فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

اسفندیاری که در عملیات کربلای 5 جا ماند

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم آنها را در آغوش کشیدم، اما، برادرم اسفندیار نبود، «اسفندیار کو؟» مادرم که تمام صورت‌اش پر از اشک بود و مرتب چشم‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: «رفته مشهد!» میکائیل فرج‌پور از ارکان اصلی واحد اطلاعات و عملیات لشکر 25 کربلا که در سال 1362… بیشتر »
 2 نظر

زیارت امامین عسگریین(ع) و سرداب غیبت امام زمان(عج) توسط خلبان ایرانی/ پاسخ محکم به خبرنگار عراقی بعد از 17 سال اسارت

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم چند روز بعد صدام حسین در 13 شهریور که آن‌ها به زعم خود این روز را روز آغاز جنگ از طرف ایران می‌دانند، در رسانه‌ها سخنرانی کرد و به اسم من به عنوان مدرک جنگی اشاره کرد. بر مبنای همین سخنرانی خبرنگاری برای مصاحبه و دیدن من به زندان… بیشتر »
 نظر دهید »

نماز

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم - عطش نماز (شهيد هوشنگ ابوالحسني ) چهار سال بيشتر نداشت كه به من اصرار مي‌كرد نماز خواندن را به او ياد بدهم سعي مي‌كرد با تقليد از من و پدرش حركات نماز را به خوبي انجام دهد براي اثبات حرفم عكسي از چهارسالگي هوشنگ ابوالحسني… بیشتر »
 1 نظر

خبر اعدام یک پاسدار در خبرنامه ی کومله

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم یک روز خانمی کوتاه قد با لباس نظامی و روسری خاکستری رنگ که کلت کالیبر ۴۵ بسته بود، با چند نفر از پیش مرگان به بیمارستان آمد. کارکنان بیمارستان خیلی به او احترام می گذاشتند. به هر اتاقی که می رفت، با بیماران دست می داد و احوال… بیشتر »
 نظر دهید »

روایتی از ناراحت شدن یک شهید

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در پیاده‌رو ابراهیم را دیدیم؛ همین طور که احوالپرسی می‌کردیم، دیدم صورت ابراهیم از ناراحتی سرخ شد؛ بعد سرش را بالا آورد و با حال عجیبی گفت: «خدایا! تو شاهد باش که ما حاضر نیستیم چنین صحنه‌هایی ببینیم». این روزها که پای درد دل… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات شهید ابراهیم امیر عباسی

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم خانه ما روبروی سازمان امنیت یا همان ساواک بود. درست به همین خاطر خیابان ما، همیشه یکی از آرام ترین خیابان های شهر بود. توی در وهمسایه، زیاد بودند کسانی که می رفتند تظاهرات، یا برای انقلاب کار می کردند، آنجا ولی کمتر کسی جرأت داشت… بیشتر »
 نظر دهید »

خیال باطل آقای وزیر!

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم چند روز قبل از عملیات، «عدنان خیرالله» در جواب سوالی با این مضمون که آیا امکان انجام عملیاتی از سوی ایران وجود دارد، جواب داده بود: «امکان همه چیز هست، ولی ایرانیان باید تا دو - سه ماه دیگر، مجروحان خود را مداوا کنند.» این… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه سردار شهید حاج سید کمال فاضل فرمانده گردان یازهرا از تیپ 44 قمر بنی هاشم (س)

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
(بسم الله الرحمن الرحيم ) (سردار رشيد اسلام ،فرمانده گردان يازهرا (س ) حاج سيد كمال فاضلى ) «ان الله اشترى من المومنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون ويقتلون ...»خدا جان ومال اهل ايمان‌رابه‌بهشت‌خريدارى‌كرده وآنها در راه خدا… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه سردار شهید عبدالصمد امیریان جانشین گردان امام سجاد(ع)

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم درود خدا بر مجاهدين خالص و مخلص خدا و سلام بر رهروانشان كه براي رسيدن به هدفشان از جان خود گذشتند درود بر پرچمدارشان درودي بس بي پايانبسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الذين امنوا هل ادلكم علي تنجيكم من عذاب اليم تومنون بالله و رسوله… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات مربوط به نماز شب شهيدان

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سرما و نماز شب ،عروج شبانه ،خلوت انس ،نماز نشسته ، وعده‌ي ملاقات از خواب تا عبادت ، چشمان دريايي ،سجده بر آب و ... 1- سرما و نماز شب ( شهيد غلامرضا ابراهيمي) نيمه‌هاي شب از سردي هوا، از خواب بيدار شدم هنوز تكان نخورده بودم… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای اعطای لقب "سیدالاسرا" و درجه امیری شهید لشگری از سوی مقام معظم رهبری

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم همسرم 18 کبوتر به یادبود سال‌های اسارتم تهیه کرده بود تا آن را آزاد کنم. من سر آن پرنده سفید را بوسیدم و در آسمان ایران اسلامی به یاد رهایی خودم آزاد کردم. مردم تا جلوی پله‌های منزل، مرا روی دوش داشتند. مادرم جلوی پله ایستاده بود.… بیشتر »
 نظر دهید »

خداحافظی یک مادر با بینایی‌اش

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم روز از ناکامی عملیات «کربلای 4» می‌گذشت. برای اینکه از فرزندم خبری بگیرم همراه یکی از دوستانش به پادگان شهر اندیمشک رفتم اما به داخل راه‌مان ندادند و گفتند: برگردید شهرتان. سرانجام پیکر فرزندم پس از 42 روز از شهادتش به قم آمد و… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای جاری شدن خون شهید، ۹ سال پس از تدفین

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم حمید نژاد در مورد کرامت شهید"عبدالنبی یحیائی" می‌گوید: پدر شهید برایم گفت کسی داخل قبر رفت تا جسد شهید را بیرون بیاورد. متوجه می‌شود صورت شهید مانند روز اول دفن سالم مانده است با این تفاوت که مقداری خشک شده و تازگی روز اول را… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره‌گویی آقای وزیر از دوران دفاع مقدس

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در قبل از انقلاب با شهید علم‌الهدی و چند تن دیگر از دوستان دانشجویمان به این منطقه آمده بودیم که به خاطر دارم از رامهرمز تا بهبهان را با پای پیاده طی کردیم. سفر استانی آقای رئیس جمهور و دیدار با مردم خوزستان جزو مسائل سیاسی روز… بیشتر »
 نظر دهید »

یک تانک بزن دو تا موشک جایزه بگیر

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهید فروزان‌فر از نیروهای علی هاشمی و شکارچی تانک بود که هدف‌گیری بسیار دقیقی داشت؛ فرمانده تیپ 3 لشکر قزوین با دیدن این دقت به وی گفت: «هر تانکی که بزنی دو تا موشک جایزه می‌گیری».   به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای اقدام شهید «نخبه زعیم» که منجر به خلق پیروزی کربلای ۵ شد

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دبیر یادواره شهدای کربلای ۵ گفت: قانع کردن رزمندگان برای ماندن در جبهه جهت انجام عملیات سخت بود. یادم هست شهید «سعید نخبه زعیم» که یک روحانی بود دست به اقدام خاصی زد. او در این فرصت به شهر رفته و کفنی تهیه کرده بود.  روز 24 دی ماه 92 نشست خبری یادواره… بیشتر »
 1 نظر

شهادت در دمای ۲۰ درجه زیر صفر

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
مهدی ضیایی از تخریبچی‌های عارف گردان تخریب لشکر ۱۰ بود. هم اهل رزم بود و هم مرد عبادت و مناجات. او خیلی اهل سجده بود و هر وقت هم از سجده بلند می‌شد چشمهایش از شدت گریه سرخ بود. در سرمای بیست درجه زیر صفر جنگیدن خدایی کار شاقی بود خصوصا اینکه منطقه… بیشتر »
 نظر دهید »

آیا پول نداشتید برای ژنرال یک ساک خوب بخرید؟! / صدام رو به سمت ایران نماز می‌خواند

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
با توجه به این‌که مدت 10 سال پس از جداشدن از دیگر خلبانان، فارسی صحبت نکرده بودم لذا از این نظر کمی ضعیف شده بودم. چند سطری در مورد وضع خودم و اوضاع و احوال اسارت و نحوه رفتار عراقی‌ها نوشتم. امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات مربوط به نماز اول وقت شهيدان

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خاطرات نماز شهیدان مسعود پتراكو،غلامعلي پيچك،امير چمني،علي فتاح پور،علي اكبر شيرودي وعلي قوچاني 1- سنگر كوچك (شهيد مسعود پتراكو) عمليات والفجر دو بود. منطقه‌اي بوديم كه قبلاً عراقي‌ها در آن مستقر بودند. و ما آنها را از آنجا بيرون كرده بوديم. به همين… بیشتر »
 نظر دهید »

عبور سردارشمالی از پیکرخونین برادرش درکربلای5+عکس

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
منطقه شلمچه پر از دود و آتش شده بود. هیچ شیئی سالم بر روی زمین باقی نمی ماند. گازهای شیمیایی که در هوا پیچیده بود تنفس را بشدت دچار مشکل کرده بود. چشمها بشدت می سوخت. درگیری ها وجب به وجب بود.  آنچه می خوانید؛ روایتی است عاشورایی، از زبان سردار  کمیل… بیشتر »
 نظر دهید »

رد پیشنهاد پناهندگی صلیب سرخ و حفظ ابهت خلبان ایرانی

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
درجواب گفتم: من 18 سال شرایط بد اسارت را تحمل کردم که به کشورم برگردم. از لطف شما ممنونم! ضمناً خواهشی دارم؛ چنانچه در فاصله‌ای که با مرز ایران دارم برایم اتفاقی افتاد و من مُردم، حتماً جسد مرا به ایران تحویل بدهید؛ زیرا خانواده و ملت قهرمان ایران در… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت یک مداح مقابل دوربین محمدرضا طاهری

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ساعتی پس از شهادت شهید محمد بهروز لایقی، حاج محمدرضا طاهری که در آن ایام در واحد تبلیغات گردان شهادت لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) مشغول فعالیت بوده است، تصویری را از پیکر مطهر این شهید به ثبت می‌رساند.  شهید محمد بهروز لایقی؛ قاری قرآن، بسیجی نمونه و ذاکر… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات مربوط به نماز شب شهيدان

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سرما و نماز شب ،عروج شبانه ،خلوت انس ،نماز نشسته ، وعده‌ي ملاقات از خواب تا عبادت ، چشمان دريايي ،سجده بر آب و ... 1- سرما و نماز شب ( شهيد غلامرضا ابراهيمي) نيمه‌هاي شب از سردي هوا، از خواب بيدار شدم هنوز تكان نخورده بودم كه متوجه شدم «شهيد… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای اعطای لقب "سیدالاسرا" و درجه امیری شهید لشگری از سوی مقام معظم رهبری

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
همسرم 18 کبوتر به یادبود سال‌های اسارتم تهیه کرده بود تا آن را آزاد کنم. من سر آن پرنده سفید را بوسیدم و در آسمان ایران اسلامی به یاد رهایی خودم آزاد کردم. مردم تا جلوی پله‌های منزل، مرا روی دوش داشتند. مادرم جلوی پله ایستاده بود. دست و صورت او را… بیشتر »
 نظر دهید »

خداحافظی یک مادر با بینایی‌اش

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
19 روز از ناکامی عملیات «کربلای 4» می‌گذشت. برای اینکه از فرزندم خبری بگیرم همراه یکی از دوستانش به پادگان شهر اندیمشک رفتم اما به داخل راه‌مان ندادند و گفتند: برگردید شهرتان. سرانجام پیکر فرزندم پس از 42 روز از شهادتش به قم آمد و زیر بمباران شدید دشمن… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای جاری شدن خون شهید، ۹ سال پس از تدفین

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
حمید نژاد در مورد کرامت شهید"عبدالنبی یحیائی" می‌گوید: پدر شهید برایم گفت کسی داخل قبر رفت تا جسد شهید را بیرون بیاورد. متوجه می‌شود صورت شهید مانند روز اول دفن سالم مانده است با این تفاوت که مقداری خشک شده و تازگی روز اول را ندارد.  به گزارش خبرنگار… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره‌گویی آقای وزیر از دوران دفاع مقدس

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در قبل از انقلاب با شهید علم‌الهدی و چند تن دیگر از دوستان دانشجویمان به این منطقه آمده بودیم که به خاطر دارم از رامهرمز تا بهبهان را با پای پیاده طی کردیم. سفر استانی آقای رئیس جمهور و دیدار با مردم خوزستان جزو مسائل سیاسی روز کشور به حساب آورد. اما… بیشتر »
 نظر دهید »

یک تانک بزن دو تا موشک جایزه بگیر

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهید فروزان‌فر از نیروهای علی هاشمی و شکارچی تانک بود که هدف‌گیری بسیار دقیقی داشت؛ فرمانده تیپ 3 لشکر قزوین با دیدن این دقت به وی گفت: «هر تانکی که بزنی دو تا موشک جایزه می‌گیری».   به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، شهید «بهرام… بیشتر »
 نظر دهید »

«تولد» در 50 متری دشمن

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شب عملیات «کربلای5»، جلال را که یکی از «لات‌«های گردان بود، صدا کردم تا با شیرین‌کاری‌هایش رزمندگان را سرگرم کند، چرا که ساعت اجرای عملیات نسبت به آنچه طرح‌ریزی شده بود به تأخیر افتاده بود. برای همین ممکن بود...  جملات بالا بخشی از خاطرات محمد هادی… بیشتر »
 نظر دهید »

امانت داری پس از شهادت

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دو قطعه عکس، یک چفیه زیبا و یک حوله تنها یادگاری‌های باقی مانده از شهید محمد حسین فهمیده در دست شهید احمد بختیاری بود که پس شهادت باید به دست مادر شهیدان فهمیده می‌رسید. فرمانده پایگاه سیدالشهدا تنها شهید مسجد محله هاشمی نیست. شهید حسین فهمیده، حسن… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت زندگی یک پاسدار از چینی‌فروشی در کویت تا شهادت در محرم

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
«بی‌نشانی، نشان توست» عنوان کتابی است که زندگی داستانی سردار شهید «درویش شریفی» را روایت می‌کند.   به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، «بی‌نشانی، نشان توست» عنوان کتابی است که زندگی داستانی سردار شهید «درویش شریفی» با قلم «زهره… بیشتر »
 نظر دهید »

سه شهید در یک قاب تصویر

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عکسی که مشاهده می کنید تصویر 3 تن از شهدای گرانقدر 8 سال دفاع مقدس است که با یکدیگر دوست و هم محلی بوده اند و هر سه به درجه رفیع شهادت رسیده اند.       به ترتیب از سمت راست: شهید مصطفی پورقاسمی، شهید پرویز بیات،شهید محمود رضاپور بیشتر »
 نظر دهید »

اسارت گرفتن ۲۰ عراقی با یک چاقو

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
رسیدیم به جایی که چند نفر از نیروهای همدان در آنجا حضور داشتند؛ همه آنها با دیدن حاج آقا اکبری با آن وضعیت و اسیرهایی که گرفته بود، کلی متعجب شدند.   به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، بارها شنیده شده است که جوانان و نوجوانان رزمنده با… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات مربوط به نماز جمعه و جماعت شهيدان

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
وضوي فوري، ستون مسجد ، تشويق به فريضه الهي، نمازخانه، تب و نماز جماعت، نماز جماعت در خانه و... 1- وضوي فوري (شهيد حسين اكبري) از ده سالگي نماز مي‌خواند. بعضي وقت‌ها كه بيدار مي‌شدم، مي‌ديدم مشغول نماز شب است. يكي از دوستانش تعريف مي‌كند رفته بودم… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای زیارت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) توسط خلبان ایرانی

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
نیت کردم زیارت می‌کنم از طرف پدر، مادر، خانواده‌ام و همه ملت قهرمان ایران و تمام مسلمان‌های دنیا که آقا اباعبدالله را دوست دارند و از خداوند شفاعت آن بزرگوار را برای همه آنها آرزو کردم. سعی داشتم در تمام مدتی که دور ضریح می‌گشتم،‌ توجه‌ام را از غیر دور… بیشتر »
 نظر دهید »

«رضادیده‌بان» که بود؟

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دیده‌بان با تجربه‌ای مسئول هدایت آتش «خط» بود که به او «رضا دیده‌بان» می‌گفتند.او شب‌ها در سنگر ما می‌خوابید.وقتی آمد به او گفتم:«رضا جان یک قدری هم هوای ما را داشته باش.این نامردهای بعثی ...    جملات بالا بخشی از خاطرات دکتر «محمدرضا امیر حسنخانی» از… بیشتر »
 نظر دهید »

تقسیم مهمات به روش حاج همت

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
نارنجك به بچه‌هایی بدهید كه كاركشتگی داشته باشند. به سپاهی‌ها، چون خوب بلدند از نارنجك استفاده كنند، هر كدام دو عدد بدهید.     با خواندن این مطلب كه برشی است از كتاب همپای صاعقه به خوبی در می یابید كه خدا تنها خرمشهر را آزاد نكرد. بلكه سراسر جنگ… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدی که به قولش عمل کرد ....

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بی خبر از همه جا به همسرش قول داده بود ببردشان مشهد، پابوس امام رضا علیه السلام؛ ساعتی بعد عراق حمله ی وحشیانه ی اش را آغاز کرد؛ جنگنده هایشان آمدند ویران کردند و رفتند . برای تلافی 140 فروند جنگنده ی ایرانی به سمت عراق حمله کردند؛ خالد حیدری، از… بیشتر »
 نظر دهید »

یادداشت شهید هاشمی‌نژاد در زندان شهربانی+دست‌خط

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در بخشی از نوشته شهید هاشمی‌نژاد آمده است: فراز و نشیب زندگی گاهی موجبات سعادت انسان را آماده می‌کند و از آن جمله حوادثی که منجر به سر بردن اینجانب در خدمت جمعی از علما و وعاظ و دانشمندان در زندان موقت شهربانی طهران گردید.   به گزارش گروه حماسه و مقاومت… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدی که با خط خوش نوشت، شهادت

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
علیرضا خط خوشی داشت. با همان خط خوش، شهادت را در 26 خرداد 1365 بر صفحه‌ی زندگی خود حک کرد. علیرضا از همان اول آرام و قرار نداشت. مشکلی که پیش می آمد محکم، مانند کوه می ایستاد. بر خلاف هم سن و سالانش گریه کردن برایش مفهومی نداشت. می گفت:  مرد که گریه… بیشتر »
 نظر دهید »

وداع یاران قبل از عملیات...

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
تصاویری از جبهه ها وداع یاران قبل از عملیات...       سقای جبهه شهید حاج ابراهیم "همت....فرمانده " لشکر 27 محمد رسول الله (ص) نگارنده : fatehan1 بیشتر »
 نظر دهید »

کشتی‌گیر و فرماندهی که برای سرش جایزه تعیین کرده بودند

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در پایان از شما می‌خواهم اگر جسمم برگشت، ‌در قبر‌ چشمانم را باز بگذارید تا کوردلان بدانند که کورکورانه به این راه نرفتم، دستانم را باز بگذارید تا راحت طلبان و دنیا پرستان ببینند که چیزی با خود به آن دنیا نمی‌برم و مشتانم را گره کنید، تا ملحدان و منافقان… بیشتر »
 نظر دهید »

لبخندی که پس از اصابت خمپاره بر لبان «کمک بی‌سیم چی» نشست

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سراسیمه از سنگر بیرون آمدیم ببینیم چه اتفاقی افتاده، دیدیم ترکش‌های خمپاره به محمود برخورد کرده و یک دستش را کامل برده و قسمت‌هایی از شکمش پاره شده است.  ایامی که آن را سپری می‌کنیم، لحظه به لحظه‌اش عجین است با غرورانگیزترین روزهای عاشقی سربازان امام… بیشتر »
 نظر دهید »

تیری که ظهر عاشورا بر پیشانی «فرمانده» نشست

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در راه، تنها چیزی که از خدا خواستم این بود که وقتی بالای سرش می‌رسم، زنده باشد و به خدا قول دادم که دیگه هیچ چیز ویژه‌ای از او نمی خواهم...  در میان فرماندهان دفاع مقدس، برخی هنوز هم که هنوز است گمنامند و یا آنطور که باید، شناسانده نشده اند. سردارانی که… بیشتر »
 نظر دهید »

از بس به جبهه رفت، حقوق او را قطع كردند!

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
کارش را هم در بانک‌‌ رها کرد. از سپاه نامه دادند تا ایشان به آنجا مأمور شوند؛ اما بانک نپذیرفت و مدتی هم حقوقش را قطع کردند؛ اما حبیب گفت: «من رو اخراج کنید، اما من می‌رم جبهه».   سردار شهيد حبيب الله شمايلي، قائم مقام فرماندهي لشکر7ولی عصر(عج) از… بیشتر »
 نظر دهید »

دلنوشته یک فرمانده برای همرزمانش

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
چه زود گذشت! یادتان می‌آید در گروهان هجرت، وقتی فاصله اندکی با شما نداشتم و درگیری با دشمن شروع شد خود را به شما رساندم. وضعیت نیروها را طوری دیدم که در حال جنگ تن به تن با نیروهای دشمن بودید.    حاج عباس قهرودی از جمله فرماندهان باقی مانده از لشکر 10… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن شهید چمران درباره یک شهیده

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پس از طی دوران طفولیت در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و چون در خانواده ای مذهبی رشد کرده بود به نماز خواندن و روزه گرفتن بسیار پایبند بود. از همان دوران کودکی برای دیگران مخصوصا کوچک تر ها و ضعفا دل می سوزاند و احترامشان را نگاه می داشت. دوران ابتدایی و… بیشتر »
 نظر دهید »

برگی از دفتر خودسازی شهیده 14 ساله

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهیده دانش‌آموز «زینب کمایی» که توسط منافقین به شهادت رسید، دفتر خودسازی داشت که هر شب کارهایش را محاسبه می‌کرد، از خواندن نماز به موقع تا کم خوردن غذا.      شهید 14 ساله زینب(میترا) کمایی به سال 1346 در آبادان به دنیا آمد؛ پدرش به نام­‌های ایرانی… بیشتر »
 نظر دهید »

خنده حاج علی/اشک شوق اسرای عراقی

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
برای آن که به آنها بگویم که برادر ما هستند و ما با اسرا خوب رفتار می کنیم، سیم دستش را باز کردم و به بیرون پرتاب کردم، این عمل من باعث شد اشک عراقی ها در بیاید. سرمای زمستان که با تن هر رزمنده‌ای انس می‌گیرد، خاطرات بیاد ماندنی جبهه در این فصل سخت را… بیشتر »
 نظر دهید »

این شهید 30 بار از اروندرود عبور کرد

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
مستند «سردار اروند» پیرامون با اقتباس از کتاب «عبور» پیرامون خاطرات زندگی طلبه شهید حسن یزدانی تولید شد.  شهید یزدانی از نیروهای اطلاعات و عملیات «لشکر 41 ثارالله» در دوران دفاع مقدس و از شهدای «عملیات والفجر8 » است که در کارنامه خود 30 بار عبور از… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدی که تحصیل در آمریکا را رها کرد و به صف مبارزین پیوست

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در دانشگاه واشنگتن در حال ادامه تحصیل در مقطع دکتری بود که حرکت خروشان مردم قهرمان کشورمان علیه ظلم ستم شاهی به نقطه اوج خود رسید. پس احساس وظیفه نمود که همگام با امت قهرمان در داخل کشور در این مبارزه عظیم شرکت نماید. شهید بزرگوار مهدی امین زاده در… بیشتر »
 نظر دهید »

لحظه شهادت معاون گردان کمیل در قتلگاه فکه

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 شهید بنکدار به عنوان معاون گردان کمیل نیز در این محاصره در روز ۲۱ بهمن‌ماه ۱۳۶۱ بر اثر اصابت گلوله خمپاره از ناحیه چپ بدن زخمی شد و بعد از چند ساعت خونریزی در کانال کمیل واقع در فکه به شهادت رسید. به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، امروز 21 بهمن… بیشتر »
 نظر دهید »

«وجعلنا» رمز پيروزي ما در شب عمليات بود

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
روايت‌ جانباز «سيد شهاب‌الدين بسام تبار» از عمليات والفجر2 در تابستان سال62 جالب‌تر از نديدن سربازان عراقي، وجود يك ستون پنجم در بين ما بود. عراقي‌ها براي اعلام وجود، به صورت رگباري گلوله شليك مي‌كردند. به محض شليك اين گلوله‌ها، يكي از داخل ستون فرياد… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید بنکدار؛ معاون گردان کمیل در قاب تصاویر

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
۲۱ بهمن ماه، سی و یکمین سالروز شهادت شهید علیرضا بنکدار معاون گردان کمیل است. از شهدای کانال کمیل که در عملیات والفجر مقدماتی تا پای جان دلیرانه جنگید و پیکر او جزء شهدای مفقودالجسد والفجر مقدماتی است.  پاسدار شهید علیرضا بنکدار متولد 1336 است. او که… بیشتر »
 نظر دهید »

40روز روزه‎داری در استقبال از شهادت

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
40 روز در استقبال از شهادت روزه‌دار بود به عنوان غواص خط‌ شکن در عملیات حضور داشت که با هم‌رزمانش در سیاهی شب از موج‌های عظیم رودخانه اروند گذشتند    شهید علی‌عباس حسین‌پور یکی از 94 شهید دانشجوی لرستان است.       علی‌عباسحسین‌پور مرداد 1345 در خرم‌آباد… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای شهادت خلیل بهرامی؛ قاری شهید عملیات والفجر۸

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فرزند شهید بهرامی می‌گوید: شب عملیات کوله‌پشتی خود را بست و قرآن را روی آن گذاشت، پرسیدند چرا اینکار را کردی؟ گفت: ما به خاطر قرآن به میدان نبرد آمده‌ایم. شهید دو شب قبل از شهادت خوابی دید که در روز ۲۰ بهمن در آزمونی قبول می‌شود.  شهید خلیل بهرامی… بیشتر »
 نظر دهید »

قال دوشکا: انا تپ تپ و انتم کپ کپ

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
توی خط اگر کله‌مان را می‌بردیم بالا، یا یک قوطی را می‌گرفتیم بالای خاک‌ریز، در یک لحظه ده تا فشنگ به‌ش می‌خورد. اوضاع بی‌ریختی بود؛ آتش تهیه خیلی سنگین و بزن بزن و بگیر و ببند.     به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، عملیات بدر بود. پهلوی دجله… بیشتر »
 نظر دهید »

این شهید چگونه هورالعظیم را تسلیم تفکراتش کرد؟

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بهمن ماه دومین سالگرد شهادت‌ سردار احمد سیاف‌زاده از فرماندهان سابق دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه و مسئول عملیات قرارگاه کربلا دردوران هشت سال دفاع مقدس بود. به همین مناسبت مروری داریم بر خاطره سردار سرتیپ محمدنبی رودکی (فرمانده وقت لشکر19 فجر در دوران… بیشتر »
 نظر دهید »

روایتی تازه از عملیات کربلای 5 و طلبه‌ای که عاشورا را زنده کرد

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پس از عدم‌الفتح در عملیات «کربلای 4» رزمندگان به دنبال این بودند که به مرخصی بروند اما این کار میسر نبود و باید از غفلت دشمن استفاده می‌کردیم تا عملیات «کربلای 5» اجرا می‌شد. در این بین یکی از طلبه‌ها به اسم «سعید نخبه زعیم» با فرصتی که داشت به شهر رفت… بیشتر »
 نظر دهید »

فرمانده گروه دستمال سرخ ها

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یکی از رزمندگان هنگام شهادت، لباسی سرخ بر تن داشت که همرزمانش به عنوان یادبود وی، تکه‌هایی از لباس او را بر گردن بستند و عهد کردند تا گرفتن انتقامش، آن را از خود جدا نکنند و نام گروهشان شد «دستمال سرخ‌ها». سردار شهید اصغر وصالی تهرانی فرد به سال 1329 در… بیشتر »
 نظر دهید »

نامه تامل بر انگیز فرمانده بی سر لشگر کربلای مازندران

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسمه تعالی به: كارگزینی سپاه ساری از: پاسدار عملیات ذبیح الله عالی موضوع: كسر نمودن حقوق ماهیانه محترماً به عرض می رسانم چون اینجانب دارای چهار هكتار زمین زراعتی آبی و خشكه می باشم و دارای درآمد زیاد می باشد و همین طور حقوق من زیاد می باشد. لذا درخواست… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت مریم کاظم‌زاده از دستمال سرخ‌ها

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
اصغر وصالی بار دیگر لحن خود را تشدید کرد و خطاب به من گفت: «همون بهتر که شما برین وقتی وضع شهرها آروم شد بیایین. یعنی همه جا که امن و امان شد سر و کله‌تون پیدا بشه.» مریم کاظم زاده از معدود خبرنگاران و احتمالا تنها زنی است که در حین درگیری های پاوه… بیشتر »
 نظر دهید »

کانال کمیل و پروانه‌ای به نام ابراهیم هادی

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سرم داغ شده بود، مشخصات ابراهیم هادی را می داد. با نگرانی نشستم و گفتم: آقا ابراهیم الان کجاست؟ گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود و به ما گفت "تا می تونید سریع بلند شید و تا کانال رو زیر و رو نکردن خودتان را نجات دهید". عصر بود که حجم آتش… بیشتر »
 نظر دهید »

مسیح دوم کردستان چه کسی بود؟

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سعید قهاری سعید در سال ۱۳۳۱ در یکی از روستاهای اسدآباد همدان متولد شد. جزء اولین کسانی بود که در سال ۵۸ با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد سپاه شد. در ۱۰ شهر و ۵ استان خدمت کرده و اهم خدمتش هم در کردستان و آذربایجان بوده است. سعید قهاری سعید در… بیشتر »
 نظر دهید »

«اندرزگو» غریب ترین شهید گلزار شهدای تهران

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بهشت زهرا (س) تهران مدفن 30 هزار شهید دوران دفاع مقدس و انقلاب ایلامی است ولی، بی شک شهدایی در این گلزار هستند که به قدری مظلوم و غریبند که با نام بردن از آن ها بسیاری از غربت مزار این شهدا تعجب خواهند کرد.       گلزار شهدای تهران را شاید بتوان به جرات… بیشتر »
 نظر دهید »

دعای رهبر در حق یک پاسدار

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آخرین باری که آقا مهدی را دیدیم آمده بودیم تهران. روز 22 بهمن بود. من را در ماشین نشاند به عنوان راهپیمایی. بعد وقتی به منزل برگشتیم دیدم پای من و مادرش را می بوسد به مادرش می گوید مرا حلال کنید.   بعد از ظهر سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1358 که آفتاب… بیشتر »
 نظر دهید »

سفارش‌های 50هزار تومانی در وصیتنامه یک پاسدار

06 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
مبلغ 50 هزار تومان به عنوان خمس های فوت شده (محض احتیاط) داده شود. کمک به فقرا فراموش نشود.    مدتی بود که سپاه برای تامین امنیت غرب و شمالغرب کشور با گروهک‌های معاند و ضد انقلاب مسلح می جنگید؛ دهها پاسدار شهید شدند تا توانستند امنیت امروز را برای مردم… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مهر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • زفاک
  • بتول سادات بنیادی

آمار

  • امروز: 279
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ ( از خاطرات شهید عبدالهی ) (5.00)
  • وصيت نامه شهيد عبدالله غلامي (5.00)
  • دهشت‌زده و تعجب‌زده (5.00)
  • وصیتنامه شهید محمد رضا قوس (5.00)
  • وصیت نامه شهید قاسم میر حسینی (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس