فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

هر وقت که راه کربلا باز شود(از خاطرات شهید علیرضا کریمی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم چهار سال مریض بود. کلی دوا و دکتر کردیم. فایده نداشت. آخرین بار بردیمش پیش بهترین متخصص اطفال تو اصفهان. معاینه اش کرد و گفت:«کبدش از کار افتاده. شاید تا فردا صبح زنده نماند!» پدرش سفره حضرت ابوالفضل علیه السلام را نذر کرد. آقا… بیشتر »
 1 نظر

قفسه کتاب ( از خاطرات شهید رسول خلیلی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اتاقش یک قفسه کتابی داشت که دیگر جوابگوی حجم کتاب‌هایش نبود. پیشنهاد دادم که در اتاقش یک کمد دیواری درست کند تا بزرگتر باشد، به همین منظور قفسه کتاب را خالی کرد و کتاب‌ها چند ماهی در گوشه اتاق جمع‌آوری شده بود. من یک روز به شوخی… بیشتر »
 نظر دهید »

قبرهای الوارثین در فکه ( از خاطرات شهید رسول خلیلی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم من مدام در زمان جنگ در منطقه بودم و پس از صدور قطعنامه جنگ تمام شد آن موقع راهیان نور مرسوم نبود و ما هرسال با گردان خودمان می‌رفتیم منطقه. یک مقری داریم بنام الوارثین در فکه، اولین سالی که رسول را منطقه بردم، سال اول راهنمایی… بیشتر »
 نظر دهید »

تاسی به شیوه و رفتار پیامبر ( از خاطرات شهید مهدی خوش سیرت )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم باختران كه بوديم جنب مسجد تركان، پيرمردي مغازه داشت كه با انقلاب و اسلام ميانه خوبي نداشت، چهره و لبخند آقا مهدي و احوالپرسي هايشان در پيرمرد تأثير گذاشته بود. پيرمرد مي گفت: من اصلاً با شماها ميانه خوبي ندارم ولي نمي دانم اين يكي… بیشتر »
 نظر دهید »

حسین وار مقاومت کردیم ( از خاطرات شهید حسین یاری نسب )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بیسیم‌چی گردان حنظله حاج همت را خواست. حاجی آمد پای بیسیم و گوشی را به دست گرفت. صدای ضعیف و پر از خش خش … را از آن سوی خط شنیدم که میگوید: احمد رفت، حسین هم رفت. باطری بیسیم دارد تمام می شود. عراقی‌ها عن‌قریب می آیند تا ما را… بیشتر »
 نظر دهید »

ام وهب انقلاب اسلامی ( پیام همسر شهید هادی کجباف )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم «هیچگاه به خواسته دشمنان اسلام و شیعیان تن نمی‌دهیم و هیچ یک از اسیران آنها را با پیکر پاک شهیدانمان معاوضه نخواهیم کرد. ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم. شنیده‌ایم که برای تحویل… بیشتر »
 نظر دهید »

دانه بلند مازندران ! ( خاطره ای از شهید سلطانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم برای شادی روح الله خدمت حضرت آقا رفته بود. از قرار آقا به او فرموده بود چه قد رعنایی داری. بچه کجا هستی؟ پسرم هم گفته بود بچه آمل هستم. بعد حضرت آقا به سر پسر شهیدم دست می‌کشند و به روح الله می‌گویند: «دانه بلند مازندران!»… بیشتر »
 نظر دهید »

تغذیه از قرآن ( از خاطرات شهید علی ماهانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الرحمن الرحیم همراه ده پانزده نفر از بچه ها ناهار می خوردیم که علی آقا رو به برادرش کرد و گفت : « محمود ، ‏ما شاید دیگر همدیگر را نبینیم . بگذار نصیحتی به تو بکنم. سعی کن به درجه ای برسی که خوردن یکی دو لقمه نان کفایتت بکند. بقیه را از قرآن تغذیه کن… بیشتر »
 1 نظر

وصیت نامه شهید علی ماهانی

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
اَلْحَمْدُ اَللهِ الَّذی هَدینا لِهذا وَ ما کُناَّ لِنَهْتَدِیَّ لَوْ لا اَنْ هَدینَا اَلله. آیه ۴۳ سوره اعراف حمد و سپاس خدائی را که ما را به این دین مبین و این انقلاب عظیم و این رهبر کبیر راهنمائی و هدایت فرمود. قدر این انقلاب را بدانید الله، الله، از… بیشتر »
 نظر دهید »

اگر دو دست هم نداشتم ... ( ازخاطرات شهید علی ماهانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیمرختها رو گذاشتم تا وقتی از بیرون اومدم بشورم. وقتی برگشتم دیدم علی از جبهه برگشته و گوشه حیات نشسته و رختها هم روی طناب پهن شده. رفتم پیشش و بهش گفتم: الهی بمیرم مادر، تو با یک دست چطوری این همه لباس رو شستی؟ گفت: مادر جون اگه دو… بیشتر »
 نظر دهید »

اسمم را روی پایم بنوسید ( از خاطرات شهید علی اصغر قربانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم گفت: من یقین دارم فردا شهیدمیشم.برای اینکه جنازه ام روی زمین نماند، اسمم راروی پایم بنویسید.یکی باماژیک سبزکف پاش اسمشونوشت ترکش خمپاره سرش رابردازکف پایش شناسایی شد منع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا  برای… بیشتر »
 1 نظر

زائر امام رضا ( از خاطرات شهید ابراهیم باقری زاده )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتی محسن [شهید محسن خسروی] در والفجر8 شهید شد و پیکرش در منطقه ماند، ابراهیم خیلی بی تابی می کرد و به شدت اشک می ریخت. از آن به بعد هر وقت عملیاتی می شد، برای اینکه پیمانش را با محسن ادامه دهد، هنگامه عملیات، پلاک و کلیه وسایل… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه تک خطی شهید صادق عدالت اکبری

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سلام مرا به رهبرم امام خامنه ای برسانید و به ایشان بگویید از ایشان شرمنده ام چون یک جان بیشتر نداشتم تا در راه دفاع از حریم اسلام و انقلاب تقدییم نمایم. منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا  برای شادی روح… بیشتر »
 نظر دهید »

شهادت را برای همسرم خواستم ( از خاطرات شهید صادق عدالت اکبر )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم زمانی که آقا صادق به ماموریت می رفتند من برایشان نامه ای می نوشتم و در بین لباس یا قسمتی از چمدانش می گذاشتم که ببیند. سال گذشته وقتی ایشان برای بار اول به کربلا رفتند من دو تا نامه نوشتم که یکی برای خودشان بود که گفتم در بین… بیشتر »
 1 نظر

حضرت زهرایی ( از خاطرات شهید کمال فاضلی)

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم عملیات محرم مجروح شد. طوری که دکترا ازش قطع امید کرده بودند . حضرت فاطمه اومده بود به خوابش ، فرموده بود : «پسرم تو شفا گرفتی ، بلند شو. فقط باید قول بدهی که جبهه را ترک نکنی.» بعد از این خواب ، سر از پا نمی شناخت ... عملیات خیبر… بیشتر »
 نظر دهید »

فرمانده گردان ( از خاطرات شهید اسماعیل فرجوانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم با تعدادی از برادران گردان جهت رفتن به مرخصی همراه شدیم؛ حاج اسماعیل فرجوانی (فرمانده گردان) هم در بین ما بود ولی ایشان می خواستند جهت انجام کاری به مقر لشکر بروند. همه ی بچه ها سوار لندکروز شدند و حاجی هم خود را عقب ماشین در بین… بیشتر »
 1 نظر

مفقودالاثر ( از خاطرات شهید اسماعیل فرجوانی )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
همیشه می گفت : خوشا به حال کسانی که مفقودالاثر و مفقود الجسد هستند. هر شب جمعه حضرت زهرا (س ) خودش به دیدن آن ها می رود. بالای سرشان می نشیند، خوشا به حالشان که خانم را می بینند. آن وقت مادرها همه اش بی تابی می کنند که چرا شهیدمان را نیاوردند بگو آخه… بیشتر »
 نظر دهید »

اولین سالگرد ازدواج شهید رضا دامرودی

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم همسر شهید رضادامرودی اولین شهید مدافع حرم شهرستان سبزوار این چنین امسال سالگرد ازدواجش را جشن گرفت منبع :ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و برای شادی روح شهیدان صلوات بیشتر »
 نظر دهید »

پسرت را دیدی؟ ( از خاطرات شهید علی شرفخانلو )

23 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم آخرهای آذر بود که آمد . رفتم استقبالش گفت میرود پسرش را ببیند. آمدیم دم خانه شان. سپرد بمانم تا برگردد . خیلی طول نکشید که برگشت . از در که آمد بیرون پرسیدم : علی آقا ! گل پسرت را دیدی ؟ گفت : آره گفتم : حالا به تو رفته یا به… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مرداد 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • بحرکاظمي
  • زفاک
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد

آمار

  • امروز: 188
  • دیروز: 457
  • 7 روز قبل: 1482
  • 1 ماه قبل: 12095
  • کل بازدیدها: 358631

مطالب با رتبه بالا

  • وصیتنامه روحانی شهید یوسف خانی (5.00)
  • عاشقی ( جمله ای از شهید رضا اسماعیلی ) (5.00)
  • در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفتان زشت خو را نكشند. (5.00)
  • اسفندیاری که در عملیات کربلای 5 جا ماند (5.00)
  • مروری برزندگی شهید علی بیگی (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس