فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

قنداقه دخترم را بگذارید روی تابوتم

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در آخرین تماس تلفنی‌اش گفت: من دیگر برنمی‌گردم قنداقه محدثه را در تشییع جنازه‌ام بگذارید بر روی تابوتم. مطمئنا من و دخترم هرگز یکدیگر را نخواهم دید. شهید حبیب‌الله افتخاریان معروف به ابو عمار، درسال 1334 در شهرستان« بهشهر» متولد شد. در سن سه… بیشتر »
 4 نظر

خاطره ای از یك امدادگر زن

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا وقتی اسم شب فراموش می شود یكی از زنان امدادگر كه در سال 60 در یكی از بیمارستان های مریوان خدمت می كرد، درباره فراموش شدن اسم شب به نقل خاطره ای از آن ایام پرداخت. راضیه خلیلیان كه مانند دیگر زنان در دوران دفاع مقدس حضور و مشاركتی فعال داشت،… بیشتر »
 2 نظر

بعثی ها با دست های بسته پاهای ما را به پنکه سقفی می بستند

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا یکی از شکنجه های غیرانسانی عراقی ها با اسرای ایرانی، بستن دست های آنها از پشت و آویزان کردن شان از پا به پنکه سقفی بود. در سال های جنگ و پس از آن ایران میزبان تعداد زیادی اسیر عراقی بود که با آنها مثل میهمان رفتار می شد. بررسی خاطرات اسرا که… بیشتر »
 1 نظر

وقتی پدر از پسر می گوید

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا زمانی که از فردوس به یزد آمدم، محمد کلاس سوم دبستان بود که در وسط سال نام او را در مدرسه اسلامی رمضانی که توسط مرحوم حجت‌الاسلام حاج سید علی محمد وزیری(ره) تأسیس شده بود نوشتم. وقتی خبر آوردند که در این مدرسه، سوره یاسین را به او یاد داده‌اند… بیشتر »
 نظر دهید »

مسئولیت تمرّد از دستور رئیس‌جمهور، با من!

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا هنگامی که شنید بنی‌صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود، از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبان همراهش گفت: «ما می‌مانیم و با همین دو هلی‌کوپتری که داریم، مهمات دشمن را می‌کوبیم و مسئولیت تمرد را می‌پذیریم.» بالاترین ساعت پرواز در… بیشتر »
 نظر دهید »

ذکری که شهید کشوری را نجات داد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهید صیاد شیرازی می‌گوید: سوخت هلی‌کوپتر احمد کافی نبود؛ به او گفتم: «هر جا هستی بشین»؛ جواب داد: «نمی‌شه هلی‌کوپتر رو می‌زنن. سوختم داره تموم می‌شه، اما با ذکر یا زهرا(علیها السلام) خودم رو می‌رسونم قرارگاه». ذکر «یازهرا(س)» کارگشاست، حتی… بیشتر »
 نظر دهید »

مرا بکشید ولی چادرم را بر ندارید

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا این روزها، آسمانِ فکرمان را ابرهای باران‌زا فرا گرفته است و رعدِ بغض، گاهی وجودمان را می لرزاند و برقش در چشم های ماتم گرفته ی ما خود نمایی می کند و گاه گاهی، چکه ای اشک، زمین صورتمان را نمناک می کند. اما آه و ماتم، در سوگ مادر، کفایت نمی… بیشتر »
 نظر دهید »

بال های یک پیرمرد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا این برادران با نام های «ابوالحسن»، «ابوالقاسم» و «هادی»ٰ فرزند حاج «حسین جان محمدزاده» و حاجیه «سیده سلطنت سادات حمیدتبار» بودند.فرزندان برومندی که باید امروز، عصای دستانِ پیرمرد می بودند شهرستان «محمود آباد» در استان مازندران قرار دارد. این… بیشتر »
 نظر دهید »

سه تصویر به یاد ماندنی از یک معلم

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا «عبدالناصرکشاورزیان» به تاریخ 28 فروردین 1338 در شهرستان «بهشهر» متولد شد. تقدیر چنین بود که «عبدالناصر» تحصیلات خود را تا فارغ التحصیلی از دانشگاه «تربیت معلم» ادامه دهد و با گچ و تخته سیاه مانوس شود. اما زمانی رسید که آقا معلم، تصمیم گرفت… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای خواستگاری مخفیانه یک فرمانده از همسرش

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا مادرم همیشه می‌گفت: این پسر شهید می‌شود و برای تو نمی‌ماند. حتی به خاطر مخالفت‌های ایشان بود که خانواده اسماعیل مرا مخفیانه از پدرم خواستگاری کردند. شهید اسماعیل دقایقی به سال 1333 در استان خوزستان و در شهر بهبهان به دنیا آمد. وی پس از ورود… بیشتر »
 نظر دهید »

همه اسباب و اثاثیه خانه یك فرمانده

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا یكی از همرزمان شهید «عباس كریمی» می‌گوید: یك بار رفتم خانه عباس، نصف یك اتاق با موكت فرش شده و نصف دیگرش خالی بود؛ همه وسایل زندگی حاج‌عباس، خلاصه شده بود در یك تكه موكت، پتو، قابلمه، بشقاب و چند قاشق. انگار او همیشه مسافر بود. تجمل‌گرایی یكی… بیشتر »
 نظر دهید »

روایتی از آخرین لحظات رزم و نحوه شهادت شهید «محسن وزوایی»

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   محسن تمام قد بر روی جاده ای كه نیروها بدون جان پناه می جنگیدند، ایستاده بود و فریاد می زد، طوری كه دیگر صدایش گرفته بود؛ او تمام گردان های تحت امر محور عملیاتی محرم را از طریق بی سیم فرماندهی، مخاطب قرارداد و با لحنی مصمم و جدی گفت «به كلیه… بیشتر »
 نظر دهید »

مثل یا واقعیت ؟

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا خاطره ای از شهید حبیب پالاش مراسم شام غریبان که تموم شد، من و علی بهش گفتیم می خوایم بریم گلزار شهدا. شمام تشریف میارین؟ قبول کرد. سوار ماشین شدیم. ساعت یک شب بود. رفتیم و آروم آروم محو سکوت اونجا بین ردیف ردیف عاشق قدم می زدیم. اکثر اوقات… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای یک دوربین عکاسی و آخرین لحظات زندگی یک شهید

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا دوستانش می‌گویند شبی حمله بسیار سنگینی داشتیم و وقتی به مقر بازگشتیم خیلی خسته بودیم. همه در حال استراحت بودیم که یکی از رزمندگان آمد و گفت: چه کسی می‌تواند با « آر. پی. چی» کار کند؟ مصطفی بلند شد و گفت: «من». از آنجایی که مصطفی شب گذشته… بیشتر »
 نظر دهید »

گردانی که به جای مرخصی عروج کرد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا غروب روز 13 اردیبهشت بود که به منطقه عملیاتی فکه رسیدند. عملیات در شب آغاز شد و به خاطر اینکه در اواخر ماه شعبان بود رمز عملیات یا سیدالشهداء(ع) شد و همان شب خیلی از رزمندگان از دنیا مرخص شدند و بر بال ملائک به دیدن معشوق رفتند. اردیبهشت ماه… بیشتر »
 نظر دهید »

سیلی که حاج احمد به صورت کومله زد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا حاج‌احمد با لحن قرص و محکم پرسید:‌ ببینم تو کی هستی و چیکاره‌ای؟ مرد کُرد همان طور که با گوشه سبیلش بازی می‌کرد، نگاه تمسخرآمیزی به حاج احمد انداخت و با بی‌خیالی گفت: «ما کومله هستیم». چه مردهایی در جبهه غرب و شمال غرب کشور مقاومت کردند و… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدی کم سن و سال اما بزرگ

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا ... تا رسیدیم بیمارستان دیدیم یکی صدا می‌زنه مامان، مامان. برگشتم به طرف صدا. اول صورتش رو نشناختم از صداش فهمیدم پسرمه. حالا شما حساب کنید صورت زخم و زیلی شده و خون لخته شده و دکتر هم یه سوتک مانندی به گلوی علیرضا وصل کرده تا بتونه راحت نفس… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت و تصاویر منتشرنشده از تفحص ۲ شهید بعد از ۳۰ سال

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا حاج‌جعفر نظری می‌گوید: ابتدای کار تفحص در ارتفاعات ۱۷۸، رو به سوی کربلا ایستادیم و به امام حسین(ع) و آقا ابوالفضل(ع) سلام دادیم؛ پیکر مطهر دو شهید را پیدا کردیم که نشانی از علمدار کربلا داشتند. قصه از دیدار با یک مادر شهید شروع شد؛ مادر شهیدی… بیشتر »
 نظر دهید »

ستون پنجم دشمن چه لقبی به کاظم رستگار داد؟

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا حاج کاظم نجفی رستگار از فرماندهان «لشکر 10 سیدالشهدا(ع)» در دوران مقدس بود. وی توسط ستون پنجم دشمن شناسایی شده بود و کاملا از زندگی او با خبر بودند. برای همین هم در چند عملیات برای اینکه او را تهدید کنند در پشت بلندگو او را این چنین خطاب قرار… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت آرزوهای 3 رزمنده که اشک آیت‎الله‌بهاء‌الدینی را جاری‌کرد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در سنگر نشسته بودیم که من از سه رزمنده بسیجی 17 تا 19 ساله خواستم آرزوهایشان را یکی یکی بگویند که اولی به من گفت آرزو دارم که ... سردار احمد رضا رادان پنجشنبه شب در یادواره شهدای آزاد سازی خرمشهر روستای صاحب الزمان (عج) بخش پاپی شهرستان خرم… بیشتر »
 نظر دهید »

حمام در جعبه مهمات

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   بچه‌های ادوات معمولا برای استحمام، در پوکه‌های گلوله‌های توپ آب گرم می‌کردند و در حمامی که به وسیله جعبه مهمات درست کرده بودند، خود را شستشو می‌دادند. زندگی رزمندگان در دوران هشت سال جنگ تحمیلی صمیمیتی داشت که شاید هر کسی آرزو کند حتی یک… بیشتر »
 نظر دهید »

مسابقه دوی شهید بابایی با یک موتور

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا یک روز با عباس سوار موتور سیکلت بودیم. تا مقصد، چند کیلومتری مانده بود. یکدفعه عباس گفت:« دایی نگه دار!» شهید عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹، در شهر قزوین و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. از همان کودکی به خاطر هوش بسیاری که داشت، مورد توجه… بیشتر »
 نظر دهید »

وقتی اشک پزشکان ژاپنی درآمد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا یکی از جانبازان شیمیایی می‌گوید: بعد از 16 سال با پزشک متخصصم در ژاپن ملاقات کردم؛ او از من پرسید: «چطور زنده‌ای؟! من فکر می‌کردم بیشتر از یک ماه زنده نخواهی ماند». علی جلالی‌فراهانی مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌‌های دفاع مقدس استان مرکزی… بیشتر »
 نظر دهید »

فرماندهی که از بیمارستان فرار کرد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا عباس شعف، فرمانده گردان میثم تمار، ساعتی پس از شهادت محسن وزوایی به سختی مجروح شد و هیچ نشانه‌ای از زندگی در جسم او مشهود نبود، به گونه‌ای که هم‌رزمانش با دیدن پیکر غرقه به خون او تصور کردند که به شهادت رسیده است. آرام و قرار نداشتند، فرمان… بیشتر »
 نظر دهید »

اهالی این روستا همه جانبازند!

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا این روزها همه دنبال یافتن شهدای گمنام هستند ولی اینجا مردمی هستند که گمنام شهید می شوند. پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی: میکروفن را که دستمان دید؛ گفت صحبت دارد. روشنش کردیم. گفت نامش «اسلام» است. زمان جنگ،… بیشتر »
 نظر دهید »

رکورددار شکار بیشترین تانک دشمن که بود

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در عملیات بیت‌المقدس شروع به تیراندازی و انهدام تانک‌ها و نفربرهای مسلح کردم و تعداد 14 دستگاه تانک و نفربر منهدم شد و بقیه تانک‌ها ‌فرار کردند. ‌ در طول دفاع مقدس مردان بزرگی بودند که با مهارت خود خالق شگفتی‌های زیادی شدند. یکی از این… بیشتر »
 نظر دهید »

حتی دشمن هم ما را با عشقمان به حسین(ع) می‌شناسد...

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در روز تبادل پیکر شهدا،یکی از شهدایی که عراقی‌ها کشف کرده بودند، هویتش معلوم نبود. سردار باقرزاده پرسید: از کجا می‌گویید این شهید ایرانی است؟ پاسخ عراقی‌ها جگرمان را حال آورد ... ژنرال بعثی گفت: همراه این شهید پارچه قرمزرنگی بود که روی آن… بیشتر »
 نظر دهید »

جنایات عراقی ها در خرمشهر به روایت افسران حزب بعث

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا شنیدن جنایات نیروهای عراق در زمان اشغال خرمشهر چنان رنج آور است كه قلب هر انسانی را به درد می آورد، بخصوص اگر این جنایات از زبان عاملان آن یعنی افسران و سربازان حزب بعث نقل شود. جنگ ها دورانی از تاریخ با حوادثی بسیار و متنوع هستند كه جنگ هشت… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای سفره حضرت ابوالفضل در دوران اسارت

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا مسعودگفت: امروز سفره حضرت ابوالفضل را باز نمی‌کنیم انشاءالله می‌مونه برای بعد.بچه‌ها رادیوی یکی از سربازان عراقی را کش رفته و نامش را گذاشته بودندسفره حضرت ابوالفضل(ع)! دوران اسارت در کنار همه سختی‌ها و مرارت های خاص خود خاطرات تلخ و شیرین… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت یک اسیر عراقی از جنگ ایران و عراق

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا ایرانی ها روز و شب واحدهای ما را گلوله باران می کردند بعد از سه روز واحد ما را به طرف بهمن‌شیر حرکت دادند و در آنجا مستقر شدیم. بعد از چند روز تازه فهمیدیم که جنگ اصلی اینجاست و نیروهای شما(ایرانی) در تمام روز و شب واحدهای ما را گلوله باران… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت برای شاد کردن یک بچه یتیم!

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا دوران کودکی را به تازگی پشت سر گذاشته بود؛ 13 ساله بود که همراه با عده ای از دوستان و همکلاسی های خود به جلسات مذهبی- سیاسی راه پیدا کرد. ... شهید پروانه شماعی زاده جهادگر و امدادگری بود، که از کودکی تا زمان شهادت، در عرصه های متفاوت، با… بیشتر »
 نظر دهید »

نگاهی بر زندگی شهید فرض الله گوهری شیراباد

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   میگفت کاش میتوانستم شمارا ازنزدیک زیارت کنم ای امام ای رهبرم ای بزرگوار کاش صدتاجان داشتم تافدای شما ومیهنم میکردم کاش میشد دستان مبارکتان رابوسه میزدم... متولد:1322 تاریخ شهادت:1365 محل شهادت:شلمچه عملیات کربلا 5 نام پدر:اسماعیل محل… بیشتر »
 نظر دهید »

به مناسبت سالروز شهادت شهید «عباس صابری»

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا تفحص در فکه به عشق حضرت عباس(ع) امیر جهروتی می‌گوید: با آمبولانس به منطقه رفتیم؛ دم میدان مین پیاده شدیم؛ عباس‌آقا در طول مسیر می‌گفت: «امروز به عشق حضرت عباس(ع) کار می‌کنیم»؛ او از قبل خودش را برای شهادت آماده کرده بود. شهید تفحص «عباس… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید شهناز حاجي شاه اولين زن شهيد مقاومت خرمشهر

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا خودم قبر دخترم را کندم! نام : شهناز نام خانوادگي : حاجي شاه سمت : اولين زن شهيد مقاومت خرمشهر نوع ايثارگر :خادمين عرصه ايثار وشهادت حسينه ي اصفهاني ها شلوغ است. مجروحي روي زمين افتاده و آب ميخواهد.مادري مي گويد: «به اين جوان آب بديد » مجروحي… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهيد «نوريك دانيليان» به روايت همسر و خواهرش

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا جانباز شهيد «نوريك دانيليان» دومين فرزند از يك خانواده هفت نفري مستضعف ارمني، در فروردين سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود. جانباز شهيد «نوريك دانيليان» دومين فرزند از يك خانواده هفت نفري مستضعف ارمني، در فروردين سال 1342 در تهران چشم به… بیشتر »
 نظر دهید »

سخنراني و ابتكار عجيب فرمانده تيپ امام حسين (ع) در روز حماسه

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   حسين خرازي: اگر تا بصره هم پيش برويم، مردم خرمشهر را مي خواهند با محاصره كامل خونين شهر و قطع ارتباط منطقه شلمچه با اين شهر، بيش از پانزده هزار سرباز عراقي در آستانه اسارت قرار گرفته بودند.... حسين خرازي در عمليات فتح المبين نيروهاي عراق را… بیشتر »
 نظر دهید »

چند خاطره از مسيح كردستان

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا این‌ حرف‌های‌ ما براش‌ باد هوا بود/ وسط درگيري بچه‌ها را جمع كرد براي عزاداري عاشورا هفت‌ ساله‌ بود که‌ رفت‌ کارگاه‌ خیاطی‌، پیش‌ داداش‌ علی‌. اوستا به‌داداش‌ گفته‌ بود «مواظب‌ باش‌ دست‌ به‌ چرخ‌ها نزنه‌. خراب‌کاری‌ بکنه‌من‌ یقه‌ی‌ تو رو… بیشتر »
 نظر دهید »

صدام بعد از آزادسازی خرمشهر چه گفت؟

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا صدام به افسران و فرماندهان خود گفته بوده که کاش کشته می‌شدید و عقب‌نشینی نمی‌کردید. مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان گفت: خرمشهر را ایثار، اخلاص و توکل و شجاعت شهدا آزاد کرد. به گزارش ایسنا، سردار حسنی سعدی و به نقل از یک… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای از شهید «آلبرت الله داديان» به روايت پدرش

25 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهيد «آلبرت الله داديان»، دومين فرزند «تادِئوس» و «هاسميك» در بهار 1345 در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در مدارس ارامنه «آرارات» و «نائيري» گذراند. بعد از اتمام تحصيلات راهنمايي در مجتمع تحصيلي «حضرت مريم مقدس» (انستيتو مريم)، به… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مهر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • افشار
  • فاطمه وطنی
  • کبری ادهم

آمار

  • امروز: 192
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • گوشه ای از ، ازدواج شهید حمید ایرانمنش (5.00)
  • وصیت نامه شهید احمد خواجه شريفي (5.00)
  • پیرمردی که از روی پیکر پسرش رد نشد (5.00)
  • چگونه دور اندیشی آیت‌الله خامنه‌ای از ورود ایران به جنگی جدید جلوگیری کرد؟ (5.00)
  • بهشت معصومه(س) ( از خاطرات شهید علی تمام زاده ) (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس