فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

وصیت نامه شهید یعقوب بخشنده زاری محله

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
عاقبت باید رفت و عاقبت در حقیقت دل بستن به این دنیا و استمرار نیست و مرگ در انتظار همه می باشد و شتری است که خواسته و ناخواسته بی خبر در خانه ی همه ماها می نشیند و معلوم نیست که هر کدارم از ماها زنده خواهیم ماند یا نه. پس چه بهتر که در این انتظار اعمالی… بیشتر »
 نظر دهید »

کاغذ خواستگاری ( از خاطرات شهید سید علی حسینی )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هنوز آن کاغذ را دارم؛شرایطش را خلاصه،رویش نوشته بود و پایینش را امضا کرده بود.تمام جلسه خصوصی صحبت ما درباره ازدواج ختم شد به همان کاغذ؛مختصر و مفید. بعد از باسمه تعالی،ده تا از نظراتش را نوشته بود.بعضی هایش اینطور بودند: بسم الله الرحمن الرحیم « داشتن… بیشتر »
 نظر دهید »

خواب امام علی (از خاطرات شهید حمزه خسروی)

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهيد حمزه خسروى، فرمانده يكى از گروهان‏هاى لشكر المهدى(عجّ) بود. روزى پس از نماز صبح رو به يكى از برادران روحانى كرد و پرسيد: ـ حاج آقا! اگر كسى خواب امام على عليه‏السلام را ببيند، چه تعبيرى دارد؟ روحانى در پاسخ گفت: ـ بايد ديد چه… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگینامه شهید احمد کاظمی

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
فرمانده سرافراز نیروی زمینی سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در سال ۱۳۳۷‬در شهرستان نجف آباد از توابع استان اصفهان در خانواده‌ای مومن و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دیده به جهان گشود. او که ایمان به خدا و عشق به خاندان… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید احمد کاظمی

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
الله اکبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهید ان علیاً ولی الله خداوندا فقط می‌خواهم شهید شوم شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت می‌خواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه… بیشتر »
 نظر دهید »

مراقب دستت هستی (خاطره ای از شهید احمد کاظمی)

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
خاطره ایی از آزاده حاج مرتضی حاج باقری ، آزاده اردوگاه 12 که از ناحیه دست راست جانبازهستند .(قطع دست) بسم الله الرحمن الرحیم یک روز در فرودگاه ، شهید حاج احمد کاظمی را دیدم .ایشان بعد از احوالپرسی از من پرسیدند :حاج مرتضی دستت چطور است؟ مواظبش هستی ؟… بیشتر »
 نظر دهید »

چادر عربی ( از خاطرات شهید اسماعیل حیدری )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم سال91 با حاجی رفتیم سوریه.. در حال زیارت در مسجد اموی بودیم که متوجه خانمی افغانستانی شدیم که هر جا در مسجد می رفتیم پشت سر ما می آمد، دو دختر کوچیک هم همراهش بودند..‼ وقتی به مقام راس الحسین(ع) رسیدیم،نزدیکتر آمد و به من… بیشتر »
 نظر دهید »

سلام مرا به حضرت زهرا برسان

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن... حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست! اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه... با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...» فکر می کرد الان قراره… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید علی تمام زاده

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
با نام و یاد خداوند مهربان و با درورد به ارواح طیبه شهدای جهان اسلام و با سلام و دعای خیر به پیشگاه آقا صاحب الزمان(عج) و آرزوی سر سلامتی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای(دام عزه) شب عملیات است و رزمندگلن با تجهیزات عازم خط نبرد حق علیه باطل… بیشتر »
 نظر دهید »

شب تاسوعا شهید میشه ( از خاطرات شهید علی تمام زاده )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم با شهید علی تمام زاده هماهنگ کردم یکی از مدافعان حرم رو بفرسته به مراسم شهدای مدافع حرم افغانستانی که بچه های هیئت محبین الحسنین پیشاهنگی، سال تحویل امسال برگزار میکنن؛ شهید تمام زاده هم برای این جلسه شهید مصطفی صدرزاده (سید… بیشتر »
 نظر دهید »

سه جبهه متفاوت ( از خاطرات شهید علی تمام زاده )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
دیروز معرکه ای در منزل داشتیم بیا و ببین در خانه نشسته بودم که دیدم یکی یکی اقوام و آشنایان دارن میان خونه! اول خیال کردم برای مهمانی هست هرچند تازه از تعطیلات نوروزی فارغ شده بودیم وتبعا صله ارحام را هم بجا آورده بودیم (اونم چندبار چندبار! اما بازم… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید اسمعیل قربانی فرزند ابراهیم

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
روز عید قربان بود! بعد از خواندن نماز عید انجام دادن باقی اعمال با بچه ها تصمیم گرفتیم که یه سری به بهشت زهرا بزنیم! پشت موتورها نشستیم و هرکدوم دوترک راهی شدیم! به اونجا که رسیدیم بعد زیارت قبور دوست وآشنا، کم کم راهی پاتوقمون یعنی گلزار شهدا شدیم. بچه… بیشتر »
 نظر دهید »

پیراهن نو ( از خاطرات شهید مرتضی یاغچیان )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم یک روز گفت : برویم پیراهن تازه ای بخریم. گفتم : این دفعه دیگر حتماً ‌تصمیم داری داماد بشوی. صورتش سرخ شد و سرش را پایین انداخت. نه. بخاطر مادرم است، می گوید هر دفعه که به منزل می آیی، همان لباسهای کهنه همیشگی را می پوشی. یکبار هم… بیشتر »
 نظر دهید »

توسل ( از خاطرات شهید محمود کاوه )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در قسمتی از ارتفاع، فقط یک راه برای عبور بود. محمود کاوه را بردم همان جا، گفتم:" دیشب تیربار چی دشمن مسلسلش را روی همین نقطه قفل کرده بود،هیچ کس نتونست از این جا رد بشه". گفت:" بریم جلوتر ببینیم چه کاری می تونیم انجام بدیم". رفتیم تا نزدیک سنگر… بیشتر »
 نظر دهید »

امام زمان عج (خاطره ای از شهید مهدی منتظرالقائم )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم . نيمه شعبان سال 1369 بود. گفتيم امروز به ياد امام زمان (عج) به‌ دنبال عمليات تفحص مي‌رويم اما فايده نداشت خيلي جست‌وجو كرديم. پيش خود گفتيم يا امام زمان (عج) يعني مي‌شود بي‌نتيجه برگرديم؟ در همين حين 4 يا 5 شاخه گل شقايق را ديديم… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم رب الشهداء و الصديقين اگر چه خود را بيشتر از هر كس محتاج وصيت و پند و اندرز مي‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا مي‌كنم قدرتي به بيان من عطا فرمايد كه بتوانم از زبان يك شهيد‌، دست به قلم ببرم چرا كه جملات من اگر لياقي پيدا شدو مورد عفو رحمت… بیشتر »
 نظر دهید »

هدیه ناقابل ( از خاطرات شهید مصطفوی )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم کت و شلوار بسیار زیبایی داشت. در مراسمات جشن اهل بیت می پوشید. اوایل سال 88 بود. یکبار گفتم: سید این کت و شلوار رو چند خریدی؟ پرسید: چطور؟ گفتم اگه جایی سراغ داری که قیمت مناسب می فروشه به ما معرفی کن . رو به من کرد و گفت: سایز من… بیشتر »
 نظر دهید »

انفاق ( از خاطرات شهید سید علیرضا مصطفوی )

19 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم از بدی دل بستن به مال دنیا می گفت. اما قبل از همه خودش به آن عمل می کرد می گفت: خداوند در قرآن فرموده : مومنین از آنچه خداوند روزی داده انفاق کنند. اینکه اضافه مال را بدهی می شود صدقه اما باید از آنچه به آن علاقه داری بگذری.… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مرداد 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • نورفشان

آمار

  • امروز: 321
  • دیروز: 457
  • 7 روز قبل: 1482
  • 1 ماه قبل: 12095
  • کل بازدیدها: 358631

مطالب با رتبه بالا

  • شهادت آیت الله بهشتی و هفتاد دو تن از یارانش را تسلیت عرض می نمایم (5.00)
  • وصیتنامه عجیب شهید عملیات استشهاد طلبانه شهید علی منیف اشمر (5.00)
  • نگاه خدا ( از خاطرات شهید عبدالحمید دیالمه ) (5.00)
  • شهیدم کن ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی ) (5.00)
  • هفته دفاع مقدس گرامی باد (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس