فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

دست سیاه وکبود ( از خاطرات شهید سید مصطفی حسینی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحیم الرحیم یه شب نیمه هاى شب بود وبچه ها خوابیده بودن. ازصداى ناله یکى ازبچه ها بقیه بیدارشدن.یکى رفت روسرش بیدارش کرد گفت چیه سیدخواب بد دیدى? زد زیرگریه هرچى گفتن چی شده فقط گریه میکرد. تااینکه گفت خواب بى بى زینب دیدم. همه گفتن خوش بحالت… بیشتر »
 1 نظر

امین برای من زنده است ( از خاطرات شهید امین کریمی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن لرحیم وقتی که در معراج شهدا چهره آرام او را دیدم که خوابیده، او را بوسیدم. یک هفته بعد خواب امین را دیدم که گفت "مامان من که خواب نبودم. وقتی من را بوسیدی تو را نگاه می‌کردم." منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدم کن ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم زماني كه مهدي تازه زبان باز كرده بود از اولين كلمه هايي كه گفت اين بود: شهيدم كن... . خيلي برايم عجيب بود. بزرگ تر كه شد، مي گفت مامان، اين دنيا با همه قشنگي هايش تمام مي شود. بستگي به ما دارد كه چطور انتخاب كنيم. مامان شهدا زنده… بیشتر »
 1 نظر

گریه شهید در هیئت ( از خاطرات شهید حجت اصغری شریبانی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم تو فکه راوی از رشادتهای شهدا و مظلومیتش می گفت و مداح میخوند همه گریه میکردند ولی دیدیم حجت افتاده روی خاک و داره زار میزنه . همونجا بچه ها از ش عکس انداختند. شهیدی که در روز تاسوعای حسینی۹۴ در اثر اصابت موشک از بالا، سر و دستانش… بیشتر »
 نظر دهید »

سی سال عمر ( از خاطرات شهید سید مجتبی علمدار )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شبی در بین راه در خصوص مسایل مربوط به زندگی و معضلات جامعه و مسایل روز صحبت می کردیم. در پایان وقتی همه ساکت شدند سید مجتبی با خنده گفت: ای آقا سی سال عمر که این حرفها را ندارد! و به مصداق همان حرفی که سید گفته بود، همگان دیدیم که… بیشتر »
 نظر دهید »

یک عکس هم از ما بگیر!

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن لرحیم تیرماه 1365 برای گرفتن عکس از عملیات کربلای یک که منجر به آزادسازی مهران شد، عازم ارتفاعات قلاویزان شدیم. در آن منطقه صدایی نظرم را جلب کرد. برگشتم، رزمنده‌ای با خنده گفت: «برادر، یک عکس هم از ما بگیر». گفتم: «شرمنده، تعداد کمی… بیشتر »
 نظر دهید »

آقا ملائکه را خیلی به زحمت انداخته ای !

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در بیت امام‌، مهدی را دیدم و گفتم‌: "آقا مهدی‌! خواب‌های خوشی برایت دیده‌اند ...‌ مثل اینکه شما هم ... بله ..." تبسمی کرد و با تعجب پرسید: "چه خبر شده است‌؟" گفتم‌: همه خبرها که پیش شماست‌. یکی از فرماندهان گردان که یک ماه پیش… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین نگاه ( خاطره شهید حسین اسکندرلو )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي از خونه رفت بيرون به من گفت: باباجون، حلالم كن. دلم لرزيد، هيچ وقت موقع خداحافظي اين طوري صحبت نمي كرد. هميشه مي گفت: منو دعا كنين. گفتم: اين چه حرفيه كه مي زني؟ خنديد و رفت. به مادرش گفتم: نمي دونم چرا حسين اين طوري حرف زد.… بیشتر »
 نظر دهید »

حسرت شهادت ( از خاطرات شهید مهدی نوروزی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم دیشب تو جمع بعضى از رفقا صحبت از دلاوری هاى اقا مهدى بود ، به دوستان گفتم مهدى تو این دنیا نمیمونه ، دل کنده است و ارزو داره تو این مسیر شهید بشه ، امروز ساعت ١٠/۵ صبح حاج اقا مجتبى توسلى خبر شهادت اقا مهدى رو بهم داد ، اصلاً تعجب… بیشتر »
 نظر دهید »

خانه ای بر بال ملائک ( از خاطرات شهید اسلامی نسب )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم محمد را آخرين بار در مسجد قبا ديدم. از چهره‌اش پيدا بود كه حرفهاي زيادي دارد. بعد از نماز در گوشه‌اي نشستم و او شروع به صحبت كرد: «حاج حميد! به زودي عملياتي در پيش داريم. مي‌دانم كه ديگر بر نمي‌گردم. گفتم: «محمد جان! خاك خونين… بیشتر »
 نظر دهید »

نوزادی روی تابوت (از خاطرات شهید حبیب الله افتخاریان

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم ﺟﻠﻮﯼ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺑﻨﺪ ﭘﻮﺗﯿﻦﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎی ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﮔﻔﺖ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻨﯿﺪ . ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ : " ﺑﻤﺎﻥ، ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﺷﻮﯼ .. " حبیب الله ﮔﻔﺖ : ﻭﺿﻊ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﺻﺪﺍﻡ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﮏﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻇﻠﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﻡ " ﻭ… بیشتر »
 نظر دهید »

از امام رضا (ع) اذن شهادت را گرفتم ( از خاطرات شهید غلامعلی رجبی

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم نمی دانستم به مشهد آمده . در صحن گوهرشاد او را دیدم . بعد از سلام و احوالپرسی گفت :از امام رضا (ع) انشاء الله اذن شهادت را گرفتم . به او گفتم: فعلا باهات کار داریم ، دعای عرفه امسال را باید تو بخوانی ... دو روز مانده به عرفه پیش… بیشتر »
 نظر دهید »

دو ماه روزه قضا

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سلام و احوال پرسی ، گفت : حاج آقا شما که روحانی هستی ، من یه سوال دارم ازتون. گفتم : در خدمتم؟ گفت : من چون مرتب جبهه بودم اندازه دو تا ماه رمضان روزه بدهکارم ، اگر زد و خدا توفیق داد که تو همین عملیات شهید شدم ، تکلیف این… بیشتر »
 نظر دهید »

خواب امام علی (از خاطرات شهید حمزه خسروی)

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهيد حمزه خسروى، فرمانده يكى از گروهان‏هاى لشكر المهدى(عجّ) بود. روزى پس از نماز صبح رو به يكى از برادران روحانى كرد و پرسيد: ـ حاج آقا! اگر كسى خواب امام على عليه‏السلام را ببيند، چه تعبيرى دارد؟ روحانى در پاسخ گفت: ـ بايد ديد چه… بیشتر »
 نظر دهید »

باران می بارید (خاطره ای از شهید احمدی روشن )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سر قبر نشسته بودم باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود : شهید مصطفی احمدی روشن از خواب پریدم.مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم. بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم. زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت… بیشتر »
 نظر دهید »

دلجویی ( از خاطرات شهید علی قوچانی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بعد از شهادت علی، آقای خرازی با وجودی که از شهادت او متأثر بود و باید ایشان را مورد دلجویی قرار می دادند گاهی به خانه ما می آمد و از ما دلجویی می کرد. من می دانستم که ایشان خیلی علاقه به علی داشتند ولی تاکنون از زبان خودشان نشنیده… بیشتر »
 نظر دهید »

جواب نامه ( از خاطرات شهید قاسم صادقی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وی از منتظرین واقعی حضرت بقیة الله الاعظم- عجل الله تعالی فرجه الشریف- محسوب می شد. گاهی که مشکلی یا سوالی برایش پیش می آمد، آن را روی کاغذی می نوشتو به نماز می ایستاد.بعد ار اتمام نماز، جواب سوال خود را بر آن کاغذ نوشته می یافت.… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید علیرضا بلباسی

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون حمد و ستايش فقط از آن خدائي است كه در پرتو نور هدايت و رحمت خويش دست ما را گرفته و از دنياي جهل و ظلم و ستم و غفلت و بي ارزشي، به سوي اقيانوس بي كران نور و روشنايي و اقتدار كشانيد. پناه مي برم به خدا از… بیشتر »
 نظر دهید »

اشک هایی از کریستال ( از خاطرات شهید حسین همدانی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم «در موزه جنگ مسکو سالنی برای شهدای جنگ اختصاص دارد که ما معتقد هستیم آن‌ها کشته‌های جنگ‌شان هستند. اما با این وجود، روسیه که کشوری کمونیستی است معتقد است این کشته‌ها شهید به حساب می‌آیند. مسئولان روسیه در این موزه به تعداد… بیشتر »
 نظر دهید »

شفاعت ( از خاطرات شهید رحیم کابلی )

04 شهریور 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در زمان جنگ دوست صمیمی داشت به نام «مهران». مرخصی گرفته بود که چند روزی بیاید به خانه. قبل از آمدن به او می­‌گوید اگر شهید شدی مرا شفاعت می­‌کنی؟ گفت: «بله حتما.» گفت: «نه! اینطور نمی­‌شود یک دست­‌نوشته به من بده که آن دنیا با… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < شهریور 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • محمدصادق

آمار

  • امروز: 81
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 5025
  • 1 ماه قبل: 14956
  • کل بازدیدها: 363199

مطالب با رتبه بالا

  • مروری برزندگی شهید علی بیگی (5.00)
  • گوشه ای از خاطرات شهداء (5.00)
  • هر وقت که راه کربلا باز شود(از خاطرات شهید علیرضا کریمی ) (5.00)
  • امر به معروف ( از خاطرات شهید حاج رضا فرزانه ) (5.00)
  • حج وتولدی دوباره ( ازخاطرات شهید آوینی ) (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس