فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

خاطراتی جالب از یک رزمنده ؛

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   حتی نام سلاح ها را هم نمی دانستیم! ما مانند برخی از خانواده ها در آن زمان تلویزیون نداشتیم و جایش را رادیو گرفته بود، در رادیو بخش اخبار حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: دزدی آمده است و سنگی انداخته است. ورود به خانه ای یافتیم که تو را با وجود… بیشتر »
 نظر دهید »

مهندس شهید مهران بلورچی

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   ورودش به دانشگاه نه تنها او را از جبهه ها دور نکرد بلکه با دوستانی آشنا شد که او را هر چه بیشتر به اهدافش نزدیک می کرد تا همه با هم به سوی عالم علوی سفر کنند. نام : مهران نام خانوادگی : بلورچی نام پدر : حسین محل تولد : تهران رشته تحصیلی :… بیشتر »
 نظر دهید »

مهندس شهید عبدالحسین داداشی گوایر

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهید عبدالحسین داداشی با خصوصیات اخلاقی منحصر به خودش خاطرات شیرینی برای تمام دوستانش بجا گذاشت که نه قلم بلکه زبان هم از بازگو کردن آنها عاجز است. مهندسین شهید نام : عبدالحسین نام خانوادگی : داداشی گوایر فرزند : قنبر تاریخ تولد : 1346/7/1… بیشتر »
 نظر دهید »

عشرتکده بعثی‌ها در خط مقدم جبهه

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   وارد اتاق فرمانده لشکر شدم و با احترام سلام کردم، گفت: «سرگرد، هرچه بخواهی، برایت مهیاست! شراب می‌خواهی، هست. دختران جوان می‌خواهی، به وفور وجود دارد». در دوران دفاع مقدس به همان مقدار که نیروهای ما با معنویت و نیروی ایمان با امکانات فوق… بیشتر »
 نظر دهید »

اقدس ماما؛ مسئول ستاد پشتیبانی جنگ

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در دوران دفاع مقدس هر کس فراخور توانایی و امکانات خود به امر پشتیبانی از نیروها می پرداخت و در این زمینه سن و سال و جنسیت مطرح نبود. روایت زیر مشارکت گروه های مختلف را بازگو می کند. خانه‌های زیادی در پیشوا شده بودند پایگاه فعالیت زنان،… بیشتر »
 نظر دهید »

پل زدن زیر آتش دشمن

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   علی جلالی در حالی که سرفه می‌زند، می‌گوید:اصلا عراقی‌ها مجال هنرنمایی تکنولوژیک به ژاپنی ها نمی‌دادند. ژاپنی‌ها هم مرد این کار نبودند. چون پل زدن زیر آتش دشمن اولش دل و جیگر می‌خواست، دوم علم و محاسبات مهندسی و این فقط از ما برمی‌آید. داخل… بیشتر »
 نظر دهید »

پیرمرد بسیجی كه از گرفتن آب از دست دشمن خودداری كرد

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا نگرفتن آب از دست دشمن به یك فرهنگ در میان رزمندگان و بسیجیان در دوران دفاع مقدس تبدیل شده بود؛ فرهنگی كه برگرفته از عاشورای حسینی بود. بسیجیان طی دوران جنگ تحمیلی، بیشترین نیروهای جبهه را تشكیل می دادند؛ به گونه ای كه از سن ۱۷ سال تا… بیشتر »
 نظر دهید »

نذر شهادت

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   هرکسی به اندازه مقامی که در درگاه الهی داشت از نحوه و زمان شهادت خود با خبر بود؛ حمید گیمدیلی طالب شهادت بود حتی برای شهادت، نذر کرد. این‌بار یکی دیگر از دلاورمردان عرصه نبرد به سخن آمد تا ما را با خاطرات خود آشنا کند و از یکی از همرزمان… بیشتر »
 نظر دهید »

خاکریز

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا هدف: خدمت به مردم شهید عباسعلي احمدي تحصيلات ابتدايي را در سال‌هاي 47-1342 به پايان برد و دوره راهنمايي را در مدرسه شهيد حاجيلو (فعلي) در سال 1350، با موفقيت گذراند. در سال 1357 به خدمت سربازي رفت و براي گذراندن دوره آموزش نظامي به پادگان… بیشتر »
 نظر دهید »

مادری که همه پسرانش را برای جنگ داد

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   مادر شهیدان حسن، عباس و حسین صابری گفت: عباس آقا در دوران تفحص شهدا به عراقی‌ها هدیه می‌داد تا آنها در روند این کار با گروه همکاری کنند؛ با آنها با مهربانی رفتار می‌کرد؛ بعد از شهادتش هم عراقی‌ها 50 هزار تومان خرج کردند و برای پسرم مراسم… بیشتر »
 نظر دهید »

تشویق فرماندهان در جبهه به سبک حاج علی فضلی

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   این پا برهنه ‌ها فرماندهان گردانها و واحدهای لشکر 10 هستند که با همه توان و حیثیت خود در عملیات کربلای یک و فتح مهران و در گرمای 45 درجه به قلب دشمن کوبیده‌اند. فرماندهان ما در دفاع مقدس از بهترین ها بودند. بالاخص فرماندهانی که میدان‌دار… بیشتر »
 نظر دهید »

شب بارانی خط شکنی !

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شب بارانی خط شکنی ! از این كه توسط حاج بصیر به عنوان غواص انتخاب شدم، از خوشحالی در پوست نمی‌گنجیدم . همیشه برای خط شكنی لحظه شماری می‌كردم. بعضی‌ها هم به شوخی می‌گفتند پارتی داشتن خوبیش همین است. بعد از آموزش‌های سخت غواصی كه در بهمن شیر… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی کوتاه از رزمندگان در جبهه

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   راهکاری برای نجات از ملخ ها آويزان قطار طرح موثر واقع شدن گلوله های خمپاره 60 راهکاری برای نجات از ملخ ها در جبهه غرب روی تپه ای مستقر بودیم. ملخ ها زاد و ولد داشتند و همه را به ستوه آورده بودند. هر کجا را که پا می گذاشتی پر از ملخ بود. حتی… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای از جبهه رفتن

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   مي خواست برگرده جبهه.بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ي سنّت خدمت کرديبذار اونايي برن جبهه که نرفته اند. چيزي نگفت و ساکت يه گوشه نشست.وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم.ديدم اومد و جانمازم رو جمع کردخواستم بهش اعتراض کنم که… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای خواندنی برگرفته از دست نوشته های یک شهید

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   زمین مسطح بود و کاملا زیر دید دشمن قرار داشتیم . با حالت مجروحی که به عقب بر می گشتیم، به دو سه تا از برادران دیگر رسیدیم که مجروح شده بودند و بر روی زمین افتاده بودند . برای این که این برادران جان ندهند، گفتیم: بلند شوید . تا برویم . پاسخ… بیشتر »
 نظر دهید »

شايد اين «سفر» مرا «رفيق» شهيدان كند

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   سال 1359 بود كه اسماعيل اسكندري عازم جبهه شد. خيلي‌ها از شجاعت و فداكاري‌اش در عمليات خيبر سخن مي‌گفتند. برادرش ابراهيم كه انساني وارسته و خالص، سرشار از ايمان و معنويت و مظلوميت، در اين عمليات مفقودالاثر شد. (كه پس از گذشت چند سال جنازة… بیشتر »
 نظر دهید »

یادی از عملیات فتح المبین

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   یادی از عملیات فتح المبینعمليات فتح المبين، خوش‏يُمن بود. منطقة وسيعي آزاد شد. كار جهاد در شب دوم و سوم، خاكريز زدن بود. ناگهان خبر رسيد که دشمن حمله كرده، اسلحه هايتان را برداريد و پشت خاكريز برويد. اين دستور، از افتادن خط مقدم به دست دشمن… بیشتر »
 نظر دهید »

تحریک دشمن با کارهای شتابزده

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در سرپُل‏ذهاب كوههاي بزرگ نظير 1100 و 1150 و تمام رشته كوه بازي دراز در دست دشمن بود و كاملا بر تمامي دشت سرپل‏ذهاب مسلط بود. منطقه، كوهستاني بود و آنها بالاي‏كوه قرار داشتند. براي دشمن تصور اين كه ما در زير كوه نيرو مستقر كرده باشيم، بسيار… بیشتر »
 نظر دهید »

مقر سوسنگرد

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   مقر سوسنگردبعد از عمليات فتح المبين كه سوسنگرد فتح شد، چند روزي به همراه تعدادي از دانشجوها و طلبه‏ها به مقر سوسنگرد رفتم. البته من هنوز معمم نشده بودم. در آن منطقه، جهاد نجف‏آباد، مقري داشت. آن زمان هنوز لشكر نجف تشكيل نشده بود، اما نيروي… بیشتر »
 نظر دهید »

غریبانه رفتند...خاطره ای از عملیات سیدالشهداء

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   ناد علی ، مهرماه 64 بود که با اعزام به گردان حضرت علی اکبر(ع) اومد... از اوایل بهمن 64 به مرخصی نرفته بود نادعلی توی گروهان ما بود و شهید کشمیری مسوول دسته اش بود....... او آرپی جی زن بود و در عملیات ام الرصاص(جزیره ای روبروی خرمشهر که در… بیشتر »
 نظر دهید »

خدمتی که عراقی ها به اسرا کردند

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شب عاشورا، شور عجیبی افتاد در بین بچه ها. شوق آنها از یک طرف، تهدید عراقی ها از طرف دیگر. آمدند، زدند و بردند و سینه زدیم و خواندیم و اشک ریختیم. چراغها را خاموش کردند. بیچاره ها نمی دانستند که بهترین خدمت را کرده اند . عزاداری در فضای… بیشتر »
 نظر دهید »

مسند نشینان بزم لقا

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   دو-سه ساعت به حالت اغما و نیمه بیهوش بودم تا اینکه متوجه شدم هوا روشن روشن شده است. به دور و برم نگاه کردم. آنقدر سیم خاردار در اطراف کشیده بودند که شاید پرنده های کوچک نیز به سختی می توانستند از لابه لای آن بگذرند. دقایقی در همان حالت… بیشتر »
 نظر دهید »

از "موقعیت شهید حاج همت"

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   با خطاطی به جنگ دشمن رفتم امیر مقدم برومند، عکاس و مسوول تبلیغات دوران دفاع مقدس در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار نوید شاهد گفت: سال 63، جوانی بودم شانزده ساله که خطاطی می کردم. جنگ که شروع شد گفتم با همین هنر هم میتوانم فعالیت مثبتی در جنگ… بیشتر »
 نظر دهید »

فرمانده ای که آرزو داشت خانوادگی به شهادت برسند

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   آرزو دارم که خانوادگی به شهادت برسیم تا وقتی که جنازه ما را به شهر فریدونکنار می‌آورند، مردم به خود آیند و صفوف جبهه را خالی نگذارند. خورشید عاشورا در کرانه افق ناپدید شد و در غروب روز 24 دی ماه سال 1322 در شهر فریدونکنار از دیار علویان… بیشتر »
 نظر دهید »

همه آنچه در جریان ترور «آیت‌الله خامنه‌ای» در مسجد اباذر گذشت

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir به بررسی ترور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد اباذر تهران در سال 1360 پرداخته است. ** چند سکانس از یک ترور 1 با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا که منافع خود را در ایران از دست رفته می‌دید، تلاش‌های گسترده‌ای را… بیشتر »
 نظر دهید »

يادي از يك بسيجي فرانسوي

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا در گلستان شهداي انقلاب اسلامي، گل‌هاي كميابي وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوي فراوان به چشم مي‎آيند. شهيد «كمال كورسل» نيز از آن گل‎هاي نادري است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامي‎، در گلستان اسلام ناب محمدي روييد و در معركه دفاع مقدس پرپر… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتي از شهيده ناهيد فاتحي كرجو

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   به امام توهين نكرد، كوموله زنده به گورش كرد/ دختري هفده ساله كه همه ناخن‌هايش را كشيده بودند كار زيادي از او نخواسته بودند، گفتند به خميني توهين كن تا آزادت كنيم؛ همين! اما همين چيز كوچك براي او خيلي بزرگ بود. آنقدر بزرگ كه حاضر شد بخاطرش… بیشتر »
 نظر دهید »

گناهان یک شهید 16 ساله

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید 16 ساله پیدا شد ، که گناهان هر روزش را در آن یادداشت می کرد ، گناهان یک روز او این ها بود: سجده نماز ظهر طولانی نبود ! زیاد خندیدم ! هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد ! بیشتر »
 نظر دهید »

چرا حاج همت در پوتين بسيجي آب خورد؟

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   اصل ماجرا چه بود؟ راوي كه خود يك بسيجي است، مي‌گويد: محو سخنان حاج همت بودم که در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حرکات خاص سر و دستش مشغول سخنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت‌های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد. سکوت همه جا را فرا… بیشتر »
 نظر دهید »

عکاسی از آخرین لحظه یک شهید

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   در گرماگرم عملیات «الی بیت المقدس» بودیم. بچه ها با چنگ و دندان خود را به دروازه های خرمشهر نزدیک می کردند. در اطراف من آفتاب گرم اردیبهشت بر بدن های تکه تکه شده چند تا از بچه ها می تابید . گلوله مستقیم تانک های عراقی از چهار بسیجی که کنار… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای حمله به پادگان هوانیروز و فرار بعثی‌ها

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   شهید علی‌اکبر شیرودی می‌گفت: اگر از ما توضیح بخواهند چرا پادگان را تخلیه نکرده‌ایم، مسئله‌ای نیست. ارزش آن را دارد که بازداشت یا حتی اخراج شویم. مملکت در خطر است و حقانیت ما سرانجام اثبات خواهد شد. به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس… بیشتر »
 نظر دهید »

دهلاويه آبستن حادثه‏اي بزرگ /خاطراتی از شهيد دكتر مصطفي چمران

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   آن شب، آخرين شبي بود كه نوازش نسيم بهار بر گونه‏هاي گلهاي دشت بوسه مي‏كاشت و براي سبزه‏ها غزل وداع مي‏سرود و مي‏رفت تا آمدني ديگر. و اهواز زير سايه‏ي سكوت شب، رؤياهاي شيرين پيروزي مي‏ديد. كسي چه مي‏دانست فردا در «دهلاويه» چه خواهد گذشت؟ فقط… بیشتر »
 نظر دهید »

روایتی از حضور رهبر انقلاب در منطقه آغشته به آلودگی شیمیایی+عکس

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   به ارتفاعات رسیدیم، همین‌ که از ماشین آمدیم پایین، یک هلی‌کوپتر که می‌خواست در آن منطقه به زمین بنشیند توجهمان را جلب کرد. با خودمان گفتیم در این شرایط ناامن آسمان، چه کسی با هلی‌کوپتر به این‌جا آمده؟ دیدیم یک برادر جانباز با دو عصا در زیر… بیشتر »
 نظر دهید »

پوست هندوانه‌ای که مرا از مرگ نجات داد

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   با دستان بسته، خودم را سینه‌‌خیز به طرف پوست هندوانه کشاندم. تا خواستم آن را به دهان گرفته، گاز بزنم، پوست هندوانه لیز خورد و در نقطه دیگر ماشین افتاد. در دوران دفاع مقدس به همان اندازه که رزمندگان اسلام با رافت و اخلاق اسلامی رفتار می… بیشتر »
 نظر دهید »

پاسداشت سی‌امین سالگرد شهادت علیرضا موحد دانش یاران حاج علی را شناسایی کنید

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   از تمامی کسانی که این عزیزان را در عکس می شناسند و می‌توانند اطلاعاتی از آنان در اختیار خبرگزاری فارس قرار دهند، استدعا می‌شود برای «گویاسازی» این سند تاریخی، با شماره 64- 88911660( داخلی 169 گروه حماسه و مقاومت) تماس بگیرند. خبرگزاری فارس:… بیشتر »
 نظر دهید »

خوابیدن با جنازه سرباز عراقی

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   نزدیکی های غروب بود که بچه ها از سنگرها بیرون آمده، به ستون از راه های تعیین شده برای عملیات به حرکت درمی‌آمدند. ساعت‌ها درحرکت بودیم، دربین راه همه با هم شوخی می‌کردند، می‌گفتند و می‌خندیدند. در درگیری، منطقه در دست دشمن آزاد شد و طبق… بیشتر »
 نظر دهید »

اگر برگردم

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   سال 65 در 'گيلان غرب، جبهه تاجيك' بودم. پيرمردى بود با حدود 65 سال سن. وقتى به او مى گفتيم حالا وقت استراحت شماست لااقل چند روز برويد مرخصى مى گفت: اگر برگردم مى ترسم قبولم نكنند. چيزى نگذشت كه نامه اى از خانواده اش به دستش رسيد كه پسرش سخت… بیشتر »
 نظر دهید »

تير آخر

24 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام خدا   "يا علي برادرها اين هم خرمشهر. از حالا شما هستيد و غيرت‌تان. با يك يا حسين وارد خرمشهر شده‌ايم. يا علي ي ي ...". همه جا آتش بود و گلوله. مصطفي كه فاصله‌اي دويست متري را يك نفس رو به خرمشهر دويده بود. در پشت كپه‌اي خاك پناه گرفت. كوله را كه… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مهر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • افشار
  • فاطمه وطنی
  • کبری ادهم

آمار

  • امروز: 187
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • شهادت آیت الله بهشتی و هفتاد دو تن از یارانش را تسلیت عرض می نمایم (5.00)
  • وصیتنامه عجیب شهید عملیات استشهاد طلبانه شهید علی منیف اشمر (5.00)
  • نگاه خدا ( از خاطرات شهید عبدالحمید دیالمه ) (5.00)
  • شهیدم کن ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی ) (5.00)
  • هفته دفاع مقدس گرامی باد (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس