بسم الله الرحمن الرحیم
حاج همت به امام خمینی فکر میکند و کمی جان میگیرد. سید هنوز گوشیهای بیسیم را جلوی دهان او گرفته. همت لب میجنباند و حرف امام را تکرار میکند: "جزایر باید حفظ شود، بچهها، حسینوار بجنگید." شهید همت در جبهههای جنگ علیه… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
صبح روز بعد برای تخریب مخازن سوخت دشمن در حوالی شهر علی غربی به پست فرماندهی فراخوانده شد. پس از انجام توجیه قبل از پرواز، با خلبان همراه خود عازم ماموریت شدند... مجتبی اربابی متولد سوم بهمن ماه 1328 در محله خیام تهران متولد… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
هیچگاه از یادم نمیرود که خواب دیدم آب روان، یک جنازهای را با خود میبرد که سر به بدن ندارد؛ فردا صبح خبر شهادتش را آوردند و گفتند: حسن وقتی شهید شد سر به بدن نداشت و جنازهاش را آب برد. مرور کردن خاطرات شهدا از زبان مادرانشان… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
چهل مردیان، جانباز واقعه ۱۷شهریور که از ناحیه یک دست دچار جراحت شده و عصب دستش را از دست داده است، به تنها دیدارش با امام خمینی اشاره میکند که در مرداد سال ۵۸ اتفاق افتاده است. دیداری که به اعتقاد وی آرزوی همه اعضای خانوادهاش… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
ماجرای دیدار با آیت الله خامنه ای و شهید چمران روایتهای زیر خاطرات ستوان یکم بازنشسته «رمضان فخریانی» از دوران دفاع مقدس است.
تحویل سال در تانک
برای انجام ماموریت به منطقهی آب تیمور واقع در 25 کیلومتری اهواز اعزام شدیم.… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
سفرهای که باعث ناراحتی شهید رجایی شد بنده مدتی فرمانده سپاه لرستان بودم و همان زمان از شهید رجایی که رئیس جمهور بود دعوت کردم که به لرستان بیاید. سردار یوسف فروتن از فعالان قبل از انقلاب و فرمانده سپاه لرستان بعد از… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
سوسنگرد را آب گرفته بود و نیروهایی که داخل شهر بودند بدون آب و غذا و تدارکات مانده بودند و مدام بی سیم میزدند و از ما تجهیزات و تدارکات میخواستند. آب گرفتگی آن قدر زیاد بود که ماشین نمیتوانست وارد شهر و روستاهای اطراف شود.… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
هر چه آسمان را نگاه می کنیم خبری نیست، یعنی یادشان رفته ما اینجاییم؟ به بیمارستان شهر هم رحم نکردند و همه را به گلوله بستند و برای آنهایی که گلوله کم آوردند از کاشی و حلب استفاده کردند و همه را سر بریدند. «هورامی» صحبت میکنیم،… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
دوربین این هفته برنامه از آسمان بار دیگر به میان جمع آزادگان تبریزی رفت و خاطرات آنها را به تصویر کشید.
دوربین این هفته برنامه از آسمان بار دیگر به میان جمع آزادگان تبریزی رفت و خاطرات آنها را به تصویر کشید. در دو برنامه… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
مصطفی را صدا میزدند مصطفی ریش! به خاطر تیپ خاص و هیکل ورزیده و شباهتی که به فیدل کاسترو داشت به فیدل کاسترو آبادان معروف شده بود. رزمنده شهر آبادان در روزهای جنگ و حملات دشمن به شهرهای خوزستان هیچ وقت، آبادان را ترک نکرد. … بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
كسي منتظرم نيست. همه خانواده، منو از خودشون روندن. بار اولی كه مرخصی رفتم، متوجه شدم تو شهر خودم غريبم. كسی درو به روم باز نكرد... بارها درباره شهدایی که به دلیل حضور در جبهه های جنگ از سوی خانواده های خود طرد شده بودند، شنیده… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
موسي از سرما خود را مچاله كرده و به رازي فكر مي كند كه هنوز براي خيلی از نيروها ناشناخته مانده است، راز جذابيت همت. هنوز بعضیها مي پرسند همت چطور به ضد انقلاب اعتماد میكند، آنها چطور عاشق همت میشوند؟ نكند با اين كارهايش… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی اوقات انسان، بعضی از واژه ها را به اندازه معنی تحتاللفظیاش، درک و حس میکند و واضح است که آشنایی با آن و فهم از آن برایش محدود است و اما هنگامی می رسد که انسان با آن واژه ها زندگی می کند و روح خود را با روح آن معانی می… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
دکتر محمدکاظم کوهی که تحصیلات خود را در شهر هامبورگ آلمان و در رشته مولکولار بیولوژی با گرایش فیزیو توکسیکولوژی گذرانده و هم اکنون نیز استاد دامپزشکی دانشگاه تهران است، خاطرهای را از آغاز عملیات« بیت المقدس7» روایت کرده است. … بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید «احمد نیکجو» رزمنده خوش سیمای لشکر ویژه 25 کربلا بود که در بیست و سوم دی 1365 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. او رساله امام را حفظ بود و برای بچهها تو سیدمحله قائمشهر کلاس احکام میگذاشت به طوری که بچهها تا وقتی او را… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
نماینده امام در سال 1359 با شناختی که از "شهید علی پرویز" داشته است در پادگان حمیدیه در نماز جماعت به وی اقتدا می کند و پشت سر او نماز می گذارد تا همه ی کادر پادگان و همرزمان این رزمنده ی ساده به کمالات معنوی و اخلاقی وی پی ببرند.… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
در عملیات رمضان یک فرمانده گردان را آوردند که مجروح شده بود.من شمردم و دیدم 11 تا ترکش به پایش خورده است. زخمهایش را تمیز و پانسمان کردم. نامه اعزام به تهران را روی پروندهاش گذاشتم که او را به تهران اعزام کنند. با حالت خشم و غضب… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
تا به دست دل سپردم اختیار خویش را/تیره کردم همچنان شب، روزگار خویش را/تا به گوش دل ببستم حلقه عشق تو را/بر رخ عالم کشیدم افتخار خویش را وقتی صحبت از جنگ تحمیلی میشود بیشتر همه یاد رزمندگان میکنند با همان لباس خاکی یک شکل، فارغ… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
الان که من و شما توی این قایق نشستهایم و عرق میریزیم، فرمانده لشکر چه میکند؟ من مطمئنم او با یک زیرپوش، راحت داخل دفترش جلوی کولر نشسته و مشغول نوشیدن یک نوشابه تگری است! شهید حسین خرازی در یکی از جمعههای ماه محرم سال 1336… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
این عکس مربوط به روز اعزام من است و من از زیر قرآنی که به دست ایشان بود گذشته و عازم جبهه ها شدم، در حالی که او می گفت: دست علی به همراهتان باشد.
«پرویز تک زارع» از بسیجیان شهرستان آبیک درباره عکسی که می بینید چنین روایت می… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
پس از حکم تاریخی حضرت امام (ره) حاج اکبر طی نامهای که به ولی امر مسلمین ارسال می دارد، می نویسد: زمین کشاورزی خود را برای مجری این حکم الهی اهداء می کند. کاظم اکبری به تاریخ مهر 1322 در روستای پروریج آباد از بخش چهاردانگه ساری… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید ماشاءالله صفاری در سال 1326 در شهر سیرجان متولد شد. از اوان کودکی در مکتبخانهای که مادرش مدرس آن بود با قران و کتب مذهبی و ادبی از جمله دیوان حافظ و دیوان صحبت لاری آشنا شد به طوری که قبل از ورود به مدرسه بسیاری از آیات… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
دقایقی همان کسی است که گردان «احرار» را از میان سربازان عراقی -که به اجبار بعثی ها به جنگ آمده بودند و به سمت ایران فرار می کردند یا پس از اسارت به حقانیت ایران و باطل بودن حزب بعث پی می بردند- تشکیل داد و خودش فرمانده شان شد.… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم
پدر شهیدان دهنوی میگوید:فروردین سال ۸۱ به اهل خانه پیغام دادند در خانه باشید امروز مهمان دارید ساعتی بعد مقام معظم رهبری آمدند؛ ما در خواب هم انتظار دیدار با آقا را نداشتیم، این در حالی بود که با تمام وجود از حضور ایشان خوشحال… بیشتر »
رفته بودیم شبی سمت حرم یادت هست ؟ خواستم مثل کبوتر بپرم یادت هست ؟ توی این عکس به جا مانده عصا دستم نیست پیش از آن حادثه پای دگرم یادت هست ؟ رنگ و رو رفته ترین تاقچه خانه مان مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست ؟ خانه کوچکمان کاهگلی بود ، جنون در… بیشتر »