فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

زندگینامه شهید محمد رضا عقیقی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در خانواده‌اي متدين و مذهبي ودر سال هزار و سيصد و چهل و يک ه ش در شيراز ديده به جهان گشود. دستهاي پرعطوفت خانواده, او را از همان كودكي به آغوش مهربان مساجد سپرد تا با صداي گرم خود گلدسته ها را به آواي اذان بنوازد و نواي توحيد و… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگینامه اولین شهید فتنه 88 حسین غلام کبیری

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
«بسم الله الرحمن الرحیم» شهید حسین غلام کبیری کسی که لقب اولین شهید فتنه را با خود دارد متولد سال 1370 در شهر ری تهران و از بسیجیان فعال با کد بسیجی 35501159 میباشد ، حسین غلام کبیری مانند دیگر شهدا و کشته شدگان فتنه88 گمنام نیست و در محیط های سایبری و… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهیدحیدر ابراهیم خانی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
با آیه شریفه 111 سوه توبه آغاز می کنم و آن به این شرح است که خداوند از مومنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای انان باشد خریده است. به اینگونه که در راه خدا می جنگند می کشند و کشته می شوند. خداوند کریم همیشه به من نظر لطف و محبت داشتند و به واسطه… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید محمود رضا بیضایی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان بدنیا آمده‌ایم و شیعه هم بدنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً. نمی‌خواهم… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهیدمدافع حرم احمد اعطایی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم از شما می خواهم ، به جان امام زمانمان مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) پشت ولایت را خالی نکنید. گوش به امر رهبر انقلاب و دنباله رو ایشان، هر چه امر می کنند بی چون و چرا بپذیرید،که والله سعادتتان در همین است. منبع:ابر و باد خاطرات… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید حمیدرضا اسدالهی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
صحبتی با امام مهدی (ع) در ابتدا صحبتی با سید و مولایم امام زمان (ع) دارم، ای سید و مولایم! آقاجان! از تو ممنوم به خاطر تمام محبت‌هایی که در دوران دنیا به من ارزانی داشتی و شرمنده ام که شاکر این همه نعمت نبودم، اما امید به رحمت و کرم این خانواده دارم و… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مدافع حرم سجاد عفتی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مرگ پلی است به سوی جهان ابدیت و ان‌شالله این پل با شهادت رقم بخورد، صبر در مصیبت اجر عظیم الهی را دارد، در مصیبت‌ها، فقط برای امام حسین(ع) گریه کنید. 2 روز روزه بدهکارم. یک سال از مالم برای روزه و نماز صرف شود، یک سوم مال قانونی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید کاظم حجازی فر

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اوج عظمت و مقام رفيع شهدا و ناقوس لرزه برانداز ايثار شهيدان چنان مرا به لرزش واداشت كه لحظه اي درنگ را جايز ندانستم و درصدد برآمدم تا در مكتب ايثار و گذشت ثبت نام نمايم تا بلكه بتوانم الفباي توحيد را بياموزم. اما عقل قاصر و قلم… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید حسینعلی عالی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم خداوندا تو خوب می دانی که امام مظلومان این مظلوم، که مظلومیت را از جدش حسین به ارث برده این رهبر غریبمان خمینی بزرگ فرموده اند که در جنگ تحمیلی فرمانده کل قوا حضرت بقیه ا... ارواحنا له الفداه می باشند و من نیز به وظیفه در سنگر… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید علی محمدی پور

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و عليا ولي الله و اشهد ان خميني جلوه الله خدايا اگر چه لياقت بندگي و رزمندگي در راهت را ندارم اما آمدم به اين ميدان نبردبا كفر با آنان كه مخالفت با دين تو را ميكنند .آمدم با آناني بجنگم كه عزت و شرافت… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید میر حسین شبستانی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا تو آنچنانی که ما می پسندیم پس ما را آنچنان کن که خودت می پسندی . ای رحمان رحمان ها ، ای رحیم رحیمها ، ای غفور غفورها و ای معشوق عاشقان ، با نام ولایت وصیت نامه ام را آغاز می کنم ، با عرض سلام بر یگانه منجی عالم بشریت مهدی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید حبیب الله افتخاریان

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم رب الشهداء والصدیقین ((و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون)) ((به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان)) با سلام ودرود فراوان خدمت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با درود به امت شهیدپرورمان و با سلام ودرود به پدر… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید محسن وزوایی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم از شهادت واهمه ای نداریم.این منتهای آرزوی ماست.در جبهه ها مشاهده می کنم که چگونه خداوند به کمک رزمندگان اسلام می شتابد وانها را نصرت می دهد.به یاد دارم که در بهار سال 1360طی عملیات بازی دراز، با وجود انکه تنها شش نفر بودیم ، بر… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید محمد رضا عقیقی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یا اَیُهَا الِاْنسان اِنَّكَ كادِح اِلی رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلا قیهِ. " (قرآن كریم) در لحظاتی كه انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی موانعی را كه بر سر راه اسلام و انسانیت قرار دارد یكی پس از دیگری در هم می‌شكند و هر دم به انقلاب بزرگ و جهانی امام مهدی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید حمید محمودی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب، امام امت، خمینی بت شکن و سلام بر شهدای کلگون کفن ایران که با فداکاری، جان خودشان را به قرآن و اسلام هدیه کردند. این جانب، سرباز وظیفه سید حمید محمودی مستقر در جبهه ی غرب کشور می باشم. این بار که… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید عبدالرئوف بلبلی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بادرود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به شهدا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی شاید چیزی را نتوان بالاتر دانست که انسان نیستی است و هستی او تنها به قرب است بعد از اراده حق بر خلقت انسانها، تاریخ جز عده ای قلیل بقیه را حق ناشناس و… بیشتر »
 1 نظر

وصیت نامه شهید امین کریمی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسمه تعالی به نام خالق هر چه عشق، به نام خالق هر چه زیبایی، به نام خالق هر چه هست و نیست ... سلام علیکم، و اما بعد، بنده حقیر امین کریمی فرزند الیاس، چنین وصیت می کنم، بارالها، ببخش مرا که تو رحمانی و رحیم، همسر مهربانم () حلالم کن، نتوانستم تو را… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی امرایی

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم زمانی که این نوشته را می خوانید من در جمع شما نیستم اگر به شهادت رسیدم به آرزوی دیرینه ام رسیده ام. من راضی نیستم که کسی در مراسم دفن من گریه و زاری کند چون مرگ در راه خدا هیچ گریه ای ندارد بلکه شادی دارد اشک نریزید چون در آخر خدا… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه دسته‌ جمعی 50 غواص در شب عملیات کربلای 4 +عکس

31 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم عملیاتی که در آن نیروهای پاک و رزمنده ای از دل یک روستا قریب به 50 نفر پای وصیت نامه ای را امضا می کنند که از مجموع 50 نفر حاضر در عملیات کربلای 4، از روستای سورک 8 تن به شهادت و 30 نفر به درجه جانبازی رسیدند. به گزارش سرویس… بیشتر »
 1 نظر

دلیل امروز و فردای ما ... ( زندگینامه شهید علی چیت سازیان )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم روز تولد حضرت علی (ع) به دنیا آمد؛ یعنی سیزدهم رجب 1343. به خاطر این اسمشو گذاشتند علی. از شاگردی کارخانه یخ شروع کرد. باباش نذر کرده بود سقا بشه. سرِ نترسی داشت. ساواکی و اینجور چیزا سرش نمی شد. عقلش خیلی بیشتر از سن و سالش بود.… بیشتر »
 2 نظر

زندگینامه شهید علی چیت سازیان

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در سال 1341 همزمان با سال‌روز تولد حضرت اميرالموُمنين(ع) کودکي چشم بر خاکيان گشود که نور اميد در چشمان تيزبينش برق مي‌زد. در دامان خانواده مستضعف و مذهبي خود رشد کرد و با موفقيت دوران ابتدايي و راهنمايي را طي کرد، ورود او به… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید علی چیت سازیان

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
حمد و سپاس خداوندى را كه در رحمت خود را در اين عصر و زمان بر روى بندگان خود باز كرده و راه و روش اسلام شناسى را به ما آموخت و ما را از ظلمت و تاريكى به صبح سفيد و آشنائى و پيروزى بر نفس سركش كشاند و از خواب غفلت به بيدارى كشيد و از مردن در رختخواب و يا… بیشتر »
 نظر دهید »

شب های جمعه ( از خاطرات شهید فراهانی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شش روز از جنگ گذشته بود که شهید شد. خوابش را دیدم . بغلش کردم و گفتم : تا نگی اون دنیا چه خبره رهات نمی کنم! گفت: فقط یک مطلب میگم اونم اینکه ما شهدا شب های جمعه می ریم خدمت آقا اباعبدالله علیه السلام . منبع:ابر و باد خاطرات… بیشتر »
 نظر دهید »

ام وهب انقلاب اسلامی ( پیام همسر شهید هادی کجباف )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم «هیچگاه به خواسته دشمنان اسلام و شیعیان تن نمی‌دهیم و هیچ یک از اسیران آنها را با پیکر پاک شهیدانمان معاوضه نخواهیم کرد. ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم. شنیده‌ایم که برای تحویل… بیشتر »
 نظر دهید »

من همه چیز رو طلاق داده ام ( از خاطرات شهید مسلمی سواری )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم روزهایی که ناصر رفت اوایل جنگ سوریه بود و خیلی خطرناک بود ولی همرزمانش می‌گویند که ناصر همیشه در هر کاری داوطلب بود و شجاعت زیادی از خودش نشان می‌داد. آقای حسینی می‌گفت: ناصر مدام در نماز‌هایش گریه می‌کرد؛ وقتی علت را از او پرسیدم… بیشتر »
 نظر دهید »

شرط ازدواج ( از خاطرات شهید ناصر مسلمی سواری )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در اولین جلسه‌ای که با هم صحبت کردیم؛ بی‌مقدمه دو شرط برای ازدواجمان مطرح کرد؛ شرط اول مقید بودن به نماز‌، مخصوصا نماز صبح بود و دوم رعایت حجاب. همین حقیقت بود که مرا به سوی ناصر جذب کرد؛ در دوره و زمانه‌ای که جوان‌ها کمتر… بیشتر »
 نظر دهید »

کاش میشد منهم با تو به جبهه بیایم

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم آمده بود مرخصی. داشتیم درباره منطقه حرف میزدیم. لابه لای صحبت گفتم :کاش میشد من هم به همراهت به جبهه بیایم! حرف دلم را زده بودم. لبخندی زد و پاسخی داد که قانعم کرد. گفت:هیچ می دانی سیاهی چادر تو از سرخی خون من کوبنده تر است؟!… بیشتر »
 نظر دهید »

رضایت همسر ( از خاطرات شهید محمد رضا نظافت )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم این پا و آن پا می کرد،انگار سردر گم بود. تازه جراحتش خوب شده بود. تا اینکه بالاخره گفت:«نمی دانم کجای کارم لنگ می زند،حتما باید نقصی داشته باشم که شهید نمی شوم،نکند شما راضی نیستی؟» آن روز به هر زحمتی بود سوالش را بی پاسخ گذاشتم.… بیشتر »
 نظر دهید »

چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ ( از خاطرات شهید عبدالهی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم زیر باران گلوله به نماز ایستاد. رکعت اول را با سرعت خواند، اما رکعت دوم را خیلی آهسته و با طمأنینه. نماز که تمام شد، پرسیدم: چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ جواب نداد. اصرار که کردم، گفت: چنان گلوله می‌اومد که رکعت اول… بیشتر »
 نظر دهید »

تنهاترین سردار ( جانباز شهید احمد پاریاب

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
16بسم الله الرحمن الرحیم ساله بود که "آمد" به سوی میعادگاه عشاق. زیرک بود و چابک، فرمانده گردان شد. در اکثر عملیات‌ها حضور داشت. با "همت" جبهه ها دم‏خور بود. یادگاری های زیادی از جنگ داشت. از تیر و ترکش تا شیمیایی! غریبانه جنگید و غریبانه زندگی کرد و… بیشتر »
 نظر دهید »

دغدغه دار ( از خاطرات شهید حاج احمد اسماعیلی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم حاج احمد دغدغه دار بود، همیشه در حال جمع کردن خاطرات از خانواده شهدا بود، ( احمد بعد از اینکه از پهلو تیر میخوره ، خودشو یک کیلومتر میکشه عقب ۱۰ روز تو بیمارستان‌ حلب بستری میشه، و کلیه هاشو از دست میده شب آخر میگفت قربون حضرت… بیشتر »
 نظر دهید »

روضه دو نفری ( از خاطرات شهید اسلامی نسب )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم من و شهید عبدالحمید اکرمی تازه به مقر شهید دست بالا در شیراز برای کارهای عقیدتی آمده بودیم. از اقبال خوبی که داشتیم در چادر فرمانده ساکن شدیم. دیری نپایید که زهد و تواضع و رفتار نیک فرمانده( یعنی سردار محمد اسلامی نسب)(3) ما را… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگینامه شهید غلامعلی جندقی رجبی

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهید غلامعلی جندقی معروف به رجبی در سال 1333 در محله خیابان آذربایجان تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد .پدر وی حاج حسن که از اساتید برجسته اخلاق و عرفان زمان خود بود، اهتمام ویژه ای در تربیت فرزندان خود ورزید . غلامعلی بنابر… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید غلامعلی رجبی

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بخون خویش نویسم به روی سنگ مزارم که من به جرم محبّت قتیل خنجر یارم ربَّنا فاغفرلنا ذُنوبَنا و کفِّر عنّا سیّئاتنا وتَوَفَّنا مَعَ الابرار ربَّنا اِ نَّنا سَمعنا مُنادیاً یُنادی للایمان اَن آمنوا بربِّکُم فامنّا ناد علیّاً مَظهر… بیشتر »
 نظر دهید »

غذای هیئت ( از خاطرات شهید غلامعلی رجبی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم راضی نبود غذای هیئت حاضری تهیه شود . می گفت :غذایی که در دیگ امام حسین توسط نوکر امام حسین و با روضه امام حسین (ع) پخته شود کجا، غذای حاضری که معلوم نیست چگونه پخته می شود کجا ! توجه ایشان به ریزترین مسائل نشان معرفت ایشان بود .… بیشتر »
 نظر دهید »

وقتی که مدیر مدرسه بود ( از خاطرات شهید غلامعلی رجبی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
احاطه کاملی روی دانش آموزان داشتند . به بعضی از ما که شناخت بیشتری داشتند ماموریت می دادند تا روی دیگر دانش آموزان که از لحاظ درسی و اعتقادی ضعیف تر بودند با نظارت و راهنمایی خودشان کار کنیم و واقعا هم نتیجه می گرفتیم. مثلا آمار شهدای مدرسه در زمانی که… بیشتر »
 نظر دهید »

این کلید ماشین و خانه را بگیر ( از خاطرات شهید غلامعلی رجبی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهید غلامعلی رجبی اهل ریا و خودنمایی نبود؛ برای خدا کار می‌کرد؛ نیت‌اش برای اهل بیت بود. یک بار به او گفته بودند «این کلید ماشین و خانه را بگیر به شرط اینکه قول بدهی مداح ثابت جلسات هفتگی ما بشوی». به بهانه مشورت با پدرش بیرون شده… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی نامه شهید حسن آقاخانی

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم زندگی نامه طلبه شهید شیخ حسن آقاخانی طلبه شهید شیخ حسن آقاخانی در سحرگاه روز هشتم خرداد سال 1347 هجری شمسی در یک خانواده مذهبی و محّب اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود. شهید 7 سال اول زندگی خود را بر خلاف دیگر کودکان که به… بیشتر »
 نظر دهید »

سلام بر حسین سر بریده ( خاطره ای از شهید محسن آقاخانی )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
امام جماعت واحد تعاون بود. بهش می گفتند حاج آقا آقاخانی. روحیه عجیبی داشت. زیر آتیش سنگین عراق شهداء رو منتقل می کرد عقب. توی همین رفت و آمد ها بود که گلوله مستقیم تانک سرش رو جدا کرد. چند قدمیش بودم. «هنوز تنم می لرزه وقتی یادم میاد». از سر بریده شده… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید محسن آقاخانی

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحم الرحیم وصیتنامه شهید حسن آقاخانی (محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ......) الحمدالله رب العالمین و الصوه و السلام علی سیدنا سید الانبیاء و المرسلین محمد صلی ا... علیه و آله سیدنا موسی الدهر و امام العصر حجه ابن الحسن… بیشتر »
 نظر دهید »

عکس آخر ( از خاطرات شهید ابوالقاسم جعفری )

30 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم موقعی که حجله شهادت ابوالقاسم را زده بودیم دیدم فردی به عکس او خیره شده بود. برایم ناآشنا آمد رفتم نزدیکش و سوال کردم آیا شما برادرم را می شناختی؟ گفت: بله ابوالقاسم به عکاسی من آمده بود (عکاسی همایون ) و به من گفت یک عکس قشنگ از… بیشتر »
 نظر دهید »

استاد قرآن ( از خاطرات شهید علیرضا قلی پور )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله اللرحمن الرحیم شبها نمازشب می خوند. اولین نفر بود که بلند میشد اذان می گفت و نماز جماعت برگزار می کرد. استاد قرآنمون بود. شبها می یومد و می گفت بیایم سوره ذاریات بخونیم منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح… بیشتر »
 نظر دهید »

سفر حج ( از خاطرات شهید آوینی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سفر حج ، میقات با خدای عشق با پای دل راه سخت صفا و مروه را پیمودن كار عاشقان است. بین آنكه دلش مشتاق باشد،‌ با آنكه پایش مشتاق باشد فاصله‌ای است به وسعت آسمان تا زمین. مرتضی كه از این سفر بازگشت،‌ به دیدارش رفتیم، در عرفات گم شده… بیشتر »
 نظر دهید »

دیدار در عرفات ( از خاطرات شهید بابایی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سال 1366 که به مکه مشرف شدم ، عضو کاروانی بودم که قرار بود شهید بابایی هم با آن کاروان اعزام شود. ولی ایشان نیامدند و شنیدم که به همسرشان گفته بودند: بودن من در جبهه ثوابش از حج بیشتر است . در صحرای عرفات وقتی روحانی کاروان مشغول… بیشتر »
 نظر دهید »

خوش قول ( از خاطرات شهید همت )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي‌ مي‌گفت‌ فلان‌ ساعت‌ مي‌آيم‌، مي‌آمد. بيش‌تر اوقات‌ قبل‌ از اين‌كه‌زنگ‌ بزند، در را باز مي‌كردم‌. مي‌خنديد. منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح شهیدان صلوات بیشتر »
 نظر دهید »

زندگینامه شهید محمد رضا عقیقی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در خانواده‌اي متدين و مذهبي ودر سال هزار و سيصد و چهل و يک ه ش در شيراز ديده به جهان گشود. دستهاي پرعطوفت خانواده, او را از همان كودكي به آغوش مهربان مساجد سپرد تا با صداي گرم خود گلدسته ها را به آواي اذان بنوازد و نواي توحيد و دعوت به خيرالعمل را در… بیشتر »
 نظر دهید »

سلام مرا به حضرت زهرا برسان

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن... حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست! اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه... با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...» فکر می کرد الان قراره… بیشتر »
 نظر دهید »

وداع آخر (از خاطرات شهید مجید قنبری)

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم مجيد ۱۸ سالش بود كه تصميم گرفت برود جبهه هر كاري كرديم كه مانع رفتنش بشيم ،‌ فايده اي نداشت باباش بهش گفت: تو بمون تا من برم ، هر وقت برگشتم تو برو. قبول نمي كرد و مي گفت بايد برم... ... روز اعزام بهش گفتم: مجيد! من دوست ندارم تو… بیشتر »
 نظر دهید »

حلالیت ( از خاطرات شهید محمدرضا عقیقی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سرگرم کار بودم که یکی بلند گفت: مادر. شروع کرد دورم چرخیدن و تکرار این جمله "مادر حلالم کن" گفتم: برای چی؟ گفت: اول حلالم کن. گفتم: بخشیدمت. گفت: مادر چند بار صدایت کردم متوجه نشدید، مجبور شدم با صدای بلند صدایتان کنم. ببخشید اگر… بیشتر »
 نظر دهید »

مهریه ( از خاطرات شهید دقایقی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم، مادرم مهر مرا بالا گرفته بود تا حداقل یک چیز این ازدواج که از دید آنها غیر معمول بود، شبیه بقیه مردم شود. گرچه هیچ کدام از ما موافق نبودیم، ولی اسماعیل گفت: تا اینجا به اندازه کافی دل مادرت را… بیشتر »
 نظر دهید »

همسرداری (از خاطرات شهید مهدی نوروزی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم همیشه همسرداری اش خاص بود؛ وقتی می خواستیم با هم بیرون برویم، لباس هایش را می چید واز من می خواست تا انتخاب کنم و از طرف دیگر توجه خاصی به مادرش داشت. هیچ وقت چیزی را بالاتر از مادرش نمی دید، تعادل را رعایت می کرد به خاطر دل همسرش… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین نگاه ( خاطره شهید حسین اسکندرلو )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي از خونه رفت بيرون به من گفت: باباجون، حلالم كن. دلم لرزيد، هيچ وقت موقع خداحافظي اين طوري صحبت نمي كرد. هميشه مي گفت: منو دعا كنين. گفتم: اين چه حرفيه كه مي زني؟ خنديد و رفت. به مادرش گفتم: نمي دونم چرا حسين اين طوري حرف زد.… بیشتر »
 نظر دهید »

اگر دو دست هم نداشتم ... ( ازخاطرات شهید علی ماهانی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم رختها رو گذاشتم تا وقتی از بیرون اومدم بشورم. وقتی برگشتم دیدم علی از جبهه برگشته و گوشه حیات نشسته و رختها هم روی طناب پهن شده. رفتم پیشش و بهش گفتم: الهی بمیرم مادر، تو با یک دست چطوری این همه لباس رو شستی؟ گفت: مادر جون اگه دو… بیشتر »
 نظر دهید »

حرمت موی سفید ( از خاطرات شهید علی ماهانی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی سوادی ما را به رخمان بکشد. هر وقت وارد اتاق می شدم، نیم خیز هم که شده، از جاش بلند می شد. اگر بیست بار هم می رفتم و می آمدم، بلند می شد. می گفتم: علی جان، مگه من غریبه هستم؟ چرا به… بیشتر »
 نظر دهید »

مصداق ایمان ( از خاطرات شهید اسدالهی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مصداق ایمان را در اخلاق می‌شود دید، نمونه‌اش خوش خلقی، احترام به من و احترامی بود که به پدر و مادرش داشت و یا در صحبت‌هایی که می‌کرد و اینکه مقید به مسجد رفتن و دادن خمس و زکات بود. این‌ها همه مصداق ایمان بود. من چیزهایی را که… بیشتر »
 نظر دهید »

شوخ طبع ( از خاطرات شهید محمد اینالو )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم نماز خوندن رو خیلی دوست داشت ، نماز رو اول وقت میخواندند به حلال و حرام بودن مالش خیلی اهمیت میداند ، به پدر و مادر پدربزرگ و مادر بزرگ احترام خاصی قائل بودند و روی حرف بزرگترا حرف نمیزدند حتی اگه نادرست بود با رفتار و شوخی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید امین کریمی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسمه تعالی به نام خالق هر چه عشق، به نام خالق هر چه زیبایی، به نام خالق هر چه هست و نیست ... سلام علیکم، و اما بعد، بنده حقیر امین کریمی فرزند الیاس، چنین وصیت می کنم، بارالها، ببخش مرا که تو رحمانی و رحیم، همسر مهربانم () حلالم کن، نتوانستم تو را… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مدافع حرم محرم علیپور

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) و روح پرفتوح حضرت امام(ره) و با درود بر امام خامنه‌ای خدمت همسر عزیز و شیرزن خودم سلام. می دانم که از روزی که با من پیوند ازدواج بستی، جز زحمت و تلاش بی وقفه برای شما هیچ نکرده‌ام. می دانم قصور زیادی دارم، آن طور که شما… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید علیرضا بلباسی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون حمد و ستايش فقط از آن خدائي است كه در پرتو نور هدايت و رحمت خويش دست ما را گرفته و از دنياي جهل و ظلم و ستم و غفلت و بي ارزشي، به سوي اقيانوس بي كران نور و روشنايي و اقتدار كشانيد. پناه مي برم به خدا از… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید رضا حاجی زاده

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
«و اما خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی» آیات 40 و 41 سوره مبارکه النازعات «و اما آن کس که از مقام و مرتبه پروردگارش ترسیده و خود را از هوا و هوس بازداشته است، به یقین بهشت جایگاه اوست». با سلام و صلوات به محضر منجی عالم بشریت حضرت… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مهدی خندان

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آرزوی زیارت کسی را بعد از امام زمان(عج) و ائمه معصومین(ع) ندارم، مگر امام عزیزم را، که جانم فدایش باد، و اما شما پدر و مادر عزیزم، شما خواهران و برادران و شما اقوام نزدیک و آشنایان، ‌شما که وصیتنامه مرا می‌خوانید، بدانید که خمینی حجت و دست هدایت خداست،… بیشتر »
 نظر دهید »

با وضو وارد شوید ( از خاطرات شهید حسن باقری

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اول حسن خودش را معرفی کرد. بعد مسائل کلی مطرح شد. ایشان در همه حرف‌ها، تأکیدش روی مسائل اخلاقی بود. یادم نمی رود، قبل از این که وارد این جلسه شوم، وضو گرفتم ودو رکعت نماز خواندم و گفتم: «خدایا خودت از نیت من با خبری؛ هر طور صلاح… بیشتر »
 نظر دهید »

دو سه روزه کلافم ( از خاطرات شهید زین الدین )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم دو سه روزی بود می دیدم توی خودش است. پرسیدم « چته تو؟ چرا این قدر توهمی؟ » گفت « دلم گرفته. از خودم دل خورم. اصلا حالم خوش نیست. » گفتم » همین جوری ؟ » گفت » نه. با حسن باقری بحثم شد. داغ کردم. چه می دونم ؟ شاید باهاش بلندحرف زدم.… بیشتر »
 نظر دهید »

مراقبه دقیق ( از خاطرات شهید حسن ترک )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مراقبه را از نوجوانی آموختی و تمرین کردی . در پایان هر روز می نشستی و اعمالت را بررسی می کردی . روی یک کاغذ می نوشتی تا یادت نرود . « امروز دروغ نگفتم ، غیبت نکردم ، اما عصبانی شدم . مخصوصا" در انجمن موقع در آوردن کتم عصبانیت را… بیشتر »
 نظر دهید »

تو چه کاره هستی؟ (خاطره ای از شهید داود حیدری )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم در پادگان دوکوهه مستقربودند. مدتها بود که او را مي‌شناخت و با هم سلام و عليک داشتند. سعي مي‌کرد در هر فرصت مناسب کنار داود باشد. داود روحيه و اخلاق خوبي داشت اما بعضي وقتها يک مرتبه غيبش مي‌زد. کنجکاو شده بود دليلش رابداند. يک… بیشتر »
 نظر دهید »

پاسخ امام(ره) به نامه ی رمزی یک اسیر

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
نامه ی یک مادر آزاده همراه با نامه ی رمزی فرزندش بسمه تعالی خدمت مسئول محترم دفتر امام سلام علیکم پس از عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما. نظر به اینکه پسر این جانب مدت ۸ ماه است که در قید اسارت صدامیان کافر می باشد، اخیراً در نامه اش نوشته است که خیلی… بیشتر »
 نظر دهید »

ایده حاج رضوان (شهید عماد مغنیه)

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم حاج عماد، فرمانده دو پیروزی ارزشمند و تاریخی حزب‌الله یعنی جنگ سال 2000 که منجر به خروج رژیم صهیونیستی از لبنان شد و نیز جنگ 33 روزه در سال 2006 بود. آموزش‌های او مبتنی بر این ایده بود؛ حداکثر تلفات از دشمن و حداقل برای نیروهای… بیشتر »
 2 نظر

روی اسم خود خط کشید ( از خاطرات شهید بابایی )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم عباس همیشه علاقه داشت تا گمنام باقی بماند. او از تشویق، شهرت و مقام سخت گریان بود. شاید اگر كسی با او برخورد می كرد، خیلی زود به این ویژگی اش پی می برد. زمانی كه عباس فرمانده پایگاه اصفهان بود یك روز نامه ای از ستاد فرماندهی تهران… بیشتر »
 نظر دهید »

نظافت توالت ( خاطره ای از شهید سید احمد پلارک )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن می‌شود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به… بیشتر »
 نظر دهید »

حضرت علی اکبر (ع) ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سید تعریف می کرد و می گفت داشتیم به منطقه عملیاتی اعزام می شدیم در راه یک نوار نوحه سینه زنی گذاشته بودم این نوار را با مهدی زیاد گوش کرده بودم و کاملا برامون تکراری بود. برای همه معمول اینه که وقتی یک نواری تکراری می شه دیگه اون حس و حال و اشتیاق اولیه… بیشتر »
 نظر دهید »

گمنامی ( از خاطرات شهید رحیم کابلی )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم یک سالی بود در خانه ما بیشتر صحبت از شهادت بود، یک روزی گفت: «خانم اگر من شهید شوم چه می­‌کنی؟» گفتم:« خدا را شکر می­‌کنم.» گفت:«اگر جنازه من را بیاورند دست روی صورت من می­‌کشی؟» گفتم: «آقا شاید تو سر نداشته باشی.» گفت: «خدا را… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادتش را از شهید تورجی زاده خواست( از خاطرات شهید مسلم خیزاب

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سر قبر شهید تورجی‌زاده که رفتیم، دقایقی با این شهید آهسته درد و دل کرد و گفت: آمین بگو؛ من هم دستم را روی قبر شهید تورجی‌زاده گذاشتم و گفتم هر چه گفته را جدی نگیر ... اما همسرم دوباره تاکید کرد تو که می‌دانی من چه می‌خواهم، پس… بیشتر »
 نظر دهید »

بچه ها من کربلا رامی بینم !( از خاطرات شهید علی اصغر خنکدار

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بچه ها من کربلا رامی بینم !( از خاطرات شهید علی اصغر خنکدار ) علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد. در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود. دقائقی قبل از عملیات والفجر8،… بیشتر »
 نظر دهید »

ساختمان خرابه ( از خاطرات شهید هادی باغبانی )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یسم الله الرحمن الرحیم تو مراسم ، سردار اکبری از سه خصوصیت شهدا گفت ، گوشام تیز شدند شاید بشه برای نفس کاری کرد: ایمانی که کوه نتونه تکونش بده یقینی که تو بدترین غبارهم راه رو گم نکنی و پشت ولایت باشی دست آخر شهامتی که تو کارزار کم نیاری... هادی… بیشتر »
 نظر دهید »

این مرد برای تو شوهر نمی شود (خاطرات شهید حسین دولتی)

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سر سفره عقد نشسته بوديم، عاقد که خطبه را خواند، صداي اذان بلند شد. حسين برخاست، وضو گرفت و به نماز ايستاد، دوستم کنارم ايستاد و گفت: اين مرد براي تو شوهر نمي شود. متعجب و نگران پرسيدم: چرا؟ گفت: کسي که اين قدر به نماز و مسائل… بیشتر »
 نظر دهید »

جبهه و نماز

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم می خواست برگرده جبهه بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند . چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست… … وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد... خواستم بهش… بیشتر »
 نظر دهید »

توفیق عبادت و نماز شب

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم چند شبى بود كه نيمه هاى شب از خواب بيدار مىشدم ، ولى حال اين را كه برخيزم و نماز شب بخوانم نداشتم . در واقع توفيق نداشتم. كوهستانى بودن منطقه ، و اين كه روى زمين برف نشسته بود و فاصله ى زياد آب با ما، سرما و ترس نيز در نخواندن… بیشتر »
 نظر دهید »

با آمریکا دست ندهید ( از خاطرات شهید مسعود عسگری )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتی پیکر مسعود را آوردند، مادرش همان دم در به همرزمانش گفت: مسعود من رفت، خدا شما را حفظ کند. مدافع ولایت باشید. شما فریب نخورید و با آمریکا دست ندهید. مثل کسانی نباشید که در ظاهر حرف از آقا می‌زنند اما برعکس خواست ایشان عمل… بیشتر »
 نظر دهید »

با وضو وارد شوید ( از خاطرات شهید حسن باقری )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اول حسن خودش را معرفی کرد. بعد مسائل کلی مطرح شد. ایشان در همه حرف‌ها، تأکیدش روی مسائل اخلاقی بود. یادم نمی رود، قبل از این که وارد این جلسه شوم، وضو گرفتم ودو رکعت نماز خواندم و گفتم: «خدایا خودت از نیت من با خبری؛ هر طور صلاح… بیشتر »
 نظر دهید »

شجاعت ( از خاطرات شهید خرازی )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
  بسم الله الرحمن الرحیم مدتی بعد از عملیات «خیبر» یک روز «حاج حسین خرازی» به مقر مهندسی آمد و «حاج حسن فتاحی» را احضار نمود که همراه او به خط برود. او می خواست از نزدیک به امور بچه های مستقر در خط، رسیدگی کند و در مورد مسائل مهندسی، توصیه های لازم را… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مدافع حرم مهدی ثامنی راد

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم‌الله الرحمن الرحیم با عرض سلام محضر مبارک حضرت ولی عصرامام زمان(عج) و روح پرفتوح حضرت امام خمینی(ره) و شهدای صدر اسلام تا به حال و رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا حضرت امام خامنه‌ای و خانواده و دوستان عزیزم. حضور و توفیق اینجانب به این سرزمین امام… بیشتر »
 نظر دهید »

ماه شب عملیات

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم چشم از آسمان نمي‌گرفت. يك ريز اشك مي‌ريخت. طاقتم طاق شد. - چي شده حاجي؟ جواب نداد. خط نگاهش را گرفتم. اول نفهميدم،‌ ولي بعد چرا. آسمان داشت بچه‌ها را همراهي مي‌كرد. وقتي مي‌رسيدند به دشت،‌ ماه مي‌رفت پشت ابرها. وقتي مي‌خواستند از… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید رضا چراغی

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
انَّ الله اشتَري مِنَ الْمؤمِنينَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأنَّ لَهُمُ الْجَنَّه يُقاتِلونَ في سَبيلِ الله فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُون . . . فَاستَبشِروا بِبَيعِكُم الّذي بايَعتُم به وَ ذلك هُوَ الفَوزُ العظيم. همانا خداوند از مومنان جانشان و مالشان را… بیشتر »
 نظر دهید »

دغدغه دار ( از خاطرات شهید حاج احمد اسماعیلی )

28 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم حاج احمد دغدغه دار بود، همیشه در حال جمع کردن خاطرات از خانواده شهدا بود، ( احمد بعد از اینکه از پهلو تیر میخوره ، خودشو یک کیلومتر میکشه عقب ۱۰ روز تو بیمارستان‌ حلب بستری میشه، و کلیه هاشو از دست میده شب آخر میگفت قربون حضرت… بیشتر »
 نظر دهید »

از لندن تا شرهانی؛دو «حسین» در قتلگاه مین

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پدرش چندین مرتبه به حسین (سیامک) تذکر داده بود که ممکن است توسط ساواک دستگیر شود. اما گوش او بدهکار نبود. تا اینکه از دانشگاهی در انگلیس برایش پذیرش گرفت و او سال 56 روانه این کشور شد. در آنجا به زندان افتاد و توانست همراه دوستانش یک خلافکار سیاه پوست… بیشتر »
 نظر دهید »

ابتکار شهید اسحاق عزیزی در عملیات «امام مهدی(عج)»

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عملیات«امام مهدی(عج)» نخستین پیروزی رزمندگان ایرانی پس از شش‌ماه از آغاز جنگ ‌تحمیلی عراق علیه ایران است. در این عملیات «شهید اسحاق عزیزی» توانست با حفر کانال رزمندگان را به کنار اردوی دشمن برساند.    پس از آنکه فرماندهان ایرانی دریافتند که با جنگ‌های… بیشتر »
 نظر دهید »

سپهبد قرنی نخستین قربانی جنایات منافقین

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سرلشکر قرنی از نیروهای مومن در ارتش شاهنشاهی بود که پس از کودتای 28 مرداد به جرم همکاری با کودتاچیان از ارتش اخراج و به گفته برخی حتی به اعدام نیز محکوم می‌شود. او پس از انقلاب در 23 بهمن 57 با حکم امام به عنوان رئیس ستاد ارتش انقلاب منصوب شد و چند ماه… بیشتر »
 نظر دهید »

همسرشهید:جدی ترین شوخی «شهید انتظاری» دلم را فرو ریخت

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
قبل از عید امام خمینی (ره) از رزمندگان درخواست کردند که به علت کمبود نیرویی که در آن ایام با آن مواجه بودیم هرکس می تواند مرخصی نگیرد ودر جبهه بماند.   خاطره ای از مرضیه اعیان، همسر سردار شهید حسن انتظاری سال اول ازدواجمان قول داده بود برای ایام عید… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات محافظ امام(ره) از گمنامی تا شهادت

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
حسین شرفخانلو از نگارش خاطرات شهید مصطفی پیش‌قدم خبر داد و گفت: این کتاب در مراحل نهایی است و از دوران کودکی تا زمان شهادت وی را در برمی‌گیرد. حسین شرفخانلو، نویسنده، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به جزئیات کتاب جدیدش گفت:… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطرات محافظ امام(ره) از گمنامی تا شهادت

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
حسین شرفخانلو از نگارش خاطرات شهید مصطفی پیش‌قدم خبر داد و گفت: این کتاب در مراحل نهایی است و از دوران کودکی تا زمان شهادت وی را در برمی‌گیرد. حسین شرفخانلو، نویسنده، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به جزئیات کتاب جدیدش گفت:… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت منهدم شدن دیده‌بان صدام در «بازی‌دراز»

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
رزمندگان ایرانی در عملیات فتح بازی‌دراز با ایستادگی در برابر آتش توپخانه بعثی‌ها دیده‌بانی که به‌خاطر اهمیتش به‌نام صدام نام‌گذاری شده بود را منهدم کردند.    مرادعلی محمدی مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان کرمانشاه ضمن گرامیداشت… بیشتر »
 نظر دهید »

کلاس درس اجباری کمونیسم

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
روز به روز هوا سرد تر می شد. همه از زخم معده و سوز سرما در رنج بودیم. با همه ی این سختی ها، مجبور بودیم هر شب مهملات کاک ناصر و دیگر استادان کلاس در مورد کمونیسم را گوش کنیم و مانند بچه های مدرسه، آن ها را حفظ کنیم یا در کلاس مرتب از استاد سؤال کنیم که… بیشتر »
 نظر دهید »

حمله اسرائیل به نیروگاه اتمی عراق

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این خلبانان هنگام پرواز بر فراز اردن، با لهجه عربی عربستان سعودی با یکدیگر صحبت می‌کردند و به ماموران برج مراقبت اردن گفتند که گشتی‌های سعودی‌اند و راه را گم کرده‌اند. وقتی به حریم هوایی عربستان وارد شدند، لهجه را عوض کردند و وانمود کردند که خلبان… بیشتر »
 نظر دهید »

حمله اسرائیل به نیروگاه اتمی عراق

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
این خلبانان هنگام پرواز بر فراز اردن، با لهجه عربی عربستان سعودی با یکدیگر صحبت می‌کردند و به ماموران برج مراقبت اردن گفتند که گشتی‌های سعودی‌اند و راه را گم کرده‌اند. وقتی به حریم هوایی عربستان وارد شدند، لهجه را عوض کردند و وانمود کردند که خلبان… بیشتر »
 نظر دهید »

لحظه های دلواپسی کنار آب های هور

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دارم چشمان مرگ را می بینم. چشمان مرگ از ترشح خون بچه ها سرخ شده است. دژ پر شده از پیکرهای پاره‌پاره‌ی رزمندگان و حوضچه‌های خون کوچک و بزرگ که در کناره آب های هور جلوه‌نمایی می‌کنند و تابلویی زیبا از شاهکار خلقت را به نمایش گذارده اند.    تاریکی کم‌کم… بیشتر »
 نظر دهید »

ماجرای آخرین تفحص سال ۹۳ و پیرزن عراقی که برای شهدا مادری می‌کرد

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فرمانده قرارگاه عملیاتی کمیته جستجوی ستادکل نیروهای مسلح گفت: ٢٩ اسفند ماه سال ٩٣ با گروه تفحص از الاماره راه افتادیم به‌سمت منطقه زبیدات. در روستا پیرزن عراقی سوار ماشین شد و ما را به جایی برد که می‌گفت شهدا آنجا هستند. سرهنگ حسین عشقی فرمانده قرارگاه… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سردار شهید اردشیر رحمانی فرمانده گردان مکانیزه لشکر ۲۵ کربلا بود که در عملیات کربلای ۵ در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید. سردار شهید اردشیر رحمانی در 26 بهمن 1340 در این شهرستان دیده به جهان گشود، او پس از دوران خردسالی، سال‌های تحصیل خویش را یکی پس از… بیشتر »
 نظر دهید »

روایت «شهید جعفری منش» از یک دست‌‌نوشته

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
شهید جعفری‌منش، به نقل از شهید فرزانگان نوشته است: همه زندگی یک طرف، لحظه‌ای در اینجا(جبهه) بودن ارزشی بیشتر دارد. خدا می‌داند اسارت این دنیا را نخواهیم کشید و خدا می‌داند به عشق او به اینجا آمده‌ایم.ما دنیا را پشت سر گذاشتیم.   شهید «محمد جعفری‌منش»… بیشتر »
 نظر دهید »

همدلی و همزبانی به سبک سید آزادگان

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
ابوترابی از هر فرصتی استفاده می کرد تا پاسخ سوالی رادهد یا شبه ای را رفع کند. از جمله این موارد مسئله ولایت فقیه بود. او طلبه ها و مسئولان گروه های فرهنگی اردوگاه را جمع کرد و در چند جلسه درباره اعلمیت امام خمینی و ولایت فقیه و نظر فقها در این باره سخن… بیشتر »
 نظر دهید »

از لندن تا شرهانی؛دو «حسین» در قتلگاه مین

27 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
پدرش چندین مرتبه به حسین (سیامک) تذکر داده بود که ممکن است توسط ساواک دستگیر شود. اما گوش او بدهکار نبود. تا اینکه از دانشگاهی در انگلیس برایش پذیرش گرفت و او سال 56 روانه این کشور شد. در آنجا به زندان افتاد و توانست همراه دوستانش یک خلافکار سیاه پوست… بیشتر »
 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
 << < مرداد 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • مدیر النفیسه
  • زفاک
  • بتول سادات بنیادی

آمار

  • امروز: 257
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • وصیت نامه شهید یوسف راسخ (5.00)
  • کوه خضرنبی ( از خاطرات شهید مهدی طهماسبی (5.00)
  • یا حسین(ع) (5.00)
  • کفاره گناه ( از خاطرات شهید مهدی باکری ) (5.00)
  • وصیت نامه شهید عباس بنایی (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس