کفاره گناه ( از خاطرات شهید مهدی باکری )
28 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم
شهر دار ارومیه که بود، دوهزار و هشت صد تومان حقوق می گرفت. یک روز بهم گفت« بیا این ماه هرچی خرجی داریم رو کاغذ بنویسیم، تا اگه آخرش چیزی اضافه اومد بدیم به یه فقیر.» همه چی را نوشتم ؛ از واکس کفش گرفته تا گوشت و نان و تخم مرغ. آخر… بیشتر »