فاطمه(س) بی نشان

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

جمله ای از شهید دهقان امیری

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم "به قول شهید آوینی شهادت بال نمیخواد حال میخواد.این جمله ی آخر منه" منبع:سایت ابرو بادخاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح شهیدان صلوات بیشتر »
 2 نظر

وصیتنامه شهید ماشاالله شیخی

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
به نام او که همه در محضر او هستیم و علاقه به دنیا ودل بستن به مال و زن و فرزند ما را از این معنا غافل نموده است. پروردگارا قبل از آنکه این روح زنگار گرفته مرا از کالبد خاکی ام خارج سازی مرا از دنیا بکن و ذره ای از حب دنیا و حب نفس را در وجودم باقی مگذار… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید محمد کامران

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و صلوات به ساحت مطهر حضرت ولی‌عصر(عج) و نایب برحقش امام خامنه‌ای و امام خمینی(ره) و شهدای گرانقدری که با خون‌های ریخته شده خود در راه اسلام و حقانیت، راه روشن و هموار را به ما نشان داده‌اند. همیشه از خداوند خواسته‌ام که… بیشتر »
 نظر دهید »

چه خبر از برزخ ( از خاطرات شهید احمد علی نیری )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دونماز، سخنرانیشان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند: "این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم .از احمد پرسیدم چه خبر؟ به… بیشتر »
 نظر دهید »

بایدفکری به حال آنجا کنم ( از خاطرات شهید کلهری )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم طبقه بالای خانه پدرش ، یک اتاق و اشپزخانه جمع و جوری درست کرده بود گفتم:مصطفی چرا خونه ی درست و حسابی اجاره نمی کنی ؟اگه بخوای مسئولین بهت کمک می کنن. منبع: ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا برای شادی روح… بیشتر »
 1 نظر

عطر امام حسینی! (خاطره ای از شهید اکبری )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم بوی عطر عجیبی داشت نام عطر رو که می پرسیدیم جواب سر بالا می داد شهید که شد توی وصیت نامه اش نوشته بود: به خدا قسم هیچ وقت به خودم عطر نزدم هر وقت خواستم معطر بشم از ته دل می گفتم: السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام… بیشتر »
 نظر دهید »

ابر و باد خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسمالله الرحمن الرحیم هر وقت می‌خواستیم در خانواده، عکس دسته جمعی بگیریم، او با ما همراه نمی‌شد. گاهی اوقات با اصرار و قسم و آیه، مجبورش می‌کردیم و می‌آمد و توی جمع می‌ایستاد. امّا به محض آنکه می‌خواستند عکس بیندازند، او کنار می‌رفت. مادرم می‌گفت:… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم رب الشهداء و الصديقين اگر چه خود را بيشتر از هر كس محتاج وصيت و پند و اندرز مي‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا مي‌كنم قدرتي به بيان من عطا فرمايد كه بتوانم از زبان يك شهيد‌، دست به قلم ببرم چرا كه جملات من اگر لياقي پيدا شدو مورد عفو رحمت… بیشتر »
 نظر دهید »

شرط مرخصی امام خمینی به شهید بابایی

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم شهید بابایی در زمان دفاع مقدس خدمت امام خمینی(ره) رسیدند و از ایشان برای انجام کاری در اوقاتی که آسیبی به کار جنگ نمی خورد، مرخصی خواستند. وقتی امام راجع به دلیل مرخصی گرفتن در آن بحبوحه ی جنگ پرسیدند. شهید بابایی فرمود: من در دهه… بیشتر »
 نظر دهید »

سربازان امام زمان عج ( خاطره ای از شهید محمود کاوه )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الحمن الحیم بچه ها را جمع كردن توي ميدان صبحگاه پادگان؛ قرار بود آيت ا... موسوي اردبيلي برايمان سخنراني كنند. لابلاي صحبت هايشان گفتند: امام فرمودند، من به پاسدارها خيلي علاقه دارم، چرا كه پاسدارها سربازان امام زمان (عج) هستند. كنار محمود… بیشتر »
 نظر دهید »

حرف های زیبای شهیدرسول پورمراد با خدا درباره شهادت

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ! حمد و ستایش از آن توست که عزّت و ذلّت به دست توست..خدایا ! همیشه با نعمت های بیشمارت مرا شرمنده کرده ای و من نمی توانم شکر آن ها را به جا آورم، نعمت هستی، نعمت پدر ومادر خوب، سلامتی، خانواده و همسر خوب، نعمت ولایت… بیشتر »
 نظر دهید »

زیارت عاشورا

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم چهل صبح بعد از نماز صبح زیارت عاشورا می خواند تا خدا دعایش را اجابت کند و شهید شود. به شوخی بهش گفتم : « این عملیاتی که من تدارکش را دیده ام اینقدر فشارش بالاست که اگر هم نخوانی شهید می شوی ، نیازی به نذر کردن ندارد» گفت : « اگه… بیشتر »
 نظر دهید »

وصیت نامه شهید یعقوب بخشنده زاری محله

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الرحمن الرحیم عاقبت باید رفت و عاقبت در حقیقت دل بستن به این دنیا و استمرار نیست و مرگ در انتظار همه می باشد و شتری است که خواسته و ناخواسته بی خبر در خانه ی همه ماها می نشیند و معلوم نیست که هر کدارم از ماها زنده خواهیم ماند یا نه. پس چه بهتر… بیشتر »
 نظر دهید »

دانه بلند مازندران ! ( خاطره ای از شهید سلطانی )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم روح الله خدمت حضرت آقا رفته بود. از قرار آقا به او فرموده بود چه قد رعنایی داری. بچه کجا هستی؟ پسرم هم گفته بود بچه آمل هستم. بعد حضرت آقا به سر پسر شهیدم دست می‌کشند و به روح الله می‌گویند: «دانه بلند مازندران!» منبع:ابر و باد… بیشتر »
 نظر دهید »

غبطه رهبری به یک شهید ( از خاطرات شهید نواب )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم براي آخرين بار وقتي مي خواست عازم بوسني و هرزگوين شود تا به مسلمانان مظلوم آن ديار كمك نمايد، محضر مقام معظم رهبري رسيد. معظم له از ايشان پرسيدند: چند وقت مي خواهي در بوسني بماني؟ و او گفت: براي خدمت مي روم و قصد برگشتن ندارم. آقا… بیشتر »
 نظر دهید »

داود در بین بچه هایم یک چیز دیگر بود

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
 بسم الله الحمن الرحیم شب‌ها هر از گاهی که بیدار می شدم می‌دیدم زمزمه‌ای از داخل اتاق داود به گوش می‌رسد وقتی در را آهسته باز می‌کردم می‌دیدم فرش را کنار زده روی خاک نشسته و گریه می‌کند، می‌گفتم داوود جان تو این راه رو میروی مدرسه و میای آخه تو که گناهی… بیشتر »
 نظر دهید »

شهدای مدافع حرم ( از خاطرات شهید رضا کارگر برزی )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم به تله و انفجارات که رسید،چاشنی ها و نوع مواد و نحوه کارگزاری رو که دید گفت این روش و این ترکیب ،ترکیبی است که خودم به بچه های حماس نشان دادم. حالا کار به جایی رسیده که همین تعالیم خودمان را بر علیه خودمان به کار گرفته اند. کارگر… بیشتر »
 نظر دهید »

عکس شهدا ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم عباس آقا خادم مسجدامام رضاعلیه السلام تعریف می کرد: یک روز نشسته بودم توی حیاط مسجد. مهدی آمد کنار من نشست . یک دفعه چشمش افتاد به عکس شهدا که بالای دیوارهای مسجد نصب شده بود. روبه من کرد و با حسرت گفت: یعنی می شه یک روز هم عکس ما… بیشتر »
 نظر دهید »

آخرین پیامک مهدی ( از خاطرات شهید مهدی عزیزی )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
بسم الله الرحمن الرحیم مهدی قبل از رفتن به سوریه، آخرین پیامکش را برای یکی از دایی هایش فرستاد: دایی ! من رفتم. دستمال اشکهام روبا کمی تربت کربلا گذاشته ام لای قرآن روی طاقچه. اگه یه وقت طوری شد، آنها بگذارید کنارم   منبع:ابر و باد خاطرات شهدا -… بیشتر »
 نظر دهید »

استفاده از فرصت ها ( خاطره شهید حسن ترک )

31 تیر 1395 توسط مادر پهلو شکسته
یسم الله الرحمن الرحیم آرامشش زبانزد بود...خیلی بر اعمالش مسلط بود و کم حرف... به جا حرف می زد و اغلب مشغول ذکر گفتن بود... سوال که می پرسیدند،جواب می داد و دوباره ذکرهایش را از سر می گرفت... می گفت از فرصت ها خوب استفاده کنید... یک بار گروهی داشتیم به… بیشتر »
 نظر دهید »
 << < تیر 1395 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

فاطمه(س) بی نشان

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • وصیت نامه شهدا
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

خادمان

کاربران آنلاین

  • avije danesh

آمار

  • امروز: 92
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 4064
  • 1 ماه قبل: 14013
  • کل بازدیدها: 362019

مطالب با رتبه بالا

  • گوشه ای از ، ازدواج شهید حمید ایرانمنش (5.00)
  • وصیت نامه شهید احمد خواجه شريفي (5.00)
  • پیرمردی که از روی پیکر پسرش رد نشد (5.00)
  • چگونه دور اندیشی آیت‌الله خامنه‌ای از ورود ایران به جنگی جدید جلوگیری کرد؟ (5.00)
  • بهشت معصومه(س) ( از خاطرات شهید علی تمام زاده ) (5.00)

رتبه

    ورود

    ابزار وبلاگ

    سخنی از بهشت

    حدیث

    موزیک

    ذکر روز

    دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس