فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

عمه بیا گمشده پیدا شد (خاطره ای از شهید گمنام )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم طلائیه بودیم . بیل مکانیکی داشت روی زمین کارمیکرد که شهید پیداشد همراهش یه دفتر قطوراما کوچک بود،مثل دفتری که بیشتر مداحها دارند.برگهای دفترروگل گرفته بود پاکش کردم.بازکردنش زحمت زیادی داشت صفحه اولش روکه نگاه کردم بالاش نوشته… بیشتر »
 نظر دهید »

متعصب (از خاطرات شهید مصطفی احمدی روشن)

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم رفقایم توی بسیج فهمیده بودند مصطفی ازم خواستگاری کرده. از این طرف و آن طرف به گوشم می رساندند که «قبول نکن، متعصبه». با خانمها که حرف میزد، سرش را بالا نمیگرفت. سر برنامه های بسیج اگر فکر می کرد حرفش درست است، کوتاه نمی آمد. به… بیشتر »
 نظر دهید »

کوچه پر از دختر ( از خاطرات شهید صیاد شیرازی )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم رفته بود تهران درس بخواند. سال آخر دبیرستان، دوستش از یک کوچه می رفته مدرسه و علی از کوچه ای دیگر. دوستش به او می گفته: چرا از آنجا می روی؟ بیا از این کوچه برویم؛ پر از دختر است! علی می گفته: «شما می خواهی بروی، برو. به سلامت. من… بیشتر »
 نظر دهید »

چشم هایش..( از خاطرات شهید ردانی پور )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم معلم جدید بی حجاب بود . مصطفی تا دید سرش را انداخت پایین. برجا ! بچه ها نشستند. هنوز سرش را بالا نیاورده بود،دست به سینه محکم چسبیده بود به نیمکت . خانم معلم آمد سراغش .دستش را انداخت زیر چانه اش که « سرت را بالا بگیر ببینم» چشم… بیشتر »
 نظر دهید »

( از خاطرات شهید جهان آرا )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم سر کلاس جواب معلمش را نمی داد. می گفت: «تا حجاب نداشته باشی ما صحبتی با هم نداریم منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح شهیدان صلوات   بیشتر »
 نظر دهید »

نگاه خدا ( از خاطرات شهید عبدالحمید دیالمه )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم  چند خانم رفتند جلو سوالاتشان را بپرسند ،در تمام مدت سرش بالا نیامد... نگاهش هم به زمین دوخته بود.. خانم ها که رفتند، رفتم جلو گفتم: تو انقدر سرت پایینه نگاهم نمی ندازی به طرف که داره حرف میزنه باهات، اینا فکر نکنن تو خشک ومتعصبی… بیشتر »
 1 نظر

نامحرم ( از خاطرات شهید حسن قاسمی دانا )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم تو شهر حلب دو تاى سوار موتور میرفتیم . دیدم حسن سرش پایین داره میره مدح امیرالمومنین على علیه السلام رو میخوند من ترکش نشسته بودم . ترسیدم . فقط میتونست . دو سه متر جلو رو ببینه . گفتم داداش مواظب باش تصادف میکنیم . ولى توجه نکرد… بیشتر »
 نظر دهید »

مراسم عروسی ( از خاطرات شهید مهدوی )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم -هيچ وقت در مراسم عروسي ها و جشن ها شركت نمي كرد. نه اينكه آدم منزوي بود و در جمع نمي رفت - جايي كه مي دانست گناه است نمي رفت . مي گفت :‹ هرچه ديده ببيند ، دل مي كند ياد › اگر چشمم به نامحرم بيفتد حتماً به گناه مي افتم . خيلي با… بیشتر »
 نظر دهید »

حیاو تقوا ( از خاطرات شهید مهدوی )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم حياء بسيار داشت ؛ حتي با اقوام نزديك كه نامحرم بودند ، رابطه نداشت . هميشه مي گفت : حيا و تقوا مثل طناب است و اگر طناب ِ حياء پاره بشود ، تقوا هم از بين مي رود . منبع:ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا   برای… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیتنامه حاج احمد متوسلیان

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم دیگر کسی حرفی از مرخصی نزد شهید حاج احمد متوسلیان روز پنج شنبه سی اردیبهشت ماه سال شصت و یک، حاج احمد با همان حال نامساعد و عصا در زیر بغل، آمد دارخوین تا برای بچه ها سخنرانی کند. آن هم در شرایطی که بچه های ما خیلی خسته بودند و… بیشتر »
 نظر دهید »

باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی ( از خاطرات شهید عبدالله باقری )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم خیلی اصرارداشت که برود، یک روز آمد و گفت مادر جان شما پنج پسر داری بالاخره باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی. سوال من از شما این است که فردای محشر اگر حضرت زهرا (س) از شما بپرسد شما که چند پسر داشتی چرا یکی را برای دفاع از حرم… بیشتر »
 نظر دهید »

هذا محب الحسین ( از خاطرات شهید مرتضی زندیه )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم گریه کن امام حسین عليه السلام بود.از اونایی که گریه کردنش با بقیه فرق می کرد. وقتی از مجلس روضه امام حسین می آمد بیرون چشمانش سرخ شده بود، از بس گریه می کرد. کارهاش طوری تنظیم می شد که به روضه امام حسین عليه السلام برسه. هر جا… بیشتر »
 نظر دهید »

چه عطر خوشبویی ( از خاطرات شهید غلامعلی پیچک )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم توی عملیات " مطلع الفجر" تیر خورد به سینه و گردنش همون جا افتاد و به آسمون پر کشید درگیری شدید شد و نتونستیم پیکر مطهرش رو برگردونیم یه هفته بعد بچه ها تصمیم گرفتن جنازه غلامعلی رو برگردونن به هر سختی بود برگردوندیم خیلی تعجب آور… بیشتر »
 نظر دهید »

سرباز امام زمان ( از خاطرات شهید مهدی نوروزی )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم لباس رزمی که اندازه محمد هادی باشد پیدا نکردم و کوچکترین سایز را خریدم و کوچک تر کردم و بعد از غسل شهادت با این لباس خدمت آقا رسیدیم . پدرش هنگام تولد محمد هادی دعا کرد که با شهادت از این دنیا برود و خدمت آقا که رسیدم به ایشان… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید عبدالصالح زارع

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم درود بر امام امت نایب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی. عزیزان من، حواستان باشد که این انقلاب اسلامی را به امانت به ما سپردند و نکند در امانت خیانت کنیم؛ این امانت، امانت الهی‌ست، وظیفه همه ماست که از این… بیشتر »
 نظر دهید »

​ راز حاجت ( از خاطرات شهید حسین دخانچی

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم 17 سال جانباز قطع نخاع بود خواهر میخواست مشرف بشه عتبات عالیات حاج حسین بهش گفت:سرقبر مسلم(ع) که رفیتید من حاجتی دارم از ایشان بخواهید حاجت من را برآورده شود. تعجب کردم برام جای سئوال داشت چون هرکسی کربلا میره سراغ امام حسین(ع) یا… بیشتر »
 نظر دهید »

مهر تربت (خاطره ای از شهید احمدی روشن )

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم اذان گفته بودند. زود مهر برداشتم و رفتم برای نماز. مصطفی هنوز نیامده بود. برگشتم مثل همیشه کله اش را کرده بود داخل جا مهری و مهرها رو زیر و رو می کرد. فوت کرد و یکی را داد دستم. گفتم«این چیه؟» بشکن زد، گفت: «مهر کربلاست. بگیر… بیشتر »
 نظر دهید »

اذان و اقامه ( از خاطرات شهید مهدی نوروزی

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم قبل از به دنیا آمدن محمد هادی به زیارت امام رضا(ع) رفتیم. از امام رضا(ع) خواستم که اذان و اقامه محمد هادی را آقا در گوش محمد هادی بخوانند، خیلی تلاش کردیم که خطبه عقدمان را آقا بخوانند که قسمت نشد. لحظه وداع با امام رضا(ع) به آقا… بیشتر »
 1 نظر

آخرین یادگاری از شهید مدافع حرم مصطفی چگینی

30 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
هر کس مهر امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در دل نداشته باشد مطمئن باشد اگر در زمان یکی از امامان معصوم هم باشد مهر آنها را در دل نخواهد داشت. برادر بسیجی مصطفی چگینی   منبع:سایت ابرو باد وصیت نامه وخاطرات شهدا   برای شادی روح شهیدان صلوات بیشتر »
 نظر دهید »
 << < تیر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • نرجس خاتون محمدي
  • ترنم

آمار

  • امروز: 999
  • دیروز: 1237
  • 7 روز قبل: 4216
  • 1 ماه قبل: 14142
  • کل بازدیدها: 362019

مطالب با رتبه بالا

  • یا حسین(ع) (5.00)
  • کفاره گناه ( از خاطرات شهید مهدی باکری ) (5.00)
  • وصیت نامه شهید عباس بنایی (5.00)
  • امتحان پدر از فرزند شهیدش (5.00)
  • شهادتت مبارک (دلنوشته دختر شهید محمد بلباسی ) (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس