فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

خاطرات سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یونس زنگی آبادی ، سال 1340 ش در خانواده ای مستضعف و متدین ، در روستای زنگی آباد کرمان به دنیا آمد . پدرش ملا حسین ، مردی مومن و عاشق اهل بیت بود . وقتی در سن 75 سالگی از دنیا رفت یونس 12 سال بیشتر نداشت .از این پس ، یونس نوجوان برای کمک به هزینه زندگی… بیشتر »
 1 نظر

شهید مرتضی جاویدی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهید مرتضی جاویدی- فرمانده گردان فجر-معروف به اشلو شهیدصیاد شیرازی در مورد او گفته اند:در تمام دورانی که همراه رزمندگان وفرمانده هان دفاع مقدس خدمت حضرت امام میرسیدیم فقط یکبار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت وپیشانی آنرا بوسیدواو کسی نبود جز… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات مقام معظم رهبری از شهید کاوه

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خوب است من از برادر، شهيد عزيزمان محمود كاوه ياد كنم كه من او را از بچگي اش مي شناختم . پدر اين شهيد جزو اصحاب و ملازمين هميشگي مسجد امام حسن(ع) بود كه بنده آنجا نماز مي خواندم و سخنراني مي كردم؛ دست اين بچه را هم مي گرفت و با خودش مي آورد . من مي… بیشتر »
 نظر دهید »

به اومي‌گويند "شهيد عطري"

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
كساني كه زياد بهشت زهرا مي‌روند، به او مي‌گويند شهيد عطري. خيلي‌ها سر مزار شهيد سيد احمد پلارك نذر و نياز مي‌كنند و از خداي او حاجت و شفاعت مي‌خواهند. از سنگ قبرش هميشه عطر ترشح مي‌كند، هميشه نمناك است و هم بوي گلاب و گلهاي معطر دارد.هيچ وقت روز سر مزار… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید سید مجتبی علمدار

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پای درس سید مجتبی علمدار آدم باید توجه کند. فردا این زبان گواهی می دهد. حیف نیست این زبانی که می تواند شهادت بدهد که اینها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یا زهرا ، یا حسین (ع) آن وقت گواهی بدهد که مثلاً ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفت، بیهوده گفت، آلوده… بیشتر »
 نظر دهید »

با نخبگان راهیان نور

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
من و روزهای آغاز جنگ تحمیلی تقریباً هم سن هستیم. سال‌های آخر جنگ از حرف‌های بزرگ‌ترها از تلویزیون از رزمندگان دوست و آشنا که از حال و هوای جبهه‌ها می‌گفتند چیزهایی می‌فهمیدم، چند بار هم من و روزهای آغاز جنگ تحمیلی تقریباً هم سن هستیم. سال‌های آخر جنگ از… بیشتر »
 نظر دهید »

زیارتگاه های شهدای پاوه و بازی دراز

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
زیارتگاه های شهدای پاوه و بازی دراز رسماً تحویل مرکز حفظ آثار سپاه شد. سرهنگ شجاعی مسئول مرکز حفظ آثار و نشر ارزشهادی دفاع مقدس سپاه حضرت نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه در این باره عنوان نمودند که امید است با توجه به اینکه قبلا به صورت غیر رسمی کلیه امورات… بیشتر »
 نظر دهید »

شنیدنی‌هایی از اردوگاه تکریت

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یک مرتبه از کمپ فرماندهی یک عالمه قلچماق ریختند و با مشت و لگد افتادند به جان شعبان و به قصد کشت، زدنش. چند دقیقه بعد، با سر و صورت خونی و زخمی آوردنش. بی‌رمق و بی‌حال نالید و گفت: «نگویید کلت دارم که اگر بگویید، می‌بندنتان به تانک.». ظهر بود. توی… بیشتر »
 نظر دهید »

عکاس صدام مبهوت از تصاویر جنگ!

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این را موفاک فتحی داوود می‌گوید و شما باید بدانید چرا. سه سرباز جوان خودشان را به درخت‌های تپه بیرون سلیمانیه رسانده‌اند. آن‌ها از نبرد سختی که علیه ایرانی‌ها در کوه‌های ماووت بوده عقب‌نشینی کرده‌اند! صدام دستور داده که همه فراری‌ها باید تیرباران شوند… بیشتر »
 نظر دهید »

شهيد جلال افشار از جمله شهداي سرافراز طلبه و روحاني استان اصفهان

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
از اصفهان به قم میرفت . صدای اهنگ مبتذلی که راننده گوش میکرد جلال رو ازار می داد... رفت با خوشرویی به راننده گفت :اگر امکان داره یا نوار و خاموش کنید ، یا برا خودتون بذارین راننده با تمسخر گفت : اگه ناراحتی میتونی پیاده شی ! جلال رفت توی فکر، هوای سرد ،… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای از شهید برونسی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هنوزعمليات،درست وحسابي شروع نشده بود که کارگره خورد. گردان ما زمين گير شد وحال وهواي بچه ها،حال وهواي ديگري. تا حالا اين طوري وضعي برام سابقه نداشت. نمي دانم چه شان شده بود که حرف شنوي نداشتند؛همان بچه هايي که مي گفتي برو تا آتش ،با جان ودل مي رفتند! به… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره ای کوتاه از شهید مهدی کازرونی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
چادر به جای کت لباس فرم معلم‌ها کت‌های بلند با شلوار بود . زنگ‌های تفریح کت‌هاشون را در می‌‌آوردند و با بلوز آستین کوتاه وسط حیاط والیبال می کردند . مهدی کلاس چهارم بود . با دیدن این صحنه خیلی‌ ناراحت شد . گفت :" چرا باید این قدر راحت مسائل اسلام را زیر… بیشتر »
 نظر دهید »

ازدواج در مسجد با پیراهن قرضی/ مروری بر زندگی شهید اکبر احمدی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
وقتی که عروس و داماد برای خواندن خطبه عقد، نزد حاج‌آقا می‌رفتند دیدم پیراهن سید جوادی مناسب نیست... «اکبر احمدی» از جمله شهیدان دوران دفاع مقدس است. وی در سال 1339 در روستای «کورنده» رشت متولد شد. پدر شهید احمدی می‌گوید: یک روز که برای صرف ناهار از… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی از شهید سيد محمدرضا دستواره

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهید «رضا دستواره» روزی برای دوستان تعریف می‌کرد: «سرم ترکش خورده بود و مجبور شدم به بیمارستان بروم. برای عمل جراحی سرم را تراشیدند. رفتم جلوی آینه و به آقایی که تیغ در دستش بود، گفتم: ابرو و ریشم را هم بزن. آن آقا گفت: یعنی چی؟ گفتم: مال خودم است دیگر؛… بیشتر »
 نظر دهید »

آبادان در آتش /خاطره‌ای از اعظم نامداری‌پور

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دیدم خیلی از پرستاران در تلاش هستند که مرخصی بگیرند و شهر را ترک کنند چون بیمارستان درست در کنار پالایشگاه آبادان قرار داشت... «اعظم نامداری‌پور» از جمله پرستار دوران دفاع مقدس محسوب می‌شود. وی در خاطره‌ای می‌گوید: چند روز قبل از آغاز جنگ به همراه… بیشتر »
 نظر دهید »

گوشه هایی از خاطرات شهید امیر سرلشکر خلبان سید علیرضا یاسینی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سید علیرضا یا سینی در فروردین ماه سال 1330 در شهرستان آبادان به دنیا آمد و چهل و سه سال بعد در حالی که مسئولیت معاونت هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشت در مورخه 73,10,15 در یک سانحه هوایی در نزدیکی اصفهان , به همراه فرمانده… بیشتر »
 نظر دهید »

يادي از شهيد محمدعلی شاهمرادی

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
كتك‌كاري فرمانده ايراني با درجه دار بعثي در صف غذا! شهید «محمدعلی شاهمرادی» به سال 1338 در «ورنامخواست» یکی از بخش‌های شهرستان لنجان در استان اصفهان به دنیا آمد و کسی گمان نمی‌کرد روزی یکی از اعجوبه‌‌های جنگ و در ردیف نام‌آورترین فرماندهان جنگ شود؛ در… بیشتر »
 نظر دهید »

حديث دشت عشق

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به ياد طلبه بسيجي شهيد «علي ايزدي» شاعر شهيد بي روح تو اي روح خدا، روح به تن نيست من عاشقم و سالك حق، عهد شكن نيست ... شعرهايي كه مي سرود عميق بود و از دل و جانش برمي خاست و راستي كه هرگز عهد عشق را نشكست. آري! «علي ايزدي» طلبه فاضل مدرسه حجتيه قم، علم… بیشتر »
 نظر دهید »

ننه مگه چشات ندید که رفتی رو مین؟!!

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یک روز که از اتاق عمل بیرون آمده بودم و بی‌ حال روی تخت افتاده بودم، عده‌ ای از خواهران برای عیادت وارد اتاقم شدند. لبهایم خشک شده بود و نای حرف زدن نداشتم. دلم می‌ خواست کسی یک قطره آب روی لبهای خشکیده‌ ام می‌ ریخت. در دوران جنگ تحمیلی آن زمانی که… بیشتر »
 نظر دهید »

وقتی شهید خرازی را به مقر راه ندادند

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
جلسه فرماندهی در یکی از مقرها تشکیل می‌ شد؛ دستور رسید، هیچ کس بدون کارت شناسایی وارد نشود. من به اتفاق یکی از بچه‌ هایی که بچه یزد بود نگهبانی دم در را به عهده گرفتیم. همواره رعایت سلسله مراتب نظامی به ویژه در برگزاری جلسات عملیاتی بسیار با اهمیت است و… بیشتر »
 نظر دهید »

يادي از شهید حجت‌الاسلام «محمدتقی قویدل»

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عهدی که در آخرین نماز جماعت بسته شد شهید حجت‌الاسلام «محمدتقی قویدل» به سال 1339 در شهر تبریز به دنیا آمد؛ در سال 1352 برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه تبریز رفت؛ او قبل از انقلاب اسلامی با تکثیر و پخش اعلامیه‌های حضرت امام (ره) مردم را آگاه می‌کرد و با… بیشتر »
 نظر دهید »

مروری بر زندگی‌ چند شهیده زن استان سمنان

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
زنان سمنانی نیز همچون دیگر زنان کشور در طول این سال‌ها رشادت‌های بسیاری داشتند و با تقدیم 13 شهیده، دین خود را به انقلاب، اسلام و کشورمان ادا کرده‌اند. منطقه سمنان، آنچه در ادامه می‌آید، مروری بر زندگی و شهادت شماری از این شهدا است. «زیبا شریعتی» در… بیشتر »
 نظر دهید »

یادکردی از سنگرسازان بی‌سنگر

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
زندگی جهادگری که بعد از ولادت، دور حرم امام‌رضا(ع) طواف کرد ... دنیا که آمد دور حرم اما رضا علیه السلام طوافش دادند. از این طواف تا به آن، راهی بود پر از زندگی، دانستن، رنج، جهاد جهاد جهاد ... اگر می گفتی مهندس محمد تقی رضوی، شاید خیلی ها نمی دانستند چه… بیشتر »
 نظر دهید »

نجاری که سوسنگرد را نجات داد

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فتح‌الله همتی پیرامون خاطرات خود از سال‌های دفاع مقدس می‌گوید: با حمله عراق به همراه یکی ـ دو نفر از بچه‌های کارگاه خودمان را به اهواز رساندیم، در خط و پشت خط نیز بر سر زبان‌ها افتاد و معروف شدم به «دایی همتی جبهه‌ها». نیاز، آدم را می سازد و غنی می کند… بیشتر »
 نظر دهید »

خلبانی که صدام دستور داد دو تکه‌اش کنند

27 مهر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهید اقبالی در حالی که یک نیروی ستادی بود و می‌توانست دیگر حتی یک ساعت هم در کابین جنگنده ننشیند، با شروع جنگ و حمله عراق به ۱۵ پایگاه نیروی هوایی، بلافاصله خودش را به پایگاه تبریز رساند. «سیدعلی اقبالی دوگاهه» هفتم مهرماه 1328 در محله دوگاهه… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مهر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • افشار
  • فاطمه وطنی
  • کبری ادهم

آمار

  • امروز: 189
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • دلیل امروز و فردای ما ... ( زندگینامه شهید علی چیت سازیان ) (5.00)
  • پوتین ( از خاطرات شهید زین الدین ) (5.00)
  • بخشداری که کارگر خوبی بود (5.00)
  • ماجرای نظافت حرم اباعبدالله الحسین(ع) به دست اسرای ایرانی (5.00)
  • شهید است مسافر هفت اقلیم عشق (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس