعات مهم منطقه بودم .پیشنهاد كردم بیاییم و یك گردان مخصوص شناسایی تشكیل دهیم. كم كم طرح گردان شناسایی كامل تر شد، طوری كه تبدیل شد به «گردان القارعه»؛ یا «عملیات بدون بازگشت. پس از عملیات «مطلع الفجر»، تلاش… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید مصطفی ردانی پور

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این جمله از اولین وصیتنامه رو حانی شهید مصطفی ردانی پور موسس لشكر 14 امام حسین و فرمانده قرار گاه فتح ، برای شاگردان ورهروانش به یادگار ماند: عمامه من كفن من است . در ادامه قسمت هایی از خاطرات شهید مصطفی ردانی پور را می خوانید. 1- تب كرده بود ، هذیان می… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید مصطفی ردانی پور

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این جمله از اولین وصیتنامه رو حانی شهید مصطفی ردانی پور موسس لشكر 14 امام حسین (ع) و فرمانده قرار گاه فتح ، برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: عمامه من كفن من است. در ادامه بخش های دیگری از وصیت نامه این شهید بزرگوار را می خوانید: 12- یك مینی بوس… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید مصطفی ردانی پور

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ین جمله از اولین وصیتنامه رو حانی شهید مصطفی ردانی پور موسس لشكر 14 امام حسین (ع) و فرمانده قرار گاه فتح ، برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: عمامه من كفن من است. در ادامه بخش های دیگری از وصیت نامه این شهید بزرگوار را می خوانید: 12- یك مینی بوس… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید مصطفی ردانی پور

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این جمله از اولین وصیتنامه رو حانی شهید مصطفی ردانی پور موسس لشكر 14 امام حسین (ع) و فرمانده قرار گاه فتح ، برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: عمامه من كفن من است. در ادامه بخش های دیگری از وصیت نامه این شهید بزرگوار را می خوانید: 12- یك مینی بوس… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید ردانی پور

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این جمله از اولین وصیتنامه رو حانی شهید مصطفی ردانی پور موسس لشكر 14 امام حسین (ع) و فرمانده قرار گاه فتح ، برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: عمامه من كفن من است. 21- « بچه ها! كسی حق نداره پاشو توی خونه های مردم بذاره . نماز هم تو خونه های مردم… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت در آخرین روز اسارت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خاطرات آزاده سرافراز ،رضاعلی رحیمی از 36 ماه اسارت رضاعلی رحیمی 36 ماه اسیر بود و سینه‌اش پر از خاطرات است. سال 1364 در حالی كه تنها 18 سال داشت دانشگاه را رها كرد و به عنوان بسیجی با «گردان المهدی لشكر 10 سیدالشهدا(ع)» راهی جبهه‌ شد. رضاعلی رحیمی… بیشتر »
 نظر دهید »

اولین نامه به همسرم

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پای صحبت های همسر سرلشكر خلبان شهید حسین لشكری اولین اسیر و آخرین آزاده جنگ، وقتی رفت 28 ساله بود، وقتی برگشت 47 سال از عمرش می گذشت. پیر و شكسته شده بود و موی سیاه در سر نداشت؛ دندانهایش همه ریخته بود و اینها همه آثار شكنجه هایی بود كه به جرم كار نكرده… بیشتر »
 نظر دهید »

پل کرخه

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
زمستان سال 63 داشتیم آماده میشدیم برای عملیات بدر ومرتبا بین منطقه جزایرمجنون وپادگان در تردد بودیم.عصر یه روز زمستانی و سرد که روز قبلش بارون خیلی شدیدی زده بود برگشتم به پادگان تا قدری وسیله ببرم زمستان سال 63 داشتیم آماده میشدیم برای عملیات بدر… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای یه آقا زاده در جبهه

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
واقعا حیفه آدم فرق نگذاره بین بعضی آقا زاده ها مثل فرزندان مقام معظم رهبری(ماشاالله) که دردوران 8سال دفاع مقدس توی خط مقدم همپای رزمنده ها . واقعا حیفه آدم فرق نگذاره بین بعضی آقا زاده ها مثل فرزندان مقام معظم رهبری که دردوران 8 سال دفاع مقدس توی خط… بیشتر »
 نظر دهید »

شبی كه كمتر از شب قدر نبود

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بچه ها گاهی اوقات دعا و نمازشان را هم زیر پتو می خواندند تا صدا یشان به گوش دشمن نرسد! ما شب های زیادی را در زیرزمین گمرك خرمشهر (محل استقرار گردان محمد رسول الله 9 قزوین) دعا ونماز خوانده بودیم، اما بدون سر و صدا. بچه ها گاهی اوقات دعا و نمازشان را هم… بیشتر »
 نظر دهید »

بالی برای رسیدن به خدا

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ابستان زبیدات طاقت فرسا بود و گرم. کنار دستگاه بی سیم مرکز تلفن صحرایی نشسته بودم. ارتباط گردان ها و گروهان ها به وسیله رشته سیمی با سنگر هرمزپور هم حضور داشت. یک مرتبه دستگاه بی سیم به هوا پرت شد و پس از برخورد با سقف سنگر، با شدت روی زمین افتاد. حدس… بیشتر »
 نظر دهید »

50 بار مجروح شد

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پنجاه بار زخمی شد. سال 61 دست راستش قطع شد، همین كه خوب شد باز رفت به جبهه، مسئولیت های زیادی را تجربه كرد، قائم مقام لشكر 27 محمد رسوالله كه شد، گفت: خدمت گذارم در لشكر 27 محمد رسوالله... به یاد شهید علیرضا نوری، قائم مقام لشكر 27 محمد رسوالله شهید علی… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین روزهای حیات شهید بابایی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آن چه می خوانید روایتی است از آخرین روزهای حیات شهید بابایی، خلبان بلند آوازه ارتش جمهوری اسلامی، نقلی از آخرین وداعش با همسر که در آن روزها در حج به سر می‌برد تا لحظه‌ای که با سلامی بر مولایش سیدالشهدا (ع)، راه ملکوت را در میان دل آبی آسمان یافت و در… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین روزهای حیات شهید بابایی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آن چه می خوانید روایتی است از آخرین روزهای حیات خلبان بلند آوازه ارتش جمهوری اسلامی،شهید بابایی؛ نقلی از آخرین وداعش با همسر که در آن روزها در حج به سر می‌برد تا لحظه‌ای که با سلامی بر مولایش سیدالشهدا (ع)، راه ملکوت را در میان دل آبی آسمان یافت و در… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین روزهای حیات شهید بابایی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آن چه می خوانید روایتی است از آخرین روزهای حیات خلبان بلند آوازه ارتش جمهوری اسلامی،شهید بابایی. نقلی از آخرین وداعش با همسر که در آن روزها در حج به سر می‌برد تا لحظه‌ای که با سلامی بر مولایش سیدالشهدا (ع)، راه ملکوت را در میان دل آبی آسمان یافت و در… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین روزهای حیات شهید بابایی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آن چه می خوانید روایتی است از آخرین روزهای حیات خلبان بلند آوازه ارتش جمهوری اسلامی،شهید بابایی، نقلی از آخرین وداعش با همسر که در آن روزها در حج به سر می‌برد تا لحظه‌ای که با سلامی بر مولایش سیدالشهدا (ع)، راه ملکوت را در میان دل آبی آسمان یافت و در… بیشتر »
 نظر دهید »

این معجزه است

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ماجرایی از امدادهای غیبی در دوران هشت سال دفاع مقدس به روایت شهید حسن باقری. در عملیات ثامن الائمه (ع) طرحی برای آتش زدن نفت روی رودخانه كارون آماده شده بود تا در وقت ضروری اقدام شود. حادثه ای باعث شد كه قبل از زمان مقرر، نفت شعله ور شود و دود ناشی از… بیشتر »
 نظر دهید »

خوشا به حال علی

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سربازی، او را در خون غوطه‌ور کرده بود اما عرفان به او اجازه نمی‌داد در اثر بی‌تدبیری به ریخته شدن قطره‌ای خون از بینی کسی رضایت بدهد. لذا استعفا کرد و تا پای محاکمه نظامی هم پیش رفت اما تبرئه شد. با این حال هیچگاه جبهه‌ را ترک نکرد. چرا که علی سرباز… بیشتر »
 نظر دهید »

با شیرمردان هوانیروز

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات همچنان ادامه دارد و تاریخ راه خود را از میان ظلماتی كه بر دنیا سایه انداخته است به سوی نور می‌گشاید. جهادی‌ها بر روی آن ماشین‌های غول‌پیكر سنگین، صبورانه، اما در آخرین حد تلاش، خاك را جا به جا می‌كنند و دیواره‌های حفاظتی كنار جاده لحظه به لحظه… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای از شهید محمد جهان آرا

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عید 89 بود، با بچه ها رفته بودیم خرمشهر؛ یه نماز ظهر مَشتی هم جای همتون خالی تو مسجد جامع خوندیم. پدر شهید جهان آرا، اکثر وقت ها تو مسجد جامع پاتوق می کنه. اون روز هم اونجا بود، خیلی خوشحال بودم که پدر «مَمَدنبودی» رو از نزدیک می دیدم. بعد از نماز که یه… بیشتر »
 نظر دهید »

از "موقعیت شهید حاج همت" تا " آخرین تصویر دنیا"

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
مدتی پیش شنیدیم رزمنده جوانی كه با شیطنت خاص خود و كشیدن كاریكاتور سر صدام و علم كردنش جلوی سنگر عراقی ها، ترس و عصبانیت دشمن را برانگیخته بود، در بستر بیماری است و مونسش شده همان عكس هایی كه با نگاتیو های فاسد چند سال پیش توی جبهه از مناطق عملیاتی و… بیشتر »
 نظر دهید »

عکس یادگاری با موشک مالیوتکا

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
میر ابراهیمیان از خاطرات خود از روزهای دفاع مقدس میگوید وی در ابتدای صحبتهای خود میگوید:"عکس یادگاری با موشک مالیوتکا خاطره ای رو که میخوام تعریف کنم بدلیل طولانی بودن در 2قسمت ارائه میدم امیدوارم که مورد توجه قرار بگیره.از همین اول باید از محضر کلیه… بیشتر »
 نظر دهید »

فرشتگان رحمت

07 آبان 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هوا داشت تاریک می شد و صدای گلوله ها آرامش طبیعت را به هم زده بود . پس از مدتی پیاده روی به دهانه دره ای رسیدیم . تاریکی تیره تر شده بود . ما در آنجا به استراحت پرداختیم . دوباره چشمم به سرباز زخمی افتاد ، ملتمسانه به من گفت : هوا داشت تاریک می شد و… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < آبان 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • آشنا
  • زفاک
  • فاطمه طارغی
  • لبیک یاحسین

آمار

  • امروز: 389
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • وصیت نامه شهید مدافع حرم, علیرضا مرادی (5.00)
  • وصیت نامه شهید فلك ژاپنی (5.00)
  • وصیت‌نامه شهید محمدحسین ذوالفقاری (5.00)
  • عرفه برشما مبارک (5.00)
  • مجروحانی که حرمت روزه‌داری را حفظ می‌کردند (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس