فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

استاد قرآن ( از خاطرات شهید علیرضا قلی پور )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله اللرحمن الرحیم شبها نمازشب می خوند. اولین نفر بود که بلند میشد اذان می گفت و نماز جماعت برگزار می کرد. استاد قرآنمون بود. شبها می یومد و می گفت بیایم سوره ذاریات بخونیم منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح… بیشتر »
 نظر دهید »

سفر حج ( از خاطرات شهید آوینی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سفر حج ، میقات با خدای عشق با پای دل راه سخت صفا و مروه را پیمودن كار عاشقان است. بین آنكه دلش مشتاق باشد،‌ با آنكه پایش مشتاق باشد فاصله‌ای است به وسعت آسمان تا زمین. مرتضی كه از این سفر بازگشت،‌ به دیدارش رفتیم، در عرفات گم شده… بیشتر »
 نظر دهید »

دیدار در عرفات ( از خاطرات شهید بابایی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سال 1366 که به مکه مشرف شدم ، عضو کاروانی بودم که قرار بود شهید بابایی هم با آن کاروان اعزام شود. ولی ایشان نیامدند و شنیدم که به همسرشان گفته بودند: بودن من در جبهه ثوابش از حج بیشتر است . در صحرای عرفات وقتی روحانی کاروان مشغول… بیشتر »
 نظر دهید »

خوش قول ( از خاطرات شهید همت )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي‌ مي‌گفت‌ فلان‌ ساعت‌ مي‌آيم‌، مي‌آمد. بيش‌تر اوقات‌ قبل‌ از اين‌كه‌زنگ‌ بزند، در را باز مي‌كردم‌. مي‌خنديد. منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح شهیدان صلوات بیشتر »
 نظر دهید »

زندگینامه شهید محمد رضا عقیقی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
در خانواده‌اي متدين و مذهبي ودر سال هزار و سيصد و چهل و يک ه ش در شيراز ديده به جهان گشود. دستهاي پرعطوفت خانواده, او را از همان كودكي به آغوش مهربان مساجد سپرد تا با صداي گرم خود گلدسته ها را به آواي اذان بنوازد و نواي توحيد و دعوت به خيرالعمل را در… بیشتر »
 نظر دهید »

سلام مرا به حضرت زهرا برسان

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن... حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست! اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه... با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...» فکر می کرد الان قراره… بیشتر »
 نظر دهید »

وداع آخر (از خاطرات شهید مجید قنبری)

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم مجيد ۱۸ سالش بود كه تصميم گرفت برود جبهه هر كاري كرديم كه مانع رفتنش بشيم ،‌ فايده اي نداشت باباش بهش گفت: تو بمون تا من برم ، هر وقت برگشتم تو برو. قبول نمي كرد و مي گفت بايد برم... ... روز اعزام بهش گفتم: مجيد! من دوست ندارم تو… بیشتر »
 نظر دهید »

حلالیت ( از خاطرات شهید محمدرضا عقیقی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سرگرم کار بودم که یکی بلند گفت: مادر. شروع کرد دورم چرخیدن و تکرار این جمله "مادر حلالم کن" گفتم: برای چی؟ گفت: اول حلالم کن. گفتم: بخشیدمت. گفت: مادر چند بار صدایت کردم متوجه نشدید، مجبور شدم با صدای بلند صدایتان کنم. ببخشید اگر… بیشتر »
 نظر دهید »

مهریه ( از خاطرات شهید دقایقی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم، مادرم مهر مرا بالا گرفته بود تا حداقل یک چیز این ازدواج که از دید آنها غیر معمول بود، شبیه بقیه مردم شود. گرچه هیچ کدام از ما موافق نبودیم، ولی اسماعیل گفت: تا اینجا به اندازه کافی دل مادرت را… بیشتر »
 نظر دهید »

همسرداری (از خاطرات شهید مهدی نوروزی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم همیشه همسرداری اش خاص بود؛ وقتی می خواستیم با هم بیرون برویم، لباس هایش را می چید واز من می خواست تا انتخاب کنم و از طرف دیگر توجه خاصی به مادرش داشت. هیچ وقت چیزی را بالاتر از مادرش نمی دید، تعادل را رعایت می کرد به خاطر دل همسرش… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین نگاه ( خاطره شهید حسین اسکندرلو )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي از خونه رفت بيرون به من گفت: باباجون، حلالم كن. دلم لرزيد، هيچ وقت موقع خداحافظي اين طوري صحبت نمي كرد. هميشه مي گفت: منو دعا كنين. گفتم: اين چه حرفيه كه مي زني؟ خنديد و رفت. به مادرش گفتم: نمي دونم چرا حسين اين طوري حرف زد.… بیشتر »
 نظر دهید »

اگر دو دست هم نداشتم ... ( ازخاطرات شهید علی ماهانی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم رختها رو گذاشتم تا وقتی از بیرون اومدم بشورم. وقتی برگشتم دیدم علی از جبهه برگشته و گوشه حیات نشسته و رختها هم روی طناب پهن شده. رفتم پیشش و بهش گفتم: الهی بمیرم مادر، تو با یک دست چطوری این همه لباس رو شستی؟ گفت: مادر جون اگه دو… بیشتر »
 نظر دهید »

حرمت موی سفید ( از خاطرات شهید علی ماهانی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی سوادی ما را به رخمان بکشد. هر وقت وارد اتاق می شدم، نیم خیز هم که شده، از جاش بلند می شد. اگر بیست بار هم می رفتم و می آمدم، بلند می شد. می گفتم: علی جان، مگه من غریبه هستم؟ چرا به… بیشتر »
 نظر دهید »

مصداق ایمان ( از خاطرات شهید اسدالهی )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مصداق ایمان را در اخلاق می‌شود دید، نمونه‌اش خوش خلقی، احترام به من و احترامی بود که به پدر و مادرش داشت و یا در صحبت‌هایی که می‌کرد و اینکه مقید به مسجد رفتن و دادن خمس و زکات بود. این‌ها همه مصداق ایمان بود. من چیزهایی را که… بیشتر »
 نظر دهید »

شوخ طبع ( از خاطرات شهید محمد اینالو )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم نماز خوندن رو خیلی دوست داشت ، نماز رو اول وقت میخواندند به حلال و حرام بودن مالش خیلی اهمیت میداند ، به پدر و مادر پدربزرگ و مادر بزرگ احترام خاصی قائل بودند و روی حرف بزرگترا حرف نمیزدند حتی اگه نادرست بود با رفتار و شوخی… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید امین کریمی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسمه تعالی به نام خالق هر چه عشق، به نام خالق هر چه زیبایی، به نام خالق هر چه هست و نیست ... سلام علیکم، و اما بعد، بنده حقیر امین کریمی فرزند الیاس، چنین وصیت می کنم، بارالها، ببخش مرا که تو رحمانی و رحیم، همسر مهربانم () حلالم کن، نتوانستم تو را… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مدافع حرم محرم علیپور

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
سلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) و روح پرفتوح حضرت امام(ره) و با درود بر امام خامنه‌ای خدمت همسر عزیز و شیرزن خودم سلام. می دانم که از روزی که با من پیوند ازدواج بستی، جز زحمت و تلاش بی وقفه برای شما هیچ نکرده‌ام. می دانم قصور زیادی دارم، آن طور که شما… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه شهید علیرضا بلباسی

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون حمد و ستايش فقط از آن خدائي است كه در پرتو نور هدايت و رحمت خويش دست ما را گرفته و از دنياي جهل و ظلم و ستم و غفلت و بي ارزشي، به سوي اقيانوس بي كران نور و روشنايي و اقتدار كشانيد. پناه مي برم به خدا از… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید رضا حاجی زاده

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
«و اما خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی» آیات 40 و 41 سوره مبارکه النازعات «و اما آن کس که از مقام و مرتبه پروردگارش ترسیده و خود را از هوا و هوس بازداشته است، به یقین بهشت جایگاه اوست». با سلام و صلوات به محضر منجی عالم بشریت حضرت… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید مهدی خندان

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
آرزوی زیارت کسی را بعد از امام زمان(عج) و ائمه معصومین(ع) ندارم، مگر امام عزیزم را، که جانم فدایش باد، و اما شما پدر و مادر عزیزم، شما خواهران و برادران و شما اقوام نزدیک و آشنایان، ‌شما که وصیتنامه مرا می‌خوانید، بدانید که خمینی حجت و دست هدایت خداست،… بیشتر »
 نظر دهید »

با وضو وارد شوید ( از خاطرات شهید حسن باقری

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اول حسن خودش را معرفی کرد. بعد مسائل کلی مطرح شد. ایشان در همه حرف‌ها، تأکیدش روی مسائل اخلاقی بود. یادم نمی رود، قبل از این که وارد این جلسه شوم، وضو گرفتم ودو رکعت نماز خواندم و گفتم: «خدایا خودت از نیت من با خبری؛ هر طور صلاح… بیشتر »
 نظر دهید »

دو سه روزه کلافم ( از خاطرات شهید زین الدین )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم دو سه روزی بود می دیدم توی خودش است. پرسیدم « چته تو؟ چرا این قدر توهمی؟ » گفت « دلم گرفته. از خودم دل خورم. اصلا حالم خوش نیست. » گفتم » همین جوری ؟ » گفت » نه. با حسن باقری بحثم شد. داغ کردم. چه می دونم ؟ شاید باهاش بلندحرف زدم.… بیشتر »
 نظر دهید »

مراقبه دقیق ( از خاطرات شهید حسن ترک )

29 مرداد 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مراقبه را از نوجوانی آموختی و تمرین کردی . در پایان هر روز می نشستی و اعمالت را بررسی می کردی . روی یک کاغذ می نوشتی تا یادت نرود . « امروز دروغ نگفتم ، غیبت نکردم ، اما عصبانی شدم . مخصوصا" در انجمن موقع در آوردن کتم عصبانیت را… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < مرداد 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • فاطمه شبانه اراني

آمار

  • امروز: 355
  • دیروز: 219
  • 7 روز قبل: 1084
  • 1 ماه قبل: 12010
  • کل بازدیدها: 358174

مطالب با رتبه بالا

  • شهادت آیت الله بهشتی و هفتاد دو تن از یارانش را تسلیت عرض می نمایم (5.00)
  • وصیتنامه عجیب شهید عملیات استشهاد طلبانه شهید علی منیف اشمر (5.00)
  • نگاه خدا ( از خاطرات شهید عبدالحمید دیالمه ) (5.00)
  • شهیدم کن ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی ) (5.00)
  • هفته دفاع مقدس گرامی باد (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس